روزنامه اعتماد: ریشه‌هاست که بذر امید را در دل انسان می‌کارد؛ که اگر ریشه نباشد میوه‌یی به ثمر نمی‌نشیند. در روزهای استیصال زندگی، خاک مادری می‌تواند نقش دستاویزی را بازی ‌کند که فرد با چنگ زدن به آن، آرامشی ریشه‌دار را تجربه ‌کند. «
آلبر کامو,آلبر کامو سقوط,آلبر کامو بیگانه


«آلبر کامو,آلبر کامو سقوط,آلبر کامو بیگانه


کامو که به پاریس رسید، ارتش نازی در حال نزدیک شدن به پایتخت بود. این شد که او به همراه دیگر همکارانش در روزنامه «عصر پاریس» به شهر کارمون نقل مکان کرد و سپس به شهر غربی بوردو فرار کرد.

دسامبر 1941 کامو شاهد اعدام «گابریل پری» بود و این واقعه وی را بر آن داشت تا به اقدامات وحشیانه‌ آلمان‌های نازی واکنش نشان دهد. او در سال 1942 به عضویت گروه مقاومت فرانسوی به نام «نبرد» درآمد و یک سال پس از آن، روزنامه‌نگاری زیرزمینی را آغاز کرد. در همین حین، او با «ژان پل سارتر» - نویسنده و فیلسوف بزرگ - و «سیمون دوبوار» - فمینیست و نویسنده‌ مشهور - آشنا شد.

مساله استقلال الجزایر مهم‌ترین مبحثی بود که کامو را از الجزیره‌یی‌ها دور کرد. او تا پایان عمر، مخالف استقلال الجزایر و اخراج شهروندان فرانسوی‌تبار این کشور بود، اما در عین حال هیچ گاه از گفت‌وگو درباره فقدان حقوق مسلمانان دست برنداشت. او طی 8 ماه، 35 مقاله تحت عنوان «الجزایر پاره پاره» را در روزنامه «اکسپرس» به نگارش درآورد.

کامو در ژانویه 1956 مسوول برگزاری یک گردهمایی عمومی در الجزایر شد که مورد مخالفت شدید دو طرف مناقشه قرار گرفت .

کامو در آخرین مقاله‌یی که با موضوع الجزایر نوشت، تلاش کرد از هیاتی متشکل از فرهنگ‌های مختلف بر مبنای مدل سویسی برای الجزایر دفاع کند که این نیز مورد مخالفت طرفین دعوی قرار گرفت. از آن پس بود که بیگانه دنیای ادبیات به سرزمین کاغذی پناه آورد و داستان کوتاه‌هایی را با موضوع الجزایر و شاهکارش «سقوط» خلق کرد.

کاترین کامو که پدرش را فراتر از مرزهای جغرافیایی تعریف می‌کند، در سخنانش افزود: تعداد زیادی از روستاهای کوچک اطراف فرانسه هستند که برای او مراسم بزرگداشت برگزار می‌کنند. مردم کتاب‌هایش را با اشتیاق می‌خوانند و او را شدیدا دوست دارند. بالاتر و بیشتر از کتاب‌هایش، مردم به خود او علاقه‌مند هستند؛ زیرا او انسانیت آنها را مورد خطاب قرار داده است. او در تمام کتاب‌هایش حضور دارد. سوالاتی را می‌پرسد که برای همه پیش می‌آید و درد و رنجی را توصیف می‌کند که همه درک کرده‌اند. دختر کامو در ادامه گفت: اینکه جشنی ملی برای سالروز تولد او در فرانسه برگزار نمی‌شود، امری طبیعی است؛ آنها که در فرانسه بر سر قدرت هستند،

هیچ گاه کامو را دوست نداشتند و او هم آنها را. وی بارها گفته بود که در خدمت رنج‌دیدگان تاریخ است و نه آنها که تاریخ را ساخته‌اند. کامو هنوز در فرانسه یک بیگانه است و من از این بابت شگفت‌زده‌ام. چراکه وزرا نمی‌دانند کامو، نماینده این کشور است. من به او و به تصویری که از فرانسه در ذهن جهانیان می‌سازد، افتخار می‌کنم.

کاترین سپس درباره عقیده مردم الجزایر گفت: بارها شنیده‌ام که مردم معمولی الجزایر عاشق کتاب‌های کامو هستند. نظر آنها با سران حکومتی این کشور کاملا تفاوت دارد. او یک نژادپرست نبود و همان قدر که به سرنوشت فرانسوی‌ها اهمیت می‌داد، برای سرنوشت مسلمانان الجزایر نگران بود.

دختر آلبر کامو در پایان سخنانش گفت: 35 سال است که با رنج مرگ او درگیرم و هر روز و هر روز به او فکر می‌کنم. نمی‌دانم اگر بود، الان درباره دنیا چه فکر می‌کرد، با این رقابت‌ برای به چنگ آوردن پول، مصرف‌گرایی و نادیده گرفتن درد و رنج دیگری که دنیا را پر کرده است. نمی‌توانم به جای او صحبت کنم، اما می‌دانم آنچه او نوشته، هنوز معنا دارد و کامو همچنان با مردم حرف می‌زند.

همچنین بخوانید : کارگردان پرحاشیه، میان سینمای ایران و فرانسه
گردآوری بیوگرافی آکاایران گردآوری بیوگرافی آکاایران

شما احتمالا با جستجوی کلمات زیر وارد مقاله شده اید چنانچه مطلب مرتبط با جستجوی شما نبوده همان کلمه را در جستجوی سایت وارد کنید

آلبر کامو کفش , آلبرت کاموس , البر کامو

گردآوری توسط بخش بیوگرافی کارگردان های بزرگ، بیوگرافی کارگردانان ایرانی، زندگینامه ی کارگردانان ایرانی، بیوگرافی کارگردانان خارجی،زندگینا سایت آکاایران
  • فال
  • بازار
  • تست هوش آنلاین
تبلیغات