مجله چلچراغ:
عباس کیارستمی,عباس کیارستمی ژاپن,عباس کیارستمی ده


جف اندرو: چطور شد که در ژاپن عباس کیارستمی,عباس کیارستمی ژاپن,عباس کیارستمی ده


اندرو: اولین جمله عباس کیارستمی,عباس کیارستمی ژاپن,عباس کیارستمی ده


اندرو: از این نظر، این فیلم مثل بقیه فیلم های شماست.

- کیارستمی: در این فیلم نشان می دهم که آدم های نسل های متفاوت رفتارهای متفاوتی دارند.

اندرو: شما گفته اید که هر یک از فیلم هایتان برآمده از فیلم ما قبل آن است. این فیلم چگونه به فیلم «کپی برابر اصل» ارتباط پیدا می کند؟


- کیارستمی: خب، این موضوع آنقدرها هم آگاهانه و عامدانه نیست ولی لحظه ای هست که آکیکو می ایستد و به یک نقاشی نگاه می کند و درباره آن حرف می زند؛ این صحنه مرا یاد لحظه ای در فیلم «کپی برابر اصل» انداخت که در آن ویلیام [شیمِل] و ژولیت [بینوش] با هم ایستاده درباره یک نقاشی بحث و گفتگو می کنند و در همینجاست که با بیانیه من درباره هنر مواجه می شوید. خوشحال بودم که نقاشی مناسب این فیلم را پیدا کردم چون به دنبال چیزی بودم که آکیکو و واتانابه قبل از آن که بروندس روقت موضوع اصلی، بتوانند در موردش بحث کنند؛ چیزی که مثل صحبت درباره آب و هوا، پیش پا افتاده وسطحی نباشد. این نقاشی، نقاشی بسیار مهمی است، چون اولین نمونه ای بود که در آن یک سوژه قدیمی ژاپنی با رنگ روغن و با استفاده از تکنیک های نقاشی غربی کشیده شده بود. بنابراین، ترکیبی از شرق و غرب بود. مهم است که آدم دور و بر خودش را نگاه کند و چیزهای دیگر را هم ببیند. برای مثال، من در ایران ریشه دارم ولی دوست ندارم فقط ریشه های خودم را ببینم.

 آدماگر فقط به ریشه های خودش نگاه کند، مثل این است که خودش را اسیر زندان کند. بنابراین من در زمینه فلسفه و هنر به فرهنگ های دیگر هم نگاه کرده ام، از جمله فرهنگ غرب. از این گذشته، تنها چیزی که مرا به عنوان فیلمساز همچنان به وجد می آورد این است که بتوانم کار متفاوتی انجام بدهم و همچنان تجربه آزمایی بکنم و کارهایی انجام بدهم که جدید و تازه باشد، حتی اگر دیگران یا خودم از دیدنشان شوکه یا شگفت زده شوند. بنابراین با ساخت این فیلم می خواستم از وسط صحنه ای شروع کنم که بیننده نه می داند چه کسی دارد در آن صحبت می کند و نه می داند درباره چه موضوعی دارد بحث می شود.

در موردپایان بندی هم تا مدت ها نتوانستم به هیچ نتیجه ای برسم، تا اینکه سرانجام فیلم را به همین شکل کنونی اش به پایان بردم ولی احساس می کردم که این پایان بندی بعضی ها را برآشفته یا شوکه می کند، یا به مذاقشان خوش نمی آید، بنابراین آن را بهط ور آزمایشی برای مارین کارمیز [تهیه کننده] و چندتایی از دیگر دوستان، نمایش دادم. آنها گفتند این پایان بندی احتمالا خوب و مناسب است، بنابراین من هم از آن استفاده کردم. حقیقت این است که من فیلم هایم را برای خودم می سازم. اینطور نیست که یک برنامه کاری داشته باشم و یکی از اهداف این برنامه هم این باشد که در بین مخاطبان بسیار زیادی محبوب یا موفق باشم. برای مثال، آخرین باری که در کن بودم، مردم برای دیدنِ ژولیت در فیلمی که بیشترش به زبان انگلیسی بود، آمده بودند. این بار، با یک فیلم ژاپنی آمده ام وسه بازیگری که تقریبا به کلی ناشناخته اند. خیلی ها اعتقاد داشتند که بعد از «کپی برابر اصل» فیلم هایم را دیگر با ستاره ها می سازم، ولی من دقیقا برعکسش را انجام دادم.

همچنین بخوانید : نقش داریوش مهرجویی در سینمای ایران
گردآوری بیوگرافی آکاایران گردآوری بیوگرافی آکاایران
گردآوری توسط بخش بیوگرافی کارگردان های بزرگ، بیوگرافی کارگردانان ایرانی، زندگینامه ی کارگردانان ایرانی، بیوگرافی کارگردانان خارجی،زندگینا سایت آکاایران
  • فال
  • بازار
  • تست هوش آنلاین
تبلیغات