بهرام مشیری ، از سیر تا پیاز زندگی و عقاید و فیلم های بهرام مشیری -آکا

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد بهرام مشیری ، از سیر تا پیاز زندگی و عقاید و فیلم های بهرام مشیری ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته از سایت بیوگرافی آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

آکاایران: بیوگرافی بهرام مشیری

بهرام مشیری (۱۳۲۶-) پژوهشگر تاریخ، نویسنده و برنامه ساز تلویزیونی در شبکه پارس و مجری برنامه ای به نام سرزمین جاوید است. این برنامه، از سال ۲۰۰۲ میلادی آغاز شده و به حوزه های مذهب، تاریخ و ادبیات می پردازد. او در رادیوهای ایرانی زبان در آمریکا دربارهٔ ایران و تاریخ کهن ایران و علل انحطاط ایران سخن می گوید

بهرام مشیری ، از سیر تا پیاز زندگی و عقاید و فیلم های بهرام مشیری
,[categoriy]

آکاایران: بهرام مشیری ، از سیر تا پیاز زندگی و عقاید و فیلم های بهرام مشیری

زندگی نامه

به گزارش آکاایران: بهرام مشیری متولد ۱۳۲۶ خورشیدی است. پدرش، جواد مشیری اهل روستای دُر (از توابع گلپایگان) و مادرش، دختر میرزا حسین خان انتظام الملک از ایل بختیاری می باشد. وی پس از اخذ دیپلم در گلپایگان، در دوران پهلوی دوم، وارد دانشکده افسری ارتش شد. پس از پایان دانشگاه، به خدمت در ارتش در می آید، در سال ۱۹۷۴ میلادی، به آمریکا می رود. مشیری دارای مدرک فوق لیسانس در علم مواد و مهندسی شیمی از دانشگاه کاتولیک آمریکا می باشد.

عقاید ونظرات

در حال حاضر برنامه های او از طریق رادیو، تلویزیون و اینترنت، منتشر می شود. وی در این برنامه ها-سرزمین جاوید- به بیان نظراتش در مورد مسائل مختلف مانند فلسفه، ادبیات، تاریخ علم، موسیقی سنتی خصوصاً تکنوازی تار و از جمله تاریخ می پردازد. او در این برنامه ها اسلام و عقاید اسلامی را به شدت مورد انتقاد قرار می دهد و اغلب زبان طنز و هجو را چاشنی سخنانش می گرداند که عدّه ای وی را به همین سبب محکوم کرده و کارهای وی را توهین به مقدسات اسلامی می دانند. وی با ردّ این ادعاها سخنان خود را روشنگری بر اساس متون کلاسیک اسلام مانند تاریخ طبری و تاریخ مغازی می داند که گاهی با خواندن این منابع در مقابل دوربین این سخنش را به اثبات می رساند. وی دلیل انتقاد شدیدش از دین اسلام را حاکمیت آخوندهای شیعه و سلطه آنان بر مبنای این مذهب اعلام می دارد و ریشه مشکلات جامعه را حکومت مذهبی برمی شمرد. وی تلویحاً -بلکه تصریحاً- اعلام نموده اگر حکومت بر مبنای اسلام نبود او به تحلیل منتقدانه از اسلام نمی پرداخت. وی از مخالفان سرسخت حکومت پهلوی هم هست. به نظر او حاکمیت کنونی معممین به دلیل سانسور و اختناق دوره پهلوی بوده و کودتای ۲۸ مرداد را انحرافی بزرگ در راه آزادی خواهی ملّت ایران و نقطه سیاه تاریخ ایران خصوصاً بعد از مشروطه می داند؛ و انقلاب مشروطه را نقطه عطف پیشرفت کشور بر مبنای آزادی خواهی می داند. او همواره تاریخ ایران به خصوص دوره مشروطه را می ستاید. وی از پیروان ملییون (ملی گرایان) و طرفدار سر سخت دکتر مصدق است ولی هیچ گاه خود را متعلق به گروه یا ارگان خاصی نمی داند.

بهرام مشیری کیست؟

بهرام مشیری در سال ۱۹۷۰ میلادی به امریکا سفر نمود،وی دارای مدرک لیسانس در رشته علوم مواد و مهندسی از دانشگاهCatholic university of America می باشد.قبل از انقلاب الامیبهرام مشیری در ارتش خدمت می نمود و با توجه به اشتیاق به مسائل تاریخی از نظام انصراف داد..

,[categoriy]
منابع مورد استفاده در برنامه ‘سرزمین جاوید’ بهرام مشیری

آیا مطالعه بخش هایی از کتب مختلف به صرف اینکه نام آنها کتاب است صحیح می باشد،برداشت مطالب مورد نیاز برای تهمت پراکنی و شایعه افکنی در فضای تاریخی و اسلامی چیزی است که بهرام مشیری آن را منابع نوشتاری خود می داند و از آن همینطور که پیشتر گفته شد برای مبارزه استفاده می کند.مثال های بیشماری در این باب وجود دارد

در نظر وی اسلام یک دین کامل تعریف نمی شود؛ولی دلیلی هم ندارد که ایشان به خاطر اینکه این دین را قبول ندارند با گفته ها و بعضا صحبت هایشان دیگران را از این مهم باز دارند.

,[categoriy]
نقد قرآن

سخنان بهرام مشیری درباره ‘قرآن کریم’ بسیار نا آگاهانه و از روی نیت دشمنی می باشد که معلوم نیست ایشان به چه سبب با این دین آسمانی که بنا بر گفته صریح دیگر ادیان آسمانی آخرین دین و کامل تریناز سوی خداوند رحمان و رحیم است،وی در اکثر مواقع با سوء نظر و دیدگاه صرف مبارزاتی درباره آیات قرآن کریم و همچنین احادیث اظهار نظر نموده و فاقد آنکه درباره ادعای خود مدرک و سندی معتبر ارائه دهد تنها گوشه ای از مطالب دلخواه را برگزیده و به خورد بیننده می دهد!

خوشبختانه منابع خوبی در فضای اینترنت وجود دارد که همگی به نوعی سخنان بهرام مشیری در مورد قرآن و دیگر مسائل را نقض می کند،یکی از این منابع وب سایت جناب’مصطفی حسینی طباطبایی’ می باشد،ایشان درباره سخنان بهرام مشیری اظهار نظر می فرمایند و یک به یک نظرات بهرام مشیری درباره قرآن و احادیث را به چالش می کشند.

تغییر نام استان خراسان رضوی

وی در اظهار نظری سخیفانه استان خراسان رضوی را مایه ننگ ایران دانست و خواستار تغییر نام آن شد.صرف اینکه مزار امام هشتم شیعیان حضرت امام رضا (ع) در این نقطه از مملکت می باشد و یا اینکه یکی از پایگاه های قدرتمند حوزه در آن قرار دارد و به تربیت علما اسلام می پردازد،دلیل می شود!!؟

روابط بهرام مشیری با خاندان منحوس پهلوی

شما شاید بارها و بارها بی طرفی سایت را در بیوگرافی اشخاص مشاهده نموده اید،این بار نیز به رسم صاداقت می نویسم که:

بهرام مشیری علی رغم همه تهمت پراکنی ها و برخی دست اندازی ها در عرصه تاریخیو اسلامی رابطه چندان خوبی با خاندان منحوس پهلوی نداشت و ندارد و بهتر بگویم می خواهد که سر به تنشان نباشد…!!!

در یکی از همین وب سایت های طرفدار سلطنت طلب می خواندم:

,[categoriy]

هرکسی برنامه های بهرام مشیری را دیده باشد در اینکه او کوچکترین حسن ظنی نسبت به پهلوی ها و خانواده پهلوی ندارد شکی نمی کند.در لینک زیر سخنان او را میشنویم که چکیده اش این است:

خوکشی علیرضا پهلوی دلیلش این بوده که او را به بازی نمی گرفتند و تحت فشار بوده که چرا فیس بوک نداشته باشد و با رسانه ها تماس نداشته ،به این دلیل که نکند جاذبه رضاپهلوی استکم شود و نیز میگوید که علیرضا پهلوی سواد داشته و یکی دوتا لیسانس داشته و کلی تعریف از علیرضا پهلوی و اضافه میکند که رضا پهلوی دارد از مرده علیرضا سوء استفاده سیاسی می برد.درحالی که مشخص است که این خود بهرام مشیری است که دست به این کار زشت زده تا بازهم پهلوی ها را بکوبد.

اینجا که اینقدر سنگ علیرضا را به سینه میزند تنها برای خراب کردن رضاپهلوی است!

مگر نمی گوید که علیرضا با سواد بود و باید از سواد او استفاده می شد؟ بسیار خوبسوال اینجاست که اگر علیرضا مصاحبه با رسانه ها را شروع میکرد و فیس بوک و …. اولین کسی که یقه او را می گرفت همین بهرام مشیری بود که به او میگفت: تو فکر میکنی کی هستی و چه حقی داری که برای مردم ایران مصاحبه میکنی؟

می گفت تو که سه تا لیسانس داری چرا به پدرت ناسزا نمی گوئی و این حرفهایی که مصدق پرستان همواره می زنند. مشیری به علیرضا نمی گفت که نظرت در بارهآبادانی هایی که پدر و پدر بزرگت کردن چیست !!؟بلکه توی سر همین علیرضای تحصیلکرده هم میزد!!!

وی در حال حاضر مشغول انتشار ۲ کتاب به نامه های ‘در مصیبت و در بازتاب’ می باشد که مربوط به جنگ های مغول و عرب در ایران می باشد و بازتاب آن در جهان کنونی .وی علاوه بر انتشار کتاب در زمینه موسیقی و سرودن ترانه نیز تبحر داشته و از این راه نیز امرار معاش می کند.

جواب به شبهات مطرح شده از جانب بهرام مشیری درباره امام حسین و واقعه کربلا

پیشگفتار

حدود دو سال پیش، درحالیکه در یوتیوب گردش می کردم، به کلیپی برخوردم که گوینده ای به نام بهرام مشیری در آن حضور داشت و درباره شهادت امام حسین(ع) سخن می گفت.(برنامه تحت عنوان “داستان شهادت حسین” طی سه قسمت در سایت یوتیوب در دسترس است و شما از طریق پاورقی شماره ۷ می توانید این برنامه را مشاهده کنید) آن موقع بود که با شخصی با نام بهرام مشیری آشنا شدم. من هم آن موقع در برخی کلیپ های این آقا در قالب کامنت پاسخ می دادم ولی به خاطر مشغله درسی وقت نداشتم تا وبلاگی راه اندازی کنم. بسیار دوست داشتم که روزی برسد که بتوانم پاسخ او را بدهم. حال بعد از حدود دو سال با وجود بالا رفتن دانش و تغییر بسیاری از دغدغه ها، درصدد نوشتن جوابیه ای بر این برنامه برآمدم خواستم طوری نوشته باشم که تحلیلی بر ریشه های واقعه کربلا نیز بوده باشد. امیدوارم که خدا این کار ناچیز را از ما قبول کند و آقا اباعبدالله گوشه چشمی به ما کنند و دنیا و آخرت ما را تضمین کنند…

تعریف شهید

مشیری تعریفی از شهید ارائه می دهد. همانطور که سابقه درخشان ایشان نشان می دهد، ایشان سعی در منکوب کردن و انکار مقام والای امام حسین(ع) و بی ارزش کردن کار ایشان و قصد دارد بگوید که امام حسین(ع) شهید نیست. مشیری شهید را کسی تعریف می کند که این ویژگی ها را داشته باشد:

۱.محل فضیلت ها
۲.بازسازی فضیلت ها
۳.مایه گذاشتن از جان(می داند کشته می شود)

حال ما بخواهیم با این تعریف پیش برویم، می بینیم که امام حسین(ع) یک شهید است:

۱. امام حسین(ع) محل فضیلت ها بود. تا جایی که طه الفشنی مصری نغمه حب الحسین(ع) را برای حضرت خوانده و او را مورد مدح قرار داده است. در تاریخ آمده است که سواران عبیدالله بن زیاد که هزار تن بودند به فرماندهى حر بن یزید تمیمى یربوعى رسیدند، امام (ع) همینکه نزدیک شدند به جوانان خود دستور فرمود با مشکهاى آب باستقبال آنان بروند و ایشان همگى آب آشامیدند و اسبهاى خود را هم سیراب کردند و همگى در سایه اسبهاى خود نشستند و لگام‏هاى آنان در دست ایشان بود، چون ظهر فرارسید امام حسین (ع) به حر فرمود آیا همراه ما نماز مى‏گزارى یا تو با یاران خودت و من با یاران خودم نماز بگزاریم؟ حر گفت همگان با تو نماز مى‏گزاریم، و امام حسین (ع) پیش رفت و با همگان نماز گزارد.۱ واقعاً چه کسی به دشمن خود آب می دهد؟ همین برای بیان فضائل حسین(ع) بس…
۲. متأسّفانه در زمان یزید بن معاویه، جامعه چنان از مسیر واقعی اسلام که ولایت اهل بیت(ع) است، منحرف شده بود که ارزش های اسلامی علناً وارونه و برعکس اجرا می شد. یک زنباره شرابخوار که حتی منکر رسالت حضرت رسول(ص) هست می شود حاکم بلاد اسلامی، پیشنماز حرم پیغمبر(ص) از فرط شرابخواری در محراب استفراغ می کند، علمای یهودی و جاعلان به درون جامعه اسلام نفوذ کرده و دین را تحریف می کنند و امثالهم. در چنین وضعی مسلّم است که اگر اقدامی نشود، دیگر نامی از اسلام باقی نخواهد ماند. اینجاست که امام حسین(ع) علیه حکومت غاصبانه بنی امیه قیام می کند۲ و به مروان حکم می فرماید:”إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ و على الإسلام السلام إذ قد بلیت الأمة براع مثل یزید. اگر امت اسلام به دست کسی مثل یزید اداره شود، فاتحه اسلام خوانده است!”۳ همین فرد برای زنده نگه داشتن اسلام(که اثبات خواهیم کرد) قیام می کند و می گوید:” إنی لم أخرج أشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما، و إنما خرجت لطلب النجاح و الصلاح فی أمة جدی محمد (صلّى الله علیه و {آله} و سلّم) أرید أن آمر بالمعروف و أنهى عن المنکر و أسیر بسیرة جدی محمد (صلّى الله علیه و {آله} و سلّم) و سیرة أبی علی بن أبی طالب‏
۳. حضرت حسین(ع) می دانست که شهید می شود. همانطور که امام به برادرش، محمد حنفیه، فرمود که حضرت رسول(ص) به خوابش آمد و فرمود:”یا حسین! اخرج فانّ اللَّه‏ قد شاء ان یراک‏ قتیلا ای حسین! خارج شو که خداوند می خواهد تو را کشته ببیند”۵

پس طبق گفته خود مشیری، امام حسین(ع) هم شهید است.
بعد مثال هایی می زند. نقبی هم به ماجرای سیاوش می زند بعد می گوید:”ماجرای حسین(ع) را از ماجرای سیاوش کپی برداری کردند. همانطور که علی(ع) را از رستم کپی برداشته اند. یا مهدی(عج) را از سوشیانت. زرتشتی ها می گویند سوشیانت از دریاچه بیرون می آید، شیعیان می گویند مهدی از چاه درمی آید چون که عرب دریا نمی دانسته چیست چاه را جایگزین دریا کرده است”
۱.ماجرای امام حسین(ع) و حضرت علی(ع) مبانی و مدارک و اسناد تاریخی دارند ولی سیاوش و رستم و… همگی خیالپردازی اند. پس اگر کپی برداری هم در کار باشد، کپی برداری از امام علی(ع) و امام حسین(ع) بیشتر به ذهن می زند تا این سخن پرمغزی که ایشان از دهان مبارک صادر فرمودند!
۲. می گوید:”شیعه میگه امام زمان(عج) از چاه بیرون می آید”. بگذریم از اینکه دیدن حتی یکبار نقشه جهان کافیست تا فهمیده شود عرب می دانسته دریا چیست، اولاً که حدیث را غلط گفته است و امام زمان(عج) از کنار خانه کعبه ظهور می کنند. روایت این است:”…فَإِذَا خَرَجَ أَسْنَدَ ظَهْرَهُ إِلَى الْکَعْبَة…”۶ و این سخن که از چاه بیرون می آیند هیچ مبنایی ندارد. ثانیاً گیریم مهدی(عج) از چاه بیرون می آید، مگر صرف شباهت دو روایت از دو فرقه مختلف دلیل بر کپی برداری است؟ در کجای عالم تحقیق چنین قیاسی معنا دارد؟ ازآنجاکه اسلام و زردشت و دیگر ادیان همگی از یک منشأ(خدا) هستند شباهت هایی بین آنها طبیعی است.

گزارش مغلوط تاریخ
مشیری در ادامه تاریخ را چنان مغلوط گزارش می کند تا امام حسین(ع) را فردی -العیاذ بالله- تشنه جنگ و قدرت و معاویه و یزید را افرادی صلح جو و دارای فضایل اخلاقی معرفی کند. این همه دشمنی با اهل بیت(ع) نشانه چیست؟ تحقیق، حقارت، بدذاتی، کدام؟ البته او از ابتدا منبعی را که می خواند به بینندگان معرفی نکرد، احتمالاً اگر معرفی کند، کوس بی آبرویی اش به صدا درخواهد آمد!
ما سخن های مشیری را برای جلوگیری از اطاله کلام در چند بند خلاصه و کوتاه می کنیم و جواب می دهیم۷:

امام حسین(ع) آغازگر جنگ بود یا یزید؟

در ابتدا لازم است به سرگذشت روابط بنی امیّه و بنی هاشم بپردازیم. برای این منظور روایتی از کامل ابن اثیر را برایتان نقل می کنیم: ” هاشم بعد از پدر خود عبد مناف آبیارى (تقسیم آب) و مهماندارى را بمیراث از پدر خود بر عهده گرفت امیة بن عبد شمس بر او و ریاست او رشک برد و هم خواست نکو کارى هاشم را بخود بندد و نتوانست جمعى از قریش او را سرزنش و نکوهش نمودند. او ناگزیر بهاشم زباندرازى نموده او را بمحاکمه و خصومت دعوت کرد هاشم بسبب ارجمندى مقام و بزرگوارى از عداوت وى چشم پوشید ولى قریش هر دو را دنبال کرده تا بمحاکمه تن دادند هاشم باو پنجاه شتر داد بشرط اینکه ده سال از مکه تبعید شود.”۸ این روایت نشان می دهد که مخاصمه بین بنی هاشم و بنی امیّه ریشه دار است و برخلاف چیزی که آقای مشیری اذعان می کند، دشمنی از زمان معاویه نبود. همانطور که تاریخ نشان می دهد، این مخالفت زمانی به شکل مخالفت ابوسفیان با حضرت رسول(ص) جلوه کرد، زمانی هم به شکل مخالفت معاویه با امام علی و امام حسن(علیهما السلام) و در آخر هم در قالب واقعه کربلا! حتّی در کتاب مروج الذهب آمده است:”{معاویه} به من {مطرف بن مغیرة بن شعبه} گفت:«دریغ، دریغ. آن برادر تیمى حکومت یافت و عدالت کرد و چنین و چنان کرد و همینکه بمرد نامش نیز بمرد، مگر اینکه یکى بگوید ابو بکر پس از او برادر بنى عدى حکومت یافت و ده سال بکوشید و تلاش کرد و همینکه بمرد نامش نیز بمرد، مگر اینکه یکى بگوید عمر پس از آن برادر ما عثمان حکومت یافت که هیچکس به نسب چون او نبود و آنچه توانست کرد و چون بمرد نامش نیز بمرد و یادگار رفتارى نیز که با وى کردند بمرد، اما این برادر هاشمى هر روز پنج بار بنام او بانگ میزنند که اشهد ان محمدا رسول الله با این ترتیب یادگار چه کارى بجا خواهد ماند؟ بى مادر بخدا وقتى بخاک رفتیم، رفتیم.(یعنی العیاذ بالله نام حضرت رسول(ص) نیز باید فراموش گردد» مأمون چون این خبر را بشنید بگفت تا جارى را که بگفتیم زدند و نامه به ولایتها نوشتند که معاویه را بر منبرها لعن کنند، مردم این را سخت بزرگ شمردند و عوام بشوریدند و به مأمون گفته شد این را ترک کند و او نیز از قصد خود بگشت.”۹ همانطور که در این روایت به صراحت آمده است، معاویه از اینکه نام حضرت رسول(ص) در اذان برده می شد بیزار بود. و این نشانه دشمنی دیرینه بنی امیه و بنی هاشم است.
حال برویم سر اصل مطلب، مشیری ابتدا به صلح امام حسن(ع) پرداخته(که در آینده به آن مفصل خواهیم پرداخت) بعد رفته است سراغ وصیعت معاویه به یزید. درباره صلح امام حسن(ع) به همین قدر اکتفا می کنیم که قرار بود معاویه برای بعد خود جانشین تعیین نکند و به شیعیان علی امان دهد و … درحالی که بسیاری خلاف پیمان خود عمل کرد.۱۰ همانطور که آقای مهدوی دامغانی، مترجم اخبار الطوال نوشته است:” براستى عجیب است چه آزارى مهمتر از اینکه حضرت مجتبى سلام الله علیه را با دسیسه مسموم کرد و حاکم او از دفن جسد مطهر او در کنار مرقد جد بزرگوارش جلوگیرى کرد و مواد صلحنامه را رفتار نکرد و بزرگ مردى چون حجر بن عدى را کشت و در مسجد کوفه رسما اعلان کرد که مواد صلح‏نامه و شرایط آن را زیر پا مى‏نهم‏”۱۱ این نشان می دهد که معاویه و کلّاً بنی امیّه آتش بیار معرکه بودند و موش می دواندند.
او وصیّت معاویه به یزید پیرامون امام حسین(ع) را اینگونه بیان می کند:”…او پسر عموی ماست، به او پول بده… اگر بیعت کرد هرچه خواهد بدهش و نیکش دار…” حال آنکه روایات تاریخی چیز دیگری را تلاش می کنند:”… اما حسین بن على را مردم عراق رها نخواهند کرد تا او را وادارند که بر تو خروج کند. اگر خروج کرد و تو بر او غلبه یافتى، از او درگذر، زیرا در خویشاوندى به پیامبر کس همانند او نیست و او را حقى عظیم است…”۱۲ حداقل می توان دریافت که معاویه هم از امام حسین(ع) هراس داشت و اینگونه نبود که روابط دوستانه ای با ایشان داشته باشد. حال این درست است که ما یک بخش از یک روایت را حذف کنیم؟ این است تحقیق تاریخی؟
البته این بخش که معاویه گفته است که بر امام حسین(ع) درگذرد چراکه او با پیامبر(ص) ارتباط دارد، احتمالاً گفته معاویه نیست و پیازداغی است که به آن اضافه شده است. چراکه طبق دو پاراگراف قبل، ثابت کردیم که بنی امیه از بنی هاشم دل خوشی نداشتند! ولی اینکه معاویه از امام حسین(ع) می ترسید، حقیقت دارد چراکه می دانست امام(ع) همچون برادرش او را برحق نمی داند بلکه یک غاصب می داند(همانطور که مشیری خود اشاره کرده است: امام حسین(ع) گفت چرا با معاویه صلح می کنی؟…).
اوج دروغ پردازی مشیری اینجاست که می گوید: یزید به والی شام دستور داد که با مهر و محبت از امام حسین(ع) بیعت بگیرد. حال که تاریخ چیزی کاملاً خلاف این را می گوید. تاریخ می گوید که یزید به ولید ابن عتبه که والی مدینه بود، دستور داد از عبدالله بن زبیر و حسین بن علی(ع) به سختی شدت بیعت گرفته شود و اگر بیعت نکردند آن دو را بکشد.۱۳ خواننده عزیز قضاوت کنید که آقای بهرام مشیری، محقق است یا شیاد؟
آقای بهرام مشیری ****** را به اوج رسانیده و می گوید امام حسین(ع) با چند مرد جنگی پیش ولید بن عتبه رفت و به آنها گفت که وقتی علامت داد بریزند و ولید را بکشند. حال که تاریخ به روایت ابن عبّاس، شهادت می دهد که یزید قصد ترور امام(ع) را داشت آنهم در حین اعمال حج.۱۴ حال که امام از ماجرا باخبر شد. اگر امام(ع) مرد جنگی داشت، تروریست های اجیر یزید را می کشت ولی برای حفظ حرمت خانه کعبه، بیرون رفت و نخواست در حرم امن توحیدی، با کشته شدن او خونریزی شود. اوج ****** را در اینجا می بینیم. البته از ابلیس جماعت طبیعی است که صفات اشرار را بر ابرار و صفات ابرار را بر اشرار منطبق سازند. چنانکه صفات یزید را بر حسین(ع) منطبق کرده است و صفات حسین(ع) را بر یزید.
بهرام مشیری منصف(!!!!!!!!) درجایی دیگر با استناد به حکم قاضی شریح، امام حسین(ع) را یاغی و متمرّد می نمامد. حال آنکه جا دارد که بپرسیم از کی قاضی های حکومتی و رشوه گیر شده اند تعیین کننده متمرّد و یاغی و ظالم! این جماعت هم همچون آقای مشیری ظالم و مظلوم را جابجا کنند. همانطور که امام شافعی اهل سنّت می گوید:”او قاضی عبیدالله بن زیاد بود!”۱۵

حتما بخوانید :  سوتی جالب فیلم های هالیوودی در قالب عکس و جزئیات

هدف امام حسین(ع) حکومت بود یا اسلام؟

پاسخ سؤال پیشین، تا حد خوبی پاسخ به این سؤال نیز هست. چراکه انسان طالب قدرت آتش بیار معرکه می شود.
مشیری درجایی می گوید:”نامه هایی برای حسین(ع) از کوفه آمد… حسین(ع) خواست که مقدّمات کودتا را بچیند مسلم بن عقیل را فرستاد تا برای او از مردم کوفه بیعت بگیرد و بعد اتّفاق هایی می افتد که خودتان می دانید!” همانطور که می بینید، مشیری عامدانه ذکر نمی کند که کوفیان در اثر تطمیع ابن زیاد از بیعت با مسلم بن عقیل سرباز زدند و او را در در کوفه در اوج غربت کشتند و امام(ع) در زباله از مرگ او و دیگر شیعیانش با خبر شد. با این وجود امام(ع) بعد از اعلام این خبر، به مردم فرمود:”بسم الله الرحمن الرحیم؛ خبر بس ناگوارى به ما رسیده! مسلم‏ بن‏ عقیل‏ و هانى‏ بن‏ عروة و عبد الله بن بقطر کشته شده‏اند، شیعیانمان ما را تنها گذارده‏اند! هر کس مى‏خواهد برگردد، برگردد! حقى از ناحیه ما بر گردن او نیست” مردم از او جدا شدند و راه راست و چپ را پیش گرفتند.۱۶ حال کدام منطق قبول می کند که کسی برای قدرت قیام کند بعد درمیان راه بفهمد که یارانش را کشته اند و مردمی که قرار است کمکش کنند خلف وعده کرده اند، بعد به همراهیانش بگوید که هرکس می خواهد برود، بعد که می بیند همراهیانش کم شدند، به راهش ادامه می دهد؟! مگر زدن چنین انگی به امام حسین بن علی(ع) نشانه ای جز پستی و حقارت است؟!

حال ما خطبه امام حسین(ع) را هنگام عزیمت به عراق از کتاب لهوف سید بن طاووس می آوریم:

” ستایش مر خداى راست، و مشیّت از آن او، و قوت و نیرویى جز به خدا نباشد (قوت هم ازوست) و درود خدا به رسول مکرّم او (و آلش) و سلام خدا بر او باد،آرایش مرگ بر فرزند آدم چون آرایش گردنبند بر گردن دوشیزگان است، گرایش و اشتیاقم به زیارت اسلافم (جدّ و پدر و مادر و برادرم) چون اشتیاق یعقوب به یوسف است، و برایم قتلگاهى گزیده شد که من بدان جایم باید رفت، گوئیا مى‏نگرم که گرگهاى بیابان بند بند مفاصلم را از هم جدا کنند در میان نواویس‏(مقبره مسیحیان قبل از فتح اسلامی) و کربلاء، چه شکمها از من پر، و چه انبانها که از من آکنده گردد، گریزى از آنچه بر قلم تقدیر رفته نیست، ما- اهل البیت- خشنودى خدا را خرسندى خود دانسته، بر بلایش صابریم، و او اجر صابران را به ما مى‏دهد، هیچ گوشت پیامبر (پاره تن) او از وى جدا نگردد مگر آن که در حضیرة القدس نزدش گرد آید، چشمش بدانها روشن گردیده و بدانها وعده‏اش انجاز گردد، هر کس که در راه ما خون نثار و بذل مى‏کند، و لقاى خدا را توطین نفس خویش مى‏نماید، پس آماده کوچیدن با ما باشد، چه ما ان شاء اللَّه بامداد فردا حرکت مى‏کنیم.”در آن شب که حسین علیه السّلام در بامدادش عزیمت از مکّه به خارج نمود محمّد حنفیه‏ به خدمت امام‏ مشرّف گردید و عرض کرد: برادرم! بى‏وفایى مردم کوفه را به پدر و برادرت مى‏شناسى، و مى‏ترسم با تو آن کنند که با پیشینیان کردند، اگر در حرم اقامت فرمایى، عزت و حرمت و مناعتت نیازى به بیان ندارد.فرمود: “برادرم! از آن مى‏ترسم که یزید بن معاویه در حرم ترورم کرده، و با این جنایت حریم حرمت حرم شکسته و دریده شود”۱۷

ماجرای تنعیم و تصاحب کاروان دولتی چیست؟

مشیری در طی دروغ پردازی دیگری، بیان می کند که امام حسین(ع) و یارانش در مکانی به کاروان حکومتی که سوی شام حرکت می کرد، حمله کرد و اموال آن را غارت کرد و .حال ماجرا را به طور کامل بررسی می کنیم:

“سپس حسین علیه السّلام به مسافرت ادامه داد تا به تنعیم‏ رسید و در آن جا با کاروانى برخورد که بحیر بن ریسان حمیرى فرماندار یمن براى یزید هدایا مى‏برد. حسین علیه السّلام هدایا را به عنوان ولایت مأخوذ داشت، و به شتربانان فرمود: هر که خواهد با ما به عراق آید از مصاحبت نیکوى ما بهره‏مند گردیده کرایه او را مستوفى بپردازیم، هر که نخواهد کرایه‏اش را تا بدین جا پرداخت نماییم.جمعى با امام رفتند و دیگران امتناع ورزیدند.”۱۸

کجای روایت به گونه ای است که مشیری بیان می کند؟! احتمالاً که چه عرض کنیم یقیناً این هایی که مشیری گفته تخیّل است نه تاریخ!
درباره تصرف هدایای والی یمن همین قدر اکتفا می کنیم که یزید که یک حاکم شرابخوار و زناکار و … است و نماز و روزه را -العیاذ بالله- ساخته و پرداخته پیامبر(ص) می داند و پدرش با نقض عهد حکومت را به او داده است، طاغوت است و ولایت و تصرّفش باطل. امّا امام حسین(ع) امام امّت است و ولایتش ولایت حق و تصرّفش بجاست. برای همین امام(ع) با این کار ولایت یزید را باطل اعلام کرد و سهم خود را از ولایتش بدست آورد. امام(ع) زمان معاویه نیز چنین کرد.

آیا امام حسین(ع) التماس کرد؟

مشیری در آخر می گوید که مواردی هست که نشان می دهد امام حسین(ع) سر جانش چانه زده است و این نشان دهنده آن است که امام نمی خواست کشته شود و هدفش کشته شدن نبود بلکه کودتا بود! البته ما انتظار نداریم ایشان درک کنند که کسی مثل اباعبدالله الحسین(ع) که طبق شهادت تاریخ روحی حماسی داشت و برای مرگ آماده شده بود(ر.ک. سؤال دوم) و می گفت:”إِنِّی لَا أَرَى‏ الْمَوْتَ‏ إِلَّا سَعَادَةً وَ لَا الْحَیَاةَ مَعَ الظَّالِمِینَ إِلَّا بَرَما همانا من مرگ را فقط سعادت و زندگی با ظالمان را فقط ننگ می دانم”۱۹ ، هیچگاه التماس نکند و سر جان هم چانه نزند. اینها فقط در حدّ حرف نبود، بلکه عمل امام حسین(ع) هم اینگونه بود؛ وقتی اباعبدالله(ع) از اسب بر زمین افتاد، فرمود:”رضاً بقضائک تسلیماً لأمرک لا معبود سواک یا غیاث المستغیثین”۲۰

حال سؤال اینجاست که چرا امام(ع) می آید و می گوید:”هل من ناصر ینصرنی” یا به شمر می گوید:”تو فقط من را نکش من برایت بهشت را در کنار جدّم و پدرم تضمین می کنم”؟

پاسخ این است: امام(ع) آن سخنان را برای التماس نگفت. بلکه برای آن بود که بسیار دلسوز مردم بود مخصوصاً برای آخرتشان. امام(ع) نخواست که التماس کند، بلکه می خواست مردم را از جهنّم بیرون آورد. یعنی آن جمله هل من ناصر، در اصل هست “هل من ناصر ینصرنی حتی یخرج من الجحیم؟” پس این جملات نشانه التماس امام(ع) نیست، بلکه به معنی این است که امام حسین(ع) می خواهد شمر ها و عمر سعد ها و… را از جهنم بیرون آورد. وگرنه امام(ع) بیش از هرکس مشتاق لقای الله بود.

حال برگردیم سر اصل مطلب و بحث را تمام کنیم. مشیری روایتی از تاریخ طبری را می خواند که امام حسین(ع) از عمر سعد می خواهد که:” یکى از سه چیز را بپذیر: یا مرا بگذارى که از همانجا که آمده‏ام بازگردم. یا بگذارى که پیش یزید روم، یا بگذارى سوی مرزها روم.”۲۱

نقد این روایت: سلسله سند روایت اینگونه است: …حدثنا خالد بن یزید بن عبد الله القسرى قال: حدثنا عمار الدهنی قال:قلت لأبی جعفر…

حتما بخوانید :  نصر الله رادش ( از سیر تا پیاز زندگی نصر الله رادش و عکس های نوین )

فردی که مستقیماً از او روایت شده است، خالد بن یزید بن عبد الله القسرى، فردی است که نزد اهل سنّت نیز معتبر نیست. چراکه ذهبی، رجالی بزرگ اهل سنّت، درباره او می نویسد:”وکان صاحب حدیث ومعرفة و لیس بالمتقن ینفرد بالمناکیر.قال أبو جعفر العقیلی: لا یتابع على حدیثه, وقال أبو حاتم: لیس بقوی, وذکره ابن عدی… وقال: أحادیثه لا یتابع علیها لا إسنادا ولا متنا “, فعبارة “فهم بالرجوع ” من منکرات خالد هذا.”۲۲

همانطور که می بینید، راوی کسی است که وثاقتی ندارد و روایت ضعیف است. علاوه بر اینکه این روایت با روایات دیگر طبری از جمله اینکه امام حسین(ع) سخن دیگران را مبنی بر اینکه از قیام منصرف شود، نمی پذیرد۲۳ بعد که نزدیک محل مورد نظر است منصرف می شود! یا در آخر روایت آمده است که امام حسین(ع) می گوید که خدایا بین ما و کوفیان که قرار بود به ما کمک کنند داوری کن!۲۴ درحالی که امام(ع) که در منطقه زباله از خیانت کوفیان آگاه شد این را می گفت. روایت بیان می کند که عمر سعد خیرخواه امام(ع) بود و از روی اجبار به جنگ با امام حسین(ع) رفت. اگر چنین است دلیل ندارد که عمر سعد دستور دهد آب را بر امام(ع) ببندند۲۵

احتمالاً این جعلی است که حکام جور و خلفای عباسی در آوردند تا روحیه جهاد و مبارزه را با ظالمان در مردم -بخصوص شیعیان- تضعیف کنند.

آیا امام حسین(ع) آب در اختیار داشت؟

دوستی تحت عنوان “مجید” در ذیل این مطلب نظری قرار داد که حیف دیدیم در این مطلب نگذاریم:
نویسنده: مجید

شنبه ۱۸ آذر۱۳۹۱ ساعت: ۱۲:۱۵

با سلام خدمت شما دوست بزرگوار

نقد خوب و ارزنده ای بود ؛ تشکر می کنم . کسانی که نظرات بهرام مشیری و شخصیت ایشان را می دانند خبر دارند که وی شخصی کینه ای و لجباز است و به قول معروف در روز روشن دروغ می گوید . چندین نمونه از دروغ ها و بی سوادی ایشان در سایت جناب آقای حسینی طباطبایی افشا شده است . متاسفانه اتفاقی که در طول این سالها افتاد این بود که کسانی که در زمان شاه افسر نظامی یا کاباره دار بودند بعد از انقلاب و رفتن به آمریکا و زدن شبکه فاقد کوچکترین علم و سواد اولیه و تنها با خواندن چهار تا کتاب ادعای نقد دین و اسلام را کردند آن هم با اهانت و بروز عقده های درونی شان . امثال رضا فاضلی و مسعود انصاری و فرود فولادوند و همین بهرام مشیری مزدور .

راستی یه ویدئوی دیگری هم از مشیری در یوتیوب دیدم که ادعا داشت چون در شب عاشورا امام حسین غسل کرده پس آب داشته اند و قضیه تشنگی دروغ بوده !! خواهشمندم در این خصوص نیز در این پست یا جداگانه پاسخ فرمایید . با تشکر مجدد

پاسخ اجمالی: این پاسخی است که با سواد ناچیزمان دادیم:

با سلام؛

خواهش می کنم! درباره مجریان ماهواره هم درست فرمودید.

ببخشید که یک روز تأخیر افتاد… راستش من در دوکتاب وقعةالطف و لهوف سید بن طاووس وقتی ماجرای شب عاشورا را بررسی کردم، جایی نوشته نشده بود که امام حسین(ع) غسل کرده باشد. حتّی در صفحات ۲۳۱ و ۲۳۳ کتاب زندگانی امام حسین(ع) که ترجمه جلد ۴۵ بحارالأنوار است، آمده که امام حسین(ع) فاقد غسل بود یا با خونش غسل داده شده بود. البته در کتاب وقعةالطف اشاره شده که در شب عاشورا امام(ع) به بالینش رفت و آب به صورتش زد(وقعةالطف، ترجمه آقای جواد سلیمانی، ص ۱۴۱+ ارشاد شیخ مفید، ج۲، ص۹۴) ولی این آب احتمالاً باقی مانده آبی است که شب هفتم آوردند(وقعةالطف، ترجمه آقای سلیمانی، ص۱۲۹ و ۱۳۰) و آنقدر نبوده که بتوان با آن غسل کرد و افراد زیادی را سیراب کرد و اقتضای وضعیّت بهداشتی در آن مکان و زمان این باشد که آن آب برای نوشیدن مناسب نبوده است و فرضاً هم مناسب نوشیدن بوده باشد، از کرم آقا امام حسین(ع) بعید است که خود را بر آن همه افراد و سپاهی ترجیح دهد-مخصوصاً کودکان-.

پاسخ تفصیلی: این پاسخی است که دوست طلبه ما داده:

نویسنده: اشکان نوروزی

جمعه ۲۴ آذر۱۳۹۱ ساعت: ۱۵:۴۶

بسم رب الحسین عطشان

سلام علیکم

ابتدا به مسئله سندی مسئله که بپردازیم متوجه می شویم که: اولا

چنین حدیثی از معصوم ـ علیهم السّلام ـ یافت نشده است. ولی در بعضی کتاب های تاریخی به این مطلب اشاره شده است.
از اینکه یاران امام حسین ـ علیه السّلام ـ در شب عاشورا غسل نموده اند در میان تاریخ نویسان اختلاف است. در کتاب لهوف سید بن طاووس به مسئله غسل کردن امام حسین ـ علیه السّلام ـ و یارانش اشاره نشده است. هم چنین در کتاب ارشاد شیخ مفید به این مطلب اشاره نشده است و لی در کتاب خصائص الحسین شیخ جعفر شوشتری به غسل کردن امام حسین ـ علیه السّلام ـ در شب عاشورا اشاره شده است. و کتاب های معتبر تاریخی به مسئله غسل اشاره ای نکرده اند

درباره ی نقل های دیگری که در کتب تاریخی آمده نمی توان به طور قطع نظر داد؛ چون نه شیوع و تعدادشان به حد تواتر می رسد، و نه هیچکدام از نظر سندی به طور کامل قابل اعتماد هستند. چون یا در بین راویان آنها فاصله زیاد وجود دارد و یا بعضی راویان نا شناخته و یا غیر قابل اعتماد هستند. پس به تمام آنها باید به دید گمان و احتمال نگاه کرد – مقتل الحسین و جلد پنجم طبقات آثار واقدی.
– تاریخ الطبری، محمد بن جریر الطبری (۳۱۰-۲۲۴ ه.ق)، جلد پنجم، صص ۴۲۲-۴۲۳، چاپ دوم، قاهره ۱۹۶۷ – دارالمعارف.

– البدایة و النهایة، ابن کثیر (۷۷۴-۷۰۱ ه.ق)، جلد یازدهم، ص ۵۳۴، چاپ اول دارهجر – ۱۹۹۸.

– سیره معصومان، سید محسن امین جبل عاملی، ترجمه ی على حجتى کرمانى، جلد چهارم، ص ۱۵۲. و غیره

واما بالفرض صحت غسل در شب عاشورا بحث درایه و جمع روایات می کنیم

در ابتدا باید گفت بستن آب به طور رسمی از روز هفتم بوده تقریباً تمام نقل های تاریخی متفق اند که حدود سه روز قبل از شهادت امام (ع) و اصحاب، آب به روی آنان بسته شد. ابن زیاد به عمر سعد امر کرد که میان حسین بن علی(ع) و آب مانع شود و اجازه ی دستیابی آب را به آنان ندهد؛ و عمر سعد، عمرو بن حجاج را با ۵۰۰ نفر مسئول بستن راه ورودی به آب کرد؛ و گفته اند که این ممانعت سه روز قبل از شهادت امام و یارانش بود و می توان دید این مطلب را منابع شیعه و سنی همچون تاریخ طبری، ۵/۴۰۹؛ البدایة والنهایة، ۸/۱۷۵؛ الاخبار الطوال، ۲۵۵؛ الانساب الاشراف ۳/۱۸۱؛ روضة الواعظین، ۱/۱۸۲؛ الارشاد، ۲/۸۶؛ و با همین مضمون: کشف الغمة، ۲/۴۷؛ اعلام الوری، ۲۳۵؛ الامامه والسیاسة، ۲/۱۱.

وهمچنین ابو مخنف می نویسد: «ابن زیاد نامه ای به این مضمون برای عمر بن سعد نوشت: چون نامة مرا خواندی، اگر حسین بر حکم من گردن نهاد و اطاعت کرد که هیچ و گرنه بی درنگ او را از آب منع کن. آب بر یهودی و نصرانی حلال است مگر بر حسین و اهل بیتش مقتل ابی مخنف، قم، مؤسسه امام خمینی، ص۱۲۹.

اما این بدان معنا نیست که امام حسین ـ علیه السّلام ـ و یارانش در این سه روز دسترسی به آب نداشته اند در حالی که یاران او در این فواصل با جنگ و نبرد، آب را به خیام می رساندند.

امام ـ علیه السّلام ـ در عصر تاسوعا به برادرش عباس ـ علیه السّلام ـ دستور داد که آب را به خیام برسانند تا اصحاب خود را پاکیزه نمایند و تن ها بشویند و وضو نمایند و خود را برای شهادت فردا آماده نمایند. حضرت عباس ـ علیه السّلام ـ به نقل علی اکبر ـ علیه السّلام ـ با چند تن از یاران خود به شریعه فرات رفته و بعد از جنگ سختی آب را به خیام رسانده اند. درباره ی نتیجه ی این عملیات اکثر منابع (عمدتاً منابع اهل سنت) گفته اند آنها موفق شدند و با مشک های پر به خیمه ها بازگشتند تاریخ طبری، ۵/۴۱۲، الاخبار الطوال، ۲۵۵، الفتوح، ۵/۶؛ انساب الاشراف، ۳/۱۸۱؛ بحار، ۴۴/۳۸۷ و با این مضمون الامامة والسیاسة، ۲/۱۱/
اما انساب الاشراف بعد از بیان این مطلب می گوید: گفته شده به دلیل ممانعت سپاه عمر سعد آنها نتوانستند آب زیادی به اردوگاه امام برسانند انساب الاشراف، ۳/۱۸۱.

بعضی نقل کرده اند بعد از بسته شدن آب، امام (ع) به پشت خیمه ها رفتند و چندین جا از زمین را حفر کردند و چشمه هایی جاری شد که همه ی اصحاب سیراب شدند و مشک هایشان را پر نمودند. اما وقتی عمر سعد مطلع شد دستور داد از آن جلوگیری کنند بحارالانوار، ۴۴/۳۸۷؛ الفتوح، ۵/۹۱.

پس درست است که بعد هفتم محرم جلوگیری شد از آب اما باز سپاه امام حسین علیه السلام با نبردهایی فراوان قدرت به اخذ آب شد که در مقدار آب اختلاف است و حضرت روز عاشورا غسل کردند چون غسل کردن امام حسین ـ علیه السّلام ـ و یارانش برای شهادت بوده و آنها می دانسته اند که تا ظهر عاشورا به شهادت می رسند و شهادت با غسل را برای دیدار معبود خود، برهمه چیز مقدم داشته اند و

همچنین غسل با یک لیوان هم می شود وآن طور نیست که فکر کنیم آب زیادی مصرف شده در ضمن احتمال این را نیز می دادند که فردا نیز همانند روزهای گذشته، از شریعه فرات آب را به خیام برسانند که همانطور آقا حضرت عباس ـ علیه السّلام ـ در روز عاشورا برای آوردن آب به طرف علقمه حرکت نمود.

گرمای هوا، با گذشت زمان شدیدتر می شده است و در نتیجه هر چه زمان می گذشت دسترسی به آب برای امام و یاران سخت تر می شد و کسانی که دیرتر به شهادت می رسیدند بیشتر تشنه بودند پس می توان گفت زمانی که امام امر به غسل، نظافت و شست و شو داده اند امکان فراهم کردن آب به هر ترتیبی وجود داشته و بعد از این که محدودیت و اعمال فشار دشمن بیشتر و گرمای هوا شدیدتر شده کاروان امام در بعد از ظهر با تشنگی شدید مواجه شده است. و اما روایات فراوان هم داریم که امام و یارانشان تشنه به شهادت رسیدند
امام سجاد علیه السلام فرمود:

«و قد منع ابی من الماء الذی کان مطلقا للسباع و الوحوش»

(بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۱۰۹ س۲) پدرم را از آبی که برای درنده ها و حیوانات آزاد بود، منع کردند.

امام جعفر صادق(ع) فرمود: امام سجاد چهل سال برای پدرش امام حسین گریه کرد و هروقت برای او آب می آوردند می گریست و می فرمود: پدرم را تشنه به شهادت رساندند. (بحارالانوار ، ج ۴۵ ، ص ۱۴۹، س ۸

در روایتی آمده است که امام حسین (ع) خود را به آب رسانید ولی وقتی خواست بخورد ، حصین بن تمیم با تیر آن حضرت را مورد هدف قرار داد و نتوانست آب بخورد. (تاریخ طبری ، هشت جلدی، چاپ بیروت ، ج ۴، ص ۳۴۳ س ۱۲) این می رساند که دشمن مراقب بود که آن حضرت آب نخورد تا زودتر از پای درآید.

یکی از نیروهای عمر بن سعد گفت : ای حسین بن علی! آیا آب فرات را می بینی به خدا سوگند نمی گذاریم یک قطره از آن بنوشی تا

بمیری. امام حسین دست به آسمان بلندکرد و گفت: خدایا! او را با تشنگی بکش. دعای امام در حق او قبول شد و او تشنه شد ، از اسبش افتاد ومرد. (بحار ، ج ۴۴، ص ۳۱۷، س ۹)

یزید بن الحصین از یاران امام حسین به نیروهای عمر بن سعد گفت: ای مردم! این آب فرات است ، سگها و خنزیرها از آن می خورند و شما نمی گذارید فرزند پیامبر از آن استفاده کند، آیا این انسانیت است؟ گفتند: سوگند به خدا حسین باید تشنه بمیرد. (بحار ج ۴۴، ص ۳۱۸).

عبدالله بن حصین ازدی با صدای بلندگفت:ای حسین بن علی! آیا آب فرات را می بینی که همچون آسمان آبی صاف است ، به خدا سوگند یک قطره از آن خواهید نوشید تا از تشنگی بمیرید. (بحار، ج ۴۴، ص ۳۸۹).

حر بن یزید به نیروهای عمربن سعد گفت: «…و شما امام حسین ، اصحاب ، زنان و کودکان او را از آب فرات منع کردید در حالی که از آن آب یهودیان ، مسیحیان ، زرتشتیان می خورند و خوکها و سگهای عراق در آن فرو می روند. ای مردم! بدانید که تشنگی آنها را از پا درآورده است..» (تاریخ طبری، ج ۴، ص ۳۲۵)

آیت الله مطهری در حماسه حسینی آورده است که مسأله تشنگی امام حسین(ع) از مسلمات است و یک مسأله یقینی و قطعی است (ج ۲، ص ۲۱۷)

والسلام علیکم و رحمة و برکاته

فیلم سوتی بهارم مشیری

فیلم سوتی بهرام مشیری

فیلم دورغ گفتن بهارم مشیری

فیلم دروغ گفتن بهرام مشیری

.

منبع :

اخبار اکاایران

تبلیغات