گفتگوی خواندنی با غول برره! - بیوگرافی بازیگران ، بیوگرافی هنرپیشه ها

آکاایران شریف نیوز:سرمان پایین است و دستمان مشغول نوشتن. سایه ای روی میز می‏افتد. اعتنایی نمی‏کنیم. سایه نزدیک تر و بزرگ تر می‏شود. باز هم اعتنایی نمی‏کنیم. سایه بزرگ می‏شود، صدای قدم های سایه، واضح و بلند به گوش می‏رسد. سایه...

گفتگوی خواندنی با غول برره!
,[categoriy]

آکاایران: گفتگوی خواندنی با غول برره!


شریف نیوز:سرمان پایین است و دستمان مشغول نوشتن. سایه ای روی میز می‏افتد. اعتنایی نمی‏کنیم. سایه نزدیک تر و بزرگ تر می‏شود. باز هم اعتنایی نمی‏کنیم. سایه بزرگ می‏شود، صدای قدم های سایه، واضح و بلند به گوش می‏رسد. سایه همة میز، ما و همة کف دفتر تحریریة مجله را می‏گیرد. دیگر نمی‏توانیم اعتنایی نکنیم. سرمان را بالا می‏کنیم. او یک غول است. دهانش را باز می‏کند. دستش را جلو می‏آورد. چیزی نمانده که همه مان را یک جا بخورد. دستش را جلوتر می‏آورد و دهانش را بازتر می‏کند: سلام. من احمد ایراندوست هستم. همان غول برره. بچه آبادان است و 34 سال دارد. ازدواج هم کرده و یک دختر کوچولوی شش ماهه دارد. می‏گوید سال 68 قهرمان بوکس ایران بوده. بعد رفته دوبی و آن جا هم مدت زیادی بادیگارد شیخ محمد (حاکم دوبی) بوده. گاهی اوقات هم وقتی آدم های معروفی مثل نیکلاس کیج، ماریاکری و برایان آدامز به دوبی می‏آمدند، او بادیگارد آن ها می شده. قرار است با ورود حسن شکوهی به شب های برره، او را بیشتر در این مجموعه ببینیم.

به گزارش آکاایران * غول برره یک دفعه از کجا پیدا شد؟
- رفته بودم سر لوکیشن برره که یکی از دوستان قدیمی ام (محسن چگینی، تهیه کننده کار) را ببینم. آقای مدیری من را دید و گفت: دوست داری بازی کنی؟ گفتم: بدم نمی‏آید. مخصوصا این که ده سال هم از سینمای ایران دور بودم.

* یعنی توی این ده سال در خارج از کشور توی سینما فعالیت داشتید؟
- آره. توی دوبی با جکی شرف (بازیگر هندی) فیلم آن را بازی کردم. یک فیلم هندی بود که توی دوبی فیلم برداری می‏کردند. توی بالیوود بازیگرهای هندی ارج و قرب زیادی دارند، مثلا تا از ماشین پیاده می‏شدند یک نفر سریع با چتر می‏دوید طرف شان تا یک وقت آفتاب صورت شان را نسوزاند.

* قسمت اولی که شما را توی سریال برره نشان دادند، خیلی ها می گفتند این، کار کامپیوتر است.
- اتفاقا توی خیابان هم که مردم من را می‏بینند، می‏گویند آقا، آن جا چیزی زیر پایت گذاشته بودی؟ توی امارات هم که بودم، مجله گلف نیوز، مدام می‏آمد سراغم. آن جا به اصطلاح به ما می‏گفتند ابراج امارات. چون از این لباس های بلند عربی هم می‏پوشیدم، هیکلم بیشتر به چشم می‏آمد. به من می‏گفتند برج عرب.

* قدتان چقدر است؟
- دو متر و ده سانت. وزنم هم 142 کیلو است.

* ورزش هم می‏کنید؟
- من قهرمان بوکس بودم. سال 68 به خاطر شکستگی فکم دیگر نتوانستم ادامه بدهم. توی دوبی هم به خاطر همین هیکلم، مرافق شیخ بودم. یعنی در اصل، بادیگارد و مربی شیخ بودم.

* توی برره نمی‏خواهید بوکس کار کنید؟
- مردم برره خیلی مبتدی هستند. خودتان که دیده اید. هر چیزی که می‏شود، مدیری می‏پرسد: این یعنی چه؟ بنابراین، ورزش به آن صورت، توی برره راه پیدا نکرده! البته توی آن قسمت که فوتبال بود، قرار بود من دروازه بان باشم که چون بچه ها فکر کرده بودند من به دوبی برمی گردم یک نفر دیگر را دروازه بان کرده بودند.

* این صداهایی که غول از خودش درمی آورد، از کجا آمده؟
- از خودم. اتفاقا سر صحنه، بچه ها هم تعجب کرده بودند. می‏گفتند این صداها را از کجا در می‏آوری؟ الان توی خیابان که رد می‏شوم، مردم داد می‏زنند بوآاااا. مخصوصا بچه ها خیلی از غول خوششان آمده. چند روز پیش، از جلوی یک دبستان رد می‏شدم که بچه های مدرسه، من را دیدند. یک دفعه ریختند بیرون. مدرسه تعطیل شد! همه ریخته بودند دورم و امضا می‏خواستند. مجبور شدم دو ساعت، آن جا باشم. خانم مدیرشان هم رفت یک دوربین آورد که عکس بگیرد.

* بازیگری را از کی شروع کردید؟
- از سال 68. ولی از سال 62 توی مدرسه راهنمایی توحید با بچه ها تئاتر کار می‏کردیم. آن موقع، خشایار اعتمادی هم تک خوان گروه سرودمان بود. یک مدتی هم توی برنامة صبح جمعه با شما با مرحوم فرهنگ مهرپرور کار می‏کردم، چون تقلید صدایم خیلی خوب است. آن موقع، سرود آمریکا آمریکا را به صورت محتکر محتکر در آوردیم و با تقلید صدای خواننده اصلی اش خواندم. (و یک تکه از سرود را برای ما می‏خواند.) بعد توی پرواز پرستوها (ابوالقاسم طالبی) نقش یک افسر عراقی را بازی کردم.

* سایز خانواده تان هم همین طوری درشت است؟
- آره. یکی از پسر عموهایم قهرمان بوکس انگلیس است. اسمش راشد است، ولی به اش می‏گویند ری. پدرم هم قهرمان کشتی ایران بود و همرزم جهان پهلوان تختی: شهاب ایراندوست. الان عکس پدرم و آقای تختی، آرم کشتی پهلوانی ایران است.

* خنده تان هم می‏گیرد؟
- اصلا. وقتی می‏روم سر صحنه، می‏روم توی حالت ذن. فکر می‏کنم واقعا غول ام و حالا باید به عنوان غول، نقشم را بازی کنم. شخصیت غول، یک شخصیت خشن و در عین حال مهربان است. در واقع، یک غول با چهره مثبت است.

* خب این غول مثبت، قرار است به کجا برسد؟
- غول، نهایتا توی برره می‏ماند و سر و سامان می‏گیرد. از جنگل و کوه و خشونت، کاملا جدا می‏شود و یکی از اهالی برره می‏شود. یک انسان ایده آل.

* توی خانه هم احساس می‏کنید که هنوز غول برره هستید؟
- بعضی شب ها احساس می‏کنم که سیامک روی این بازویم خوابیده و مهران روی این یکی بازویم. سیامک می‏گفت: رابین هود برره کم بود، جان کوچولو هم اضافه شد!

* دوست دارید توی چه فیلمی بازی کنید؟
- فیلم های اکشن، فیلم های جنگی، فیلم های ورزشی مثل راکی و رمبو.

* توی امارات، از این فیلم ها بازی می‏کردید؟
- نه. آن جا توی یک شرکتی بودم که ما را برای بادیگارد شدن استخدام کرده بود. مثلا من بادیگارد ویتنی هیوستون، ماریا کری، نیکلاس کیج، استینگ، تایگروود (قهرمان بوکس جهان) و... بوده ام. نیکلاس کیج از هیکل من تعجب کرده بود. می‏گفت: توی ایران هم همچین سایزی پیدا می‏شود؟

* از بادیگاردی تان خاطره ای ندارید؟
- یک بار برایان آدامز برای کنسرت آمده بود آن جا. این آدم، گیتارش را از خودش جدا نمی‏کرد. دستشویی هم که می‏رفت، گیتارش را می‏برد و تمرین می‏کرد. من هم از بیرون، تقلید صدایش را کردم. بیچاره فکر کرده بود اکوی صدای خودش است. بعد آمد بیرون، گفت: احمد، تو بودی؟

* وقتی می‏خواهید سوار ماشین شوید، مشکلی ندارید؟
چرا، خیلی سخت است. البته الان شانس آورده ام که صندلی جلو، یک نفره شده. ماشین های توی ایران، اکثرا کوچک هستند. وقتی می‏نشینم، پاهایم می‏رود بالای داشبورد. خیلی وقت ها هم که راننده ها من را می‏شناسند، می‏گویند: برو صندلی عقب، راحت بنشین. کسی را سوار نمی‏کنیم.

* تا حالا شده که فیلمی را ببینید و دلتان بخواهد که کاش جای فلان نقش، بازی می‏کردید؟
- خیلی. مثلا نقش مالک اشتر توی سریال امام علی برایم این طوری بود. همیشه دوست داشته ام که توی فیلم های تاریخی و مذهبی بازی کنم. دوست دارم یک سریال در رابطه با کربلا ساخته شود و تویش بازی کنم. می‏دانید، هنرمند زمانی هنرمند است که اشکش اشک مردم باشد و لبخندش لبخند مردم. زمانی که گریه می‏کند، تمام 70 میلیون باهاش بگریند و زمانی که می‏خندد، 70 میلیون همراهش بخندند.

منبع: هفته نامه «همشهری جوان»

منبع :

اخبار اکاایران

تبلیغات