سه بار عاشق شدم ، اما هنوز مجردم - بیوگرافی بازیگران ، بیوگرافی هنرپیشه ها

آکاایران خانواده سبز : اخیرا در برنامه های طنز، شاهد حضوربازیگرانی هستیم که نقش شان را بسیار جدی -بدون هیچ تغییر چهره یا تغییر لهجه ای - ایفامی کنند و همان جدیت ، بیننده را به خنده می اندازد. یکی از چهره هایی که او را درسریال های طنز...

,[categoriy]

آکاایران: سه بار عاشق شدم ، اما هنوز مجردم


خانواده سبز : اخیرا در برنامه های طنز، شاهد حضوربازیگرانی هستیم که نقش شان را بسیار جدی -بدون هیچ تغییر چهره یا تغییر لهجه ای - ایفامی کنند و همان جدیت ، بیننده را به خنده می اندازد. یکی از چهره هایی که او را درسریال های طنز دیده ایم ، غلامحسین لطفی است بازیگر طنز سینما وتلویزیون .
لطفی همیشه خیلی جدی به ایفای نقش می پردازد و معمولا رل های منفی به او واگذارمی شود ولی بر خلاف انتظار، ایفای این گونه نقش ها به دلیل بازی جدی و خوب این بازیگرموجب محبوبیتش در نزد مخاطبان شده است .
غلامحسین لطفی متولد 20 آذر سال 1328 درقزوین می باشد، وی دارای فوق دیپلم برق و فوق لیسانس بازیگری ونیز دکترای افتخاری تئاتر است .
چهار برادر و یک خواهر دارد و تاکنون همه کارهای درجه یک سینما را تجربه کرده ازجمله نویسندگی ، کارگردانی ، بازیگری و... امروزاو را در نقش یک مجری می بینیم . برنامه «دوستانه » که هر شب از شبکه اول پخش می شود،شاهکار این هنرمند است . تمام کارهای این برنامه اعم از کارگردانی ، طرح سوالات ، ساخت تیتراژ،نریشن برای معرفی و در نهایت اجرا را خودش به تنهایی انجام می دهد. برای این شماره و از جمله برای آشنایی شما عزیزان ، با او طی یک گفتگوی دوستانه سئوالاتی را مطرح کردیم که چکیده ای از آن را می خوانید:

_ در حال حاضر مشغول چه کاری هستید؟
لطفی : به شدت مشغول مونتاژ و آماده کردن برنامه دوستانه هستم البته ضبط کلیدی قسمت هاتمام شده .
_ چی شد به فکر ساخت چنین برنامه ای افتادید؟
لطفی : حدودا دو ماه پیش طرحی از طرف شبکه یک داده شده بود به این صورت که یک مجری با یک هنرمند یا یک ورزشکار گفتگویی انجام دهد و من این طرح را به شکلی که می بینیددر آوردم .
_ آیا «دوستانه » یک صندلی داغ است ؟
لطفی : به نظر من دوستانه به برنامه صندلی داغ اصلا شباهت ندارد، البته من فقط یک قسمت ازاین برنامه را دیدم و معتقدم دوستانه ، نه از نظرسوال ها و نه برخورد و نوع صحبت ، شباهت ندارد.
_ قشنگ ترین سوتی ای که داده اید؟
لطفی : من همیشه با فکر صحبت می کنم درنتیجه هیچ وقت سوتی نمی دهم (باخنده ).
_ اهل تپق زدن هستید؟
لطفی : بسیار زیاد، برای این که معتقدم تپق زدن بخشی از زندگی روزمره است . البته در کارها(سریال ها وتئاتر) معمولا نباید اشتباه لفظی کرد،حالا در تئاتر به دلیل این که زنده اجرا می شود،امکان این اتفاق زیاد است . در سینما و تلویزیون هم بستگی به حساسیت کارگردان دارد، به طورمثال خود من اعتقاد دارم اگر تپق زدن ها را رفع نکنیم و برداشت مجدد درسریال ها نمی گرفتیم ،سریال ها طبیعی تر و جالب تر می شد.
_ کدامیک از مصاحبه هایی که دربرنامه دوستانه انجام دادید، جذاب تر بود؟
لطفی : جذابیت این برنامه به مهمان برنامه وبرخورد او با سوال ها بستگی دارد. بعضی ها رامی بینید که آدم بسته ای است وتمام سئوالات رادر حد یک یا دو کلمه جواب می دهد. خب ،مسلما با این فرد، جذاب کردن برنامه مشکل خواهد بود. اما عده ای هم بودند که وقتی سوال را مطرح می کنی ، خودشان شروع به توضیح دادن می کنند، مثل آقای فریدون جیرانی یاخانم مهناز افشار وخیلی های دیگر.
_ بدقلق ترین آدمی که در این برنامه با اوگفتگو کردید؟
لطفی : اسم که نمی توانم ببرم ، اما یکی دو نفربودند که خیلی اذیت کردند. به نظر من پاسخگویی به سوالات بستگی به جهان بینی آدم هاهم دارد. اگر شما اطلاعات کمی در خصوص دنیاو محیط اطرافت داشته باشی ، طبیعتا خوب نمی توانی توضیح دهی در دوستانه افرادی که بابازیگری سروکار داشتند، بهتر پاسخگو بودند.
_ دوست دارید روزی کاندیدای ریاست جمهوری شوید؟
لطفی : از ماست که بر ماست . سوال خودم را ازخودم می پرسید. تا به حال به این موضوع فکرنکردم چون کار بسیار مشکلی است . اما اگر یک روز مردم انتخاب کنند و بخواهند، قبول خواهم کرد (خنده ) چون مردم را دوست دارم و به خواسته آنها احترام می گزارم .
_ اگر روزی رییس جمهور شوید، بزرگ ترین هدف و برنامتون چه خواهد بود؟
لطفی : رفاه نسبی مردم چون مردم مااستحقاق زندگی خوب و مرفه را دارند. اگر مردم ما در رفاه باشند، فراغت بیشتری را برای انجام کارهای دیگر خواهند داشت و درنهایت جامعه ای بهتر و ایده آل خواهیم داشت . درحال حاضر، 48 درصد اقتصاد آمریکا را ایرانی های مقیم آن جا پیش می برند و این آمار بسیار بالایی است .
تآشپزی بلد هستید؟
لطفی : بله ، دست پختی بسیار عالی دارم .
_ کدام غذا را بهتر درست می کنید؟
لطفی : دم پختک و باقالی پلو را خیلی خوب درست می کنم و به عبارتی غذاهایی را که با برنج درست می شود، خوب می پزم چون خیلی برنج را دوست دارم .
_ به کدامیک از کارهای منزل بیشتر علاقه دارید؟
لطفی : ظرف شستن برای این که هنگام ظرف شستن به سوژه های مختلف کارم فکر می کنم .
_ چرا تا امروز ازدواج نکردید؟
لطفی : چون تاکنون به این موضوع خیلی جدی فکر نکردم ، آن هم به این دلیل که نمی خواهم راحتی ای که الان دارم از دست بدهم . (خنده )
_ تاکنون خواستگاری رفتید؟
لطفی : نه ، چون فرد مناسبی را که بتواند با من وروحیات یک بازیگر کنار بیاید و زندگی کند، پیدانکردم .
_ اگر به خواستگاری بروید و به شما جواب ردبدهند، عکس العمل تان چه خواهد بود؟
لطفی : صد در صد خودکشی نمی کنم . (خنده )
_ نظرتان راجع به خانم ها چیست ؟
لطفی : همه خانم ها خوب هستند مادرها،مادرزن ها و مادر شوهرها هم همین طور اصلاآدم بد وجود ندارد مگر این که عکسش ثابت شود.
_ مادرتان به شما اعتراضی نمی کند که چرامجرد هستید؟
لطفی : اتفاقا خیلی دلش می خواست که مثلامن سرو سامان بگیرم . یک مقدار تلاش کرد ولی وقتی دید به نتیجه نمی رسد، ناامید شد. امروز هم که دیگر او زنده نیست .
تخدا رحمت شان کند، تا به حال عاشق شدید؟
لطفی : سه بار، یک بار در 23 سالگی ، دوباردیگر در 33 سالگی و 46 سالگی بود که عاشق شدم .
_ تنهایی را چقدر دوست دارید؟
لطفی : نمی شود تنهایی را دوست داشت ، ولی تنها خیلی راحت ترم و به کارهایم بهتر می رسم .
_ با این که ازدواج نکردید، چه طور در سریال آینه به مشکلات خانوادگی پرداختید؟
لطفی : نخوردیم نون گندم ، دیدیم دست مردم بالاخره از نزدیک شاهد زندگی مشترک برادر و خواهرم هستم و در کل کار هنرمند، تحقیق در رابطه با اجتماع هم می باشد. در دوران دانشجویی ، می رفتم در پارک های مختلف و باآدم های گوناگون صحبت می کردم و به دنبال علت می گشتم . بر این اساس ، شناختم از جامعه فوق العاده است . اگر در یک مهمانی حضور پیداکنم که کسی را نمی شناسم ، بعد از گذشت یک ربع ،می توانم شخصیت ها را شناسایی کنم و به شمابگویم چه کسی ، چه مشکلی دارد.
_ این تحقیقات ، یکی از دلایل شما نسبت به عدم ازدواج نشده است ؟
لطفی : من به هیچ عنوان نسبت به امر ازدواج بدبین نیستم . بی تعارف بگویم ، زندگی کردن با ماخیلی راحت نیست برای این که هنرمندان دارای روحیه خاصی هستند. به هر حال ، اگرخانمی پیدا بشود که این شرایط را بپذیرد و کناربیاید، من حاضرم ازدواج کنم . آدم که نمی تواند20 تا زن بگیرد، ببیند کدام شان خوب هستندبلکه باید یک بار ازدواج کرده و تا آخر عمر با یک زن زندگی کند.
_ دوران کودکی را چگونه گذراندید؟
لطفی : در تمام دوران بچگی در این فکر بودم که چه طور پول به دست آورم . برای رفتن به سینما چون پدر ثروتمندی نداشتم ، به یاد دارم مدت سه سال ، آپاراتچی یک سینما در قزوین شدم بدون این که پولی بگیرم فقط به دلیل آنکه بتوانم فیلم های اکران شده را مجانی ببینم و هرفیلمی که چهار شب در ده سالن اکران می شد، هرروز و هر ده سانس آن را می دیدم .
تبچه شیطانی بودید؟
لطفی : پدرم را خیلی اذیت می کردم و الان متاسفم که نمی توانم جبران کنم به خاطر این که ایشان سال ها پیش فوت کردند.
_ در دوران تحصیل درس خوان بودید؟
لطفی : نه ، ریاضیات و حسابم بسیار ضعیف بود.هنوز هم وقتی برای خرید می روم ، زمان حساب کردن کیفم را می دهم تا خودشان مبلغ رابردارند، که معمولا هم زیادتر برمی دارند، ولی ادبیاتم خوب بود، به طور کلی درس را دوست نداشتم چون چیزی را که اجبار برای انجامش وجود داشته باشد، دوست نداشته و ندارم و درس خواندن هم جزیی از آن بود و باید نمره می آوردم . البته اگر اجبار در آن نبود، امکان داشت حتی در درس ریاضی هم موفق شوم ونمرات خوبی به دست آورم .
_ این اجبار از طرف خانواده هم بود؟
لطفی : معمولا پدر خانواده بچه ها را به درس خواندن و گرفتن نمره های خوب اجبار می کند وخانه ما هم از این قاعده مستثنی نبود.
_ در دوران تحصیل پیش آمده که کلاسی رادو سال بخوانید؟
لطفی : نه ، ولی همیشه نمرات ناپلئونی می گرفتم مثلا با معدل 10،11 قبول می شدم .البته این را هم بگویم که در دانشکده هنرهای زیبامعدلم سه و جزء بهترین ها بود.
_ برای تان پیش آمده که یکی ازمعلم های تان را سر کار بگذارید؟
لطفی : بله ، کلاس 6 یا 7 بودم که یک معلم درس شیمی داشتم به نام آقای نبوی . ایشان همیشه عادت داشتند به شاگردانش متلک بگویدبدون اینکه خودش بخندد. یک بار جلوی همه بچه های کلاس به من گفت : «اگه لنگه تو رو پیدامی کردم ، می بستم به درشکه شهرداری ». بعد تمام بچه ها زدند زیر خنده . بعد که سکوت شد، من هم گفتم : «آقا اتفاقا ما رفتیم ، گفتند لنگه تو آقای نبوی است » بعد. هم من را از کلاس بیرون کرد تا ببندندبه درشکه شهرداری .
_ به یادماندنی ترین ضدحالی که خوردید؟لطفی : چون آدم حاضر جوابی هستم و همیشه جواب توی آستینم پیدا می شه ، ضدحال نمی خورم .
_ ما شما را در ژانرهای مختلفی دیدیم ، به نظرخودتان تا چه اندازه در ایفای نقش های متفاوت موفق هستید؟
لطفی : این را من نباید بگویم ، ولی همیشه تلاش می کنم متفاوت ظاهر شوم و فکر می کنم تااندازه ای هم موفق بودم .
تدر کار اجرا چه طور؟
لطفی : مجری گری را خیلی دوست دارم ومعتقدم هر بازیگری حتما باید یکی ، دو برنامه این کار را تجربه کند چون یک مجری چیزی را ازقبل حفظ نمی کند و این امر حضور ذهن بازیگر رازیاد می کند و نیز کمک بزرگی به بداهه گویی اوخواهد بود و به نظر من هنرپیشه ای که فی البداهه بازی کند، بهترین است .

_ جدیدا در چه کاری حضور داشتید؟
لطفی : در فیلم های سینمایی «قتل آن لاین » ونیز «عروس فراری ».
_ شما نویسندگی هم می کنید از چه زمانی دست به قلم شدید؟
لطفی : بله : اشتباهاتی را مرتکب شدم (خنده )اولین بار کلاس نهم بودم که تصمیم گرفتم خاطرات روزانه را بنویسم (البته الان هم برخی اوقات این کار را می کنم ) همین طور نوشتم تا به داستان و فیلم نامه رسید.
_ در حیطه سینما کارهای مختلفی از جمله نویسندگی ، کارگردانی و بازیگری انجام داده اید،کدامیک را بیشتر دوست دارید؟
لطفی : به عقیده من کارگردانی کردن ماندگارتر است . وقتی یک اثری خلق می کنید،مسلما بیشتر لذت می برید تا این که مجری افکار وعقاید دیگران باشید. وقتی یک کارگردان تنبل می شه ، بازی می کند، البته بازی کردن هم سخته ،هر کاری خوبش سخت است .
_ معمولا سوژه کارهای تان را از کجامی گیرید؟
لطفی : از رفتارها و برخوردهای اجتماع ،روزی n هزار سوژه برای هنرمند وجود دارد.
_ آیا شما طنازید؟
لطفی : همیشه سعی می کنم آدم خوش رویی باشم و با همه رابطه خوب و انسانی برقرار کنم ،ولی قاعدتا فرد روبه رو باید دراین باره نظر دهد،ولی تنها چیزی که می دانم این است که اسمم طناز نیست .(خنده )
_ بزرگ ترین تفریح شما؟
لطفی : دیدن فیلم و شنیدن موسیقی .
_ یک خاطره خنده دار از ارتباط و برخورد بامردم بگویید؟
لطفی : خنده دار نیست ولی بعد از پخش سریال خانه به دوش و غریبانه ، سرهر چهار راه پشت چراغ قرمز که می ایستادم ، نگاه می کردم چندین نفر با موبایل دارن از من عکس می گیرندبه خاطر همین همیشه سعی می کنم خیلی مرتب پشت رل بنشینم و مثلا دستم توی گوشم ویا...نباشد یا این که بعد از ماه رمضان همه به من می گفتند چرا آن قدر ماشاا... را اذیت می کنی ؟من هم توضیح می دادم : اگر من او را اذیت نمی کردم که درام پیش نمی رفت و همین طور بعداز سریال غریبانه انتقاد می کردند، شما که معمولانقش های مثبت بازی می کنید یا مثلا با نمکی ، چرااین جا رل خشن را ایفا کردید؟ به هر حال هنرپیشه وقتی نقشی به او پیشنهاد می شود، باید در ابعادمختلف خودش را امتحان کند و من هم دوست دارم خودم را محک بزنم و همیشه نقش های یکنواخت را قبول نکنم . به هر حال ، گذران زندگی ست و مجبوریم قبول کنیم .
_ خودتان ترجیح می دهید در چه ژانری ایفای نقش نمایید؟
لطفی :اصولا کار طنز و کمدی را دوست ندارم به این علت که مردم طنز را جدی نمی گیرند، یعنی برای همان لحظه طنز را دوست دارند و بعد ازگذشت نیم ساعت ، پیام برنامه را فراموش می کنند. از این رو من خودم دوست دارم هم به عنوان کارگردان جدی بسازم و هم جدی بازی کنم .
تطنز را چگونه معنا می کنید؟
لطفی :تضادی که با زندگی روزمره سرو کاردارد به طور مثال پلیس می گه از چراغ قرمزنباید عبور کرد. وقتی خودش چراغ قرمز را ردکنه ، خنده دار می شه و این نوعی طنز می شود.
_ یعنی تضاد بین رفتار و گفتار انسان ها؟
لطفی : بله ، تضادی بین گفتار و رفتار که انتقاد درآن وجود دارد و اگر قرار باشد عمدی طنزی ساخته شود، آن موقع همراه با انتقاد خواهد بودکه معمولا هم باید سازنده باشد.
_ به عنوان آخرین سوال بفرمایید، چه برنامه ای برای آینده در نظر دارید؟
لطفی : هنرمندان نمی توانند آینده راپیش بینی کنند چون مشخص نیست چه پیشنهاهایی به آنها شود امکان دارد در آینده یک فیلم سینمایی بسازم که به برنامه دوستانه هیچ ارتباطی ندارد یا بازی در یک سریال را که صحبت هایی در این رابطه شده ، آغاز کنم البته هیچ کدام قطعی نیست .


جیک و پیک زندگی لطفی

به گزارش آکاایران 1 - دوران نوجوانی و جوانی را درقزوین گذراندم .
2 - گروه فیلم برداری فیلم قصاص به قزوین آمده بودند و مرا برای ایفای نقش شاگردفرش فروش انتخاب کردند، به این ترتیب قصاص اولین تجربه حرفه ای من در سینما بود.
3 - وقتی که بچه بودم ، مادرم تقلید صدامی کرد و معمولا صدای مردها را تقلید می کرد وبه قدری این کار را زیبا انجام می داد که من شیفته این هنر شدم .
4 - در دوران نوجوانی عکس های استادانتظامی را جمع آوری می کردم و همیشه عاشق بازی او بودم .
5 - تاکنون در حدود 20 فیلم سینمایی و6سریال بازی کردم و دو فیلم سینمایی با نام های «پاک باخته » و «سرخپوستان » را کارگردانی کردم . در تئاتر هم که تا دلتان بخواهد حضورداشتم .
6 - بدون موسیقی نمی توانم زندگی کنم ، به موسیقی کلاسیک و پاپ البته نه تکنو، علاقه دارم .

منبع :

  • اشتراک
  • گزارش تخلف
  • 0 محبوب

اخبار اکاایران