زندگینامه تام هنکس در یک نگاه‌ - بیوگرافی بازیگران ، بیوگرافی هنرپیشه ها

تام هنکس در یک نگاه‌
 
● کشتی شکسته‌
تام هنکس در سال ۱۹۵۶ در کالیفرنیا به دنیا آمد.

تام هنکس,تام هنکس 2013,تام هنکس هالی بری,[categoriy]

 زمانی که ۵ سال بیش‌تر نداشت والدینش از هم جدا شدند و او در کنار پدرش که یک آشپز دوره‌گرد بود بزرگ شد، بازیگری را تام هنکسس از دوران دبیرستان آغاز کرد و در دوران تحصیل در کالج برای شرکت در جشنواره تئاتری گریت لیکز دعوت شد و در عین حال به تحصیل در دانشگاه کالیفرنیا پرداخت. پس از آن به بازیگری در تئاتر و تلویزیون مشغول شد و سپس بازی‌اش در فیلم کمدی شلپ (۱۹۸۴)‌ مورد توجه بسیار واقع شد.
او که تا قبل از این فیلم در آثاری از قبیل او می‌داند تو تنها هستی (۱۹۸۴)‌ بازی کرده بود، پس از آن به ایفای نقش در عموما قالب‌های کمدی مانند مردی با یک لنگه کفش قرمز (۱۹۸۶)‌، مهمانی مجردی (۱۹۸۵)‌، داوطلب‌ها (۱۹۸۶)‌ ، دام پول (۱۹۸۷)‌، هیچ چیز بی‌خود نیست (۱۹۸۷)‌، هر زمان خداحافظی می‌کنیم (۱۹۸۷)‌ و ... رفته‌رفته مدارج ترقی را پیمود تا این که در سال ۱۹۸۸ برای باز در فیلم بزرگ نامزد دریافت جایزه اسکار شد. اما ۵ سال باقی‌مانده بود تا این جایزه را برای بازی در فیلم فیلادلفیا (۱۹۹۳)‌ بدست آورد. او در این فاصله در آثاری مانند دام (۱۹۸۸)‌ ، جمله (۱۹۸۹)‌، ترنر و هوچ (۱۹۹۰)‌ خانواده برب (۱۹۹۰)‌، جو علیه آتشفشان (۱۹۹۱)‌، آتش خود‌پرستی‌(۱۹۹۱)‌، رادیو باز (۱۹۹۲)‌، بازی‌های سراسری خودشان (۱۹۹۳)‌ و بی‌خواب در سیاتل (۱۹۹۳)‌ را بازی کرد و در سال ۱۹۹۴ دومین جایزه اسکار خود را برای فیلم فارست گامپ (۱۹۹۴)‌ کسب کرد. از آن پس تام هنکس تبدیل به یک ستاره قدرتمند در سینمای آمریکا شد که با فاصله‌گیری از ساحت کمدی، در آثاری نظیر آپولو ۱۳، نجات سرباز رایان، مسیر سبز، کشتی شکسته، اگه میتونی منو بگیر، قاتلان پیرزن، ترمینال، رمز داوینچی و ... نام خود را در فهرست بهترین بازیگران سالیان اخیر سینمای جهان ثبت کرد. او در عین حال در برخی آثار انیمیشن مانند داستان اسباب‌بازی یک و دو، و نیز قطار سریع‌السیر قطبی صداپیشگی کرده است. او تجربه کارگردانی نیز دارد: آنچه انجام می‌دهی. آن چه هنکس را در مقام بالایی از ساحت بازیگری قرار داد، عمدتا پس از جایزه اسکاری بود که در سال ۱۹۹۳ برای فیلادلفیا بدست آورد، فیلمی که عبارت «درامی درباره ایدز» را در مورد آن به کار می‌برند. او خود در مورد نقش این اثر می‌گوید: «این نقش بایستی با در نظر گرفتن دو مرحله مختلف شکل می‌گرفت. من باید از این‌که حمله این ویروس به بدن به لحاظ فیزیکی چه تغییراتی در بدن بوجود می‌آورد آگاهی پیدا می‌کردم. برای این‌کار با پزشکی در دانشگاه UCLA صحبت کردم با آدم‌های مختلفی که ایدز داشتند اوقات را سپری می‌کردم. برای این‌که من در قالب این دگرگونی فیزیکی قرار بگیرم و گذشت زمان به درستی ترسیم شود نماها را به ترتیب زمانی می‌گرفتیم. نمای نخستین اول گرفته شده بود و به همین ترتیب تا نمای آخر حدود ۳۷ پوند وزن کم کردم»
تام هنکس زمانی در سینمای جهان به اوج رسید که بسیاری نسبت به بازیگران معاصر سینما به سوی یاس حرکت می‌کردند و هنکس این فرضیه را با ابطال مواجه ساخت‌وجهه معتبر، خوشرویی تام هنکس بود که نقش‌های اصلی آتش‌زار نخوت‌ها و فیلادلفیا را برای او به ارمغان آورد و سپس شاه نقش فارست گامپ را نصیبش ساخت. او در نقش شخصیتی که نامش را به فیلم داده است آدم ساده‌دلی است که از بین برخی از تعیین کننده‌ترین لحظه‌های آمریکای پس از جنگ عبور می‌کند و با حرکاتی منقطع که در سر تا پای وجودش جاری است و نیز لهجه کشدار جنوبی دل تماشاگر فیلم را می‌رباید. بازی تام هنکس و جان بخشیدن به این کاراکتر ساده‌دل، کودک سان و عقب‌مانده ذهنی یکی از بهترین و چشم‌گیرترین کارهای این هنرپیشه در کارنامه‌ سینمایی‌اش به حساب می‌آید. زندگی این شخصیت منشوری است که از یک سو یک زندگی مدرن امروزی و تاریخ معاصر و از سوی دیگر اعمال خود فارست را باز می‌‌تاباند. او از الویس پریسلی تا کندی، از مائو تانیکسون و حتی جان لنون، جنگ ویتنام و اعتراض‌های ضد جنگ و... در مقابل همه واکنش نشان می‌‌دهد و در نهایت دوستی را می‌یابد، عاشق می‌شود و به افتخار می‌رسد. با این که روند شخصیت‌پردازی به نظر ساده‌انگارانه می‌آید اما جذابیت کار چنان است که سطحی بودنش چندان به چشم نمی‌آید و این امر بیش از هر چیز به بازی فوق‌العاده هنکس معطوف می‌شود. او خود در مورد شخصیت فارست گامپ در جایی گفته است: «گامپ چارلی چاپلینی است که نقش لورنس عربستان را بازی می‌کند. این فیلم در مورد مردی است که در زندگی‌اش تجربیات و فراز و نشیب‌های بسیاری را پشت سر می‌گذارد. درست مثل همه ما تام هنکس نقش‌‌های بسیار متفاوتی در پرونده کاری‌اش دارد. یکی از آنها فضانورد است که در فیلم آپولو ۱۳ تجلی پیدا کرد و در طی آن نقش جیم لاول را بازی کرد، یعنی نقشی از یک انسان واقعی. دیگری ایفای بازی در قالب یک انسان تبهکار است که فیلم جاده تباهی در اوج این نوع نقش‌‌های هنکس قرار دارد. او در این اثر انسانی منزوی و تنها است که صفات خشن را یک جا با هم به همراه دارد. نقش آفرینی هنکس در این فیلم تحسین اغلب تماشاگران و البته منتقدان را برانگیخت، بویژه آن که نقش مقابل هنکس در این اثر بازیگر کهنه کاری مانند پل نیومن بود که با خونسردی دیوانه‌کننده‌اش، ‌گنگستر‌نمایی تام هنکس را دشوار ساخته بود اما هنکس با موفقیت این بازی را پشت سر گذاشت.
هنکس ۳ تجربه نیز با استیون اسپیلبرگ دارد: اگه میتونی منو بگیر، ترمینال و نجات سرباز رایان و در هر ۳ نیز درخشش قابل تحسین داشته است. تام هنکس در مورد چگونگی کار با این کارگردان گفته است: «فرض کنیم تو آدمی هستی که دست به آچارت خوب است و کارهای تعمیر خانه با توست. یک روز کسی می‌گوید این بسته را ببر در آن کارگاه و تحویل آن مرد بده و تو نمی‌دانی که داری به طرف کارگاه تاماس ادیسن می‌روی. ادیسن هم تا تو را می‌بیند می‌گوید: «کجا بودی؟ من منتظرت بودم. آن بسته را باز کن یک آچار بردار و تا من دارم روی این فونوگراف کار می‌کنم، تو هم روی این نور الکتریکی مشغول کار شو». تجربه فیلم ساختن با اسپیلبرگ همین است، تام هنکس در نجات سرباز رایان نقش کاپیتان میلر را بازی می‌کند که در جریان جنگ دوم جهانی اکثر سربازان خود را از دست می‌‌دهد و قرار است با نیروهای اندک باقیمانده‌اش، یک سرباز ویژه را نجات دهد و نزد خانواده‌اش برگرداند.
به اعتقاد هنکس این اثر «سرشار از هر پدیده سینمایی است: یک فیلم گرافیکی، احساسی و ذهنی با درامی روان‌شناسانه و قدرتمند که همه نکات را زیرپوست شخصیت‌ها جاری ساخته است» در ترمینال نیز هنکس نقش یک مسافر را از یک کشور به نام کراکوژیا در شرق اروپا بازی می‌کند که وارد فرودگاه نیویورک می‌شود اما طی مدت پرواز در کشورش کودتا شده است و چون آمریکا هنوز دولت جدید را به رسمیت نشناخته است پاسپورت او نیز از درجه اعتبار ساقط است. بنابراین نه می‌تواند به کشورش بازگردد و نه می‌تواند وارد خاک آمریکا شود و مجبور است در سالن ترانزیت بماند تا وضعیت کشورش مشخص گردد.
بسیاری معتقدند بین لحن جدی نیمه اول این فیلم با لحن کمدی نیمه دومش، یک جور گسست به چشم می‌خورد، اما آنچه باز در این میان قالبی پیوسته به اثر بخشیده است، بازی یکدست و شیرین تام هنکس است. نقش‌آفرینی در قالب یک مامورFBI که به دنبال کلاهبرداری زیرک (با بازی لئوناردو دی‌کاپریو)‌ است، حضور تام هنکس را در فیلم اگه می‌تونی منو بگیر رقم می‌زند، اما نقش‌آفرینی‌های متفاوت و متنوع هنکس همچنان در کارنامه‌اش پیداست.
یکی از بارزترین آنها فیلم کشتی شکسته است که در آن هنکس به ایفای نقش تاجری می‌پردازد که هواپیمایش میانه اقیانوس سقوط می‌کند و او مجبور است ۴ سال را در یک جزیره ناشناخته به تنهایی سپری کند. این فیلم برای هنکس آزمونی سخت بود چراکه فیلم تقریبا تک بازیگر است. اعتقاد هنکس در مورد این نقش دشوار چنین است: «بازیگری مثل یک واکنش است. بزرگ‌ترین وظیفه هم همین است و راه فراری وجود ندارد. چون شما تنها فرد حاضر جلوی دوربین هستید. بعضی روزها کار در چنین شرایطی خیلی سخت بود هم از نظر فیزیکی هم از نظر روحی. چه کسی می‌خواست نسبت به مردی که در یک جزیره تنهاست حساسیت نشان دهد؟ افرادی می‌گفتند بینندگان سینما هیچ وقت به تماشای مردی که تنها در یک جزیره گیر افتاده نمی‌روند، اما اگر کارتان را درست و واقعی انجام دهید و خودتان را درگیر حس درونی درام کنید، مطمئن باشید احساس مطمئن و خالصی در طرف مقابلتان به وجود می‌آورید.
تام هنکس زمانی در سینمای جهان به اوج رسید که بسیاری نسبت به بازیگران معاصر سینما به سوی یاس حرکت می‌کردند و هنکس این فرضیه را با ابطال مواجه ساخت. او که با القابی نظیر جیمز استوارت معاصر مورد یادآوری قرار می‌گیرد یکی از متین‌ترین و دلچسب‌ترین شمایل بازیگری را امروزه به خود اختصاص داده است، آن سان که حتی در برخی فیلم‌های ضعیف‌ نیز جلوه‌ای چشمگیر داشته است. شاید یکی از دلایل این موفقیت نگرش او به امر بازیگری در سینما باشد که در قالب این جملات تجلی یافته است: «برای من شالوده و اساس کار، سخنان هملت خطاب به بازیگران است. حرف‌های او ‌ به اعتقاد من کلام آخر است. وظیفه ما این است که آینه‌ای را مقابل طبیعت قرار دهیم. انعکاس آن می‌تواند خنده‌آور یا سرگرم‌کننده باشد که در هر دو صورت خوب است. اما در هر شرایطی حاصل کار باید همان قرار دادن آینه در برابر طبیعت باشد. ما باید دائم در حال بررسی این مساله باشیم که چه هستیم، چگونه سر از این عالم درآوردیم و چطور سیر زندگی را طی می‌کنیم. 

ویرایش و تلخیص:آکاایران

 زمانی که ۵ سال بیش‌تر نداشت والدینش از هم جدا شدند و او در کنار پدرش که یک آشپز دوره‌گرد بود بزرگ شد، بازیگری را تام‌ هنکس از دوران دبیرستان آغاز کرد و در دوران تحصیل در کالج برای شرکت در جشنواره تئاتری گریت لیکز دعوت شد و در عین حال به تحصیل در دانشگاه کالیفرنیا پرداخت. پس از آن به بازیگری در تئاتر و تلویزیون مشغول شد و سپس بازی‌اش در فیلم کمدی شلپ (۱۹۸۴)‌ مورد توجه بسیار واقع شد.
او که تا قبل از این فیلم در آثاری از قبیل او می‌داند تو تنها هستی (۱۹۸۴)‌ بازی کرده بود، پس از آن به ایفای نقش در عموما قالب‌های کمدی مانند مردی با یک لنگه کفش قرمز (۱۹۸۶)‌، مهمانی مجردی (۱۹۸۵)‌، داوطلب‌ها (۱۹۸۶)‌ ، دام پول (۱۹۸۷)‌، هیچ چیز بی‌خود نیست (۱۹۸۷)‌، هر زمان خداحافظی می‌کنیم (۱۹۸۷)‌ و ... رفته‌رفته مدارج ترقی را پیمود تا این که در سال ۱۹۸۸ برای باز در فیلم بزرگ نامزد دریافت جایزه اسکار شد. اما ۵ سال باقی‌مانده بود تا این جایزه را برای بازی در فیلم فیلادلفیا (۱۹۹۳)‌ بدست آورد. او در این فاصله در آثاری مانند دام (۱۹۸۸)‌ ، جمله (۱۹۸۹)‌، ترنر و هوچ (۱۹۹۰)‌ خانواده برب (۱۹۹۰)‌، جو علیه آتشفشان (۱۹۹۱)‌، آتش خود‌پرستی‌(۱۹۹۱)‌، رادیو باز (۱۹۹۲)‌، بازی‌های سراسری خودشان (۱۹۹۳)‌ و بی‌خواب در سیاتل (۱۹۹۳)‌ را بازی کرد و در سال ۱۹۹۴ دومین جایزه اسکار خود را برای فیلم فارست گامپ (۱۹۹۴)‌ کسب کرد. از آن پس تام هنکس تبدیل به یک ستاره قدرتمند در سینمای آمریکا شد که با فاصله‌گیری از ساحت کمدی، در آثاری نظیر آپولو ۱۳، نجات سرباز رایان، مسیر سبز، کشتی شکسته، اگه میتونی منو بگیر، قاتلان پیرزن، ترمینال، رمز داوینچی و ... نام خود را در فهرست بهترین بازیگران سالیان اخیر سینمای جهان ثبت کرد. او در عین حال در برخی آثار انیمیشن مانند داستان اسباب‌بازی یک و دو، و نیز قطار سریع‌السیر قطبی صداپیشگی کرده است. او تجربه کارگردانی نیز دارد: آنچه انجام می‌دهی. آن چه هنکس را در مقام بالایی از ساحت بازیگری قرار داد، عمدتا پس از جایزه اسکاری بود که در سال ۱۹۹۳ برای فیلادلفیا بدست آورد، فیلمی که عبارت «درامی درباره ایدز» را در مورد آن به کار می‌برند. او خود در مورد نقش این اثر می‌گوید: «این نقش بایستی با در نظر گرفتن دو مرحله مختلف شکل می‌گرفت. من باید از این‌که حمله این ویروس به بدن به لحاظ فیزیکی چه تغییراتی در بدن بوجود می‌آورد آگاهی پیدا می‌کردم. برای این‌کار با پزشکی در دانشگاه UCLA صحبت کردم با آدم‌های مختلفی که ایدز داشتند اوقات را سپری می‌کردم. برای این‌که من در قالب این دگرگونی فیزیکی قرار بگیرم و گذشت زمان به درستی ترسیم شود نماها را به ترتیب زمانی می‌گرفتیم. نمای نخستین اول گرفته شده بود و به همین ترتیب تا نمای آخر حدود ۳۷ پوند وزن کم کردم»
تام هنکس زمانی در سینمای جهان به اوج رسید که بسیاری نسبت به بازیگران معاصر سینما به سوی یاس حرکت می‌کردند و هنکس این فرضیه را با ابطال مواجه ساخت‌وجهه معتبر، خوشرویی تام هنکس بود که نقش‌های اصلی آتش‌زار نخوت‌ها و فیلادلفیا را برای او به ارمغان آورد و سپس شاه نقش فارست گامپ را نصیبش ساخت. او در نقش شخصیتی که نامش را به فیلم داده است آدم ساده‌دلی است که از بین برخی از تعیین کننده‌ترین لحظه‌های آمریکای پس از جنگ عبور می‌کند و با حرکاتی منقطع که در سر تا پای وجودش جاری است و نیز لهجه کشدار جنوبی دل تماشاگر فیلم را می‌رباید. بازی تام هنکس و جان بخشیدن به این کاراکتر ساده‌دل، کودک سان و عقب‌مانده ذهنی یکی از بهترین و چشم‌گیرترین کارهای این هنرپیشه در کارنامه‌ سینمایی‌اش به حساب می‌آید. زندگی این شخصیت منشوری است که از یک سو یک زندگی مدرن امروزی و تاریخ معاصر و از سوی دیگر اعمال خود فارست را باز می‌‌تاباند. او از الویس پریسلی تا کندی، از مائو تانیکسون و حتی جان لنون، جنگ ویتنام و اعتراض‌های ضد جنگ و... در مقابل همه واکنش نشان می‌‌دهد و در نهایت دوستی را می‌یابد، عاشق می‌شود و به افتخار می‌رسد. با این که روند شخصیت‌پردازی به نظر ساده‌انگارانه می‌آید اما جذابیت کار چنان است که سطحی بودنش چندان به چشم نمی‌آید و این امر بیش از هر چیز به بازی فوق‌العاده هنکس معطوف می‌شود. او خود در مورد شخصیت فارست گامپ در جایی گفته است: «گامپ چارلی چاپلینی است که نقش لورنس عربستان را بازی می‌کند. این فیلم در مورد مردی است که در زندگی‌اش تجربیات و فراز و نشیب‌های بسیاری را پشت سر می‌گذارد. درست مثل همه ما تام هنکس نقش‌‌های بسیار متفاوتی در پرونده کاری‌اش دارد. یکی از آنها فضانورد است که در فیلم آپولو ۱۳ تجلی پیدا کرد و در طی آن نقش جیم لاول را بازی کرد، یعنی نقشی از یک انسان واقعی. دیگری ایفای بازی در قالب یک انسان تبهکار است که فیلم جاده تباهی در اوج این نوع نقش‌‌های هنکس قرار دارد. او در این اثر انسانی منزوی و تنها است که صفات خشن را یک جا با هم به همراه دارد. نقش آفرینی هنکس در این فیلم تحسین اغلب تماشاگران و البته منتقدان را برانگیخت، بویژه آن که نقش مقابل هنکس در این اثر بازیگر کهنه کاری مانند پل نیومن بود که با خونسردی دیوانه‌کننده‌اش، ‌گنگستر‌نمایی تام هنکس را دشوار ساخته بود اما هنکس با موفقیت این بازی را پشت سر گذاشت.
هنکس ۳ تجربه نیز با استیون اسپیلبرگ دارد: اگه میتونی منو بگیر، ترمینال و نجات سرباز رایان و در هر ۳ نیز درخشش قابل تحسین داشته است. تام هنکس در مورد چگونگی کار با این کارگردان گفته است: «فرض کنیم تو آدمی هستی که دست به آچارت خوب است و کارهای تعمیر خانه با توست. یک روز کسی می‌گوید این بسته را ببر در آن کارگاه و تحویل آن مرد بده و تو نمی‌دانی که داری به طرف کارگاه تاماس ادیسن می‌روی. ادیسن هم تا تو را می‌بیند می‌گوید: «کجا بودی؟ من منتظرت بودم. آن بسته را باز کن یک آچار بردار و تا من دارم روی این فونوگراف کار می‌کنم، تو هم روی این نور الکتریکی مشغول کار شو». تجربه فیلم ساختن با اسپیلبرگ همین است، تام هنکس در نجات سرباز رایان نقش کاپیتان میلر را بازی می‌کند که در جریان جنگ دوم جهانی اکثر سربازان خود را از دست می‌‌دهد و قرار است با نیروهای اندک باقیمانده‌اش، یک سرباز ویژه را نجات دهد و نزد خانواده‌اش برگرداند.
به اعتقاد هنکس این اثر «سرشار از هر پدیده سینمایی است: یک فیلم گرافیکی، احساسی و ذهنی با درامی روان‌شناسانه و قدرتمند که همه نکات را زیرپوست شخصیت‌ها جاری ساخته است» در ترمینال نیز هنکس نقش یک مسافر را از یک کشور به نام کراکوژیا در شرق اروپا بازی می‌کند که وارد فرودگاه نیویورک می‌شود اما طی مدت پرواز در کشورش کودتا شده است و چون آمریکا هنوز دولت جدید را به رسمیت نشناخته است پاسپورت او نیز از درجه اعتبار ساقط است. بنابراین نه می‌تواند به کشورش بازگردد و نه می‌تواند وارد خاک آمریکا شود و مجبور است در سالن ترانزیت بماند تا وضعیت کشورش مشخص گردد.
بسیاری معتقدند بین لحن جدی نیمه اول این فیلم با لحن کمدی نیمه دومش، یک جور گسست به چشم می‌خورد، اما آنچه باز در این میان قالبی پیوسته به اثر بخشیده است، بازی یکدست و شیرین تام هنکس است. نقش‌آفرینی در قالب یک مامورFBI که به دنبال کلاهبرداری زیرک (با بازی لئوناردو دی‌کاپریو)‌ است، حضور تام هنکس را در فیلم اگه می‌تونی منو بگیر رقم می‌زند، اما نقش‌آفرینی‌های متفاوت و متنوع هنکس همچنان در کارنامه‌اش پیداست.
یکی از بارزترین آنها فیلم کشتی شکسته است که در آن هنکس به ایفای نقش تاجری می‌پردازد که هواپیمایش میانه اقیانوس سقوط می‌کند و او مجبور است ۴ سال را در یک جزیره ناشناخته به تنهایی سپری کند. این فیلم برای هنکس آزمونی سخت بود چراکه فیلم تقریبا تک بازیگر است. اعتقاد هنکس در مورد این نقش دشوار چنین است: «بازیگری مثل یک واکنش است. بزرگ‌ترین وظیفه هم همین است و راه فراری وجود ندارد. چون شما تنها فرد حاضر جلوی دوربین هستید. بعضی روزها کار در چنین شرایطی خیلی سخت بود هم از نظر فیزیکی هم از نظر روحی. چه کسی می‌خواست نسبت به مردی که در یک جزیره تنهاست حساسیت نشان دهد؟ افرادی می‌گفتند بینندگان سینما هیچ وقت به تماشای مردی که تنها در یک جزیره گیر افتاده نمی‌روند، اما اگر کارتان را درست و واقعی انجام دهید و خودتان را درگیر حس درونی درام کنید، مطمئن باشید احساس مطمئن و خالصی در طرف مقابلتان به وجود می‌آورید.
تام هنکس زمانی در سینمای جهان به اوج رسید که بسیاری نسبت به بازیگران معاصر سینما به سوی یاس حرکت می‌کردند و هنکس این فرضیه را با ابطال مواجه ساخت. او که با القابی نظیر جیمز استوارت معاصر مورد یادآوری قرار می‌گیرد یکی از متین‌ترین و دلچسب‌ترین شمایل بازیگری را امروزه به خود اختصاص داده است، آن سان که حتی در برخی فیلم‌های ضعیف‌ نیز جلوه‌ای چشمگیر داشته است. شاید یکی از دلایل این موفقیت نگرش او به امر بازیگری در سینما باشد که در قالب این جملات تجلی یافته است: «برای من شالوده و اساس کار، سخنان هملت خطاب به بازیگران است. حرف‌های او ‌ به اعتقاد من کلام آخر است. وظیفه ما این است که آینه‌ای را مقابل طبیعت قرار دهیم. انعکاس آن می‌تواند خنده‌آور یا سرگرم‌کننده باشد که در هر دو صورت خوب است. اما در هر شرایطی حاصل کار باید همان قرار دادن آینه در برابر طبیعت باشد. ما باید دائم در حال بررسی این مساله باشیم که چه هستیم، چگونه سر از این عالم درآوردیم و چطور سیر زندگی را طی می‌کنیم. 

ویرایش و تلخیص:آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات