پریناز ایزدیار:عاشق فست فود و خریدکردن هستم! - بیوگرافی بازیگران ، بیوگرافی هنرپیشه ها

,پریناز ایزدیار, مصاحبه با پریناز ایزدیار, ,بیوگرافی بازیگران و هنرپیشه ها، زندگینامه بازیگران، بیوگرفی بازیگران مرد، بیوگرافی بازیگران زن،زندگینامه بازیگران ایرانی
,پریناز ایزدیار, مصاحبه با پریناز ایزدیار, ,بیوگرافی بازیگران و هنرپیشه ها، زندگینامه بازیگران، بیوگرفی بازیگران مرد، بیوگرافی بازیگران زن،زندگینامه بازیگران ایرانی

من عاشق خریدکردن هستم. به همین خاطر هروقت به پاساژ یا مرکز خریدی می روم بدون توجه به جیبم فقط خرج می کنم
پریناز ایزدیار وقتی حرف می زند، می توانی در کلامش انرژی و ذوق و هیجان را ببینی. هرچند که خودش می گوید بزرگ ترین ویژگی اش سادگی اش است، اما در کنار سادگی باید هیجان طالبی و مهربانی را هم به خصوصیات اخلاقی اش اضافه کرد. با پریناز در مورد زندگی در شمال، آشپزی، خرید و دلخوشی های این روزهایش حرف زدیم و او که این روزها در حال بازی در سریال «شهرزاد» حسن فتحی است با دقت و حوصله خاصی به تک تک سوالات مان پاسخ داد با ما همراه شوید. با بازیگر جوانی که در سال های خیر جاپای خود را در بین هنرمندان محکم کردم، البته این گفتگو پرسش های متفاوت داشت و البته پاسخ های متفاوت...

زندگی در شهرهای شمالی
من در شهر بابل به دنیا آمدم و دوران کودکی ام را در این شهر گذراندم هرچند که طی این سال ها به واسطه شغل پدرم، رفت و آمدهایی به سایر شهرها به ویژه تهران داشتم، اما بخش زیادی از دوران کودکی و نوجوانی ام را در این شهر گذراندم... به همین خاطر، خاطرات زیادی را از شهرهای شمالی کشور دارم. می گویم شهرهای شمالی چون صرفا در بابل زندگی نکردم. همه آدم ها نسبت به زادگاهشان حس کم نظیری دارند. این حس کم نظیر باعث می شود که دوست داشته باشند مدام خاطرات خوش حضور در شهری که در آن متولد شدند را در ذهن شان مرور کنند.

مارکوپولو بودم
دوران کودکی من در شهر ساری گذشت و من در این شهر به مدرسه رفتم، اما در دوره راهنمایی مجبور شدیم به تهران بیاییم و م در تهران به مدرسه رفتم، ولی برای گذران دوره دبیرتسان شرایط کاری پدرم دوباره تغییر کرد و ما به بابل رفتیم. در همان دوران از این که می دیدم دوباره بستری فراهم شده و من به شهر پدری ام بازگشتم، بسیار خوشحال بودم، اما این خوشحالی زیاد ادامه دار نشد چون دوباره شرایط کاری پدرم تغییر کرد و ما باید به تهران می رفتیم، بعد از گذشت چند سال وقتی کار پدرم در تهران تمام شد دوباره زمزمه هایی برای بازگشت مطرح شد و در نهایت آنها تصمیم گرفتند به شمال بازگردند، اما این بار من دیگر به شمال بازنگشتم و در تهران ماندگار شدم.

,پریناز ایزدیار, مصاحبه با پریناز ایزدیار, ,بیوگرافی بازیگران و هنرپیشه ها، زندگینامه بازیگران، بیوگرفی بازیگران مرد، بیوگرافی بازیگران زن،زندگینامه بازیگران ایرانی
,پریناز ایزدیار, مصاحبه با پریناز ایزدیار, ,بیوگرافی بازیگران و هنرپیشه ها، زندگینامه بازیگران، بیوگرفی بازیگران مرد، بیوگرافی بازیگران زن،زندگینامه بازیگران ایرانی


سرخوشی های یک پریناز
انرژی یکی از پررنگ ترین خصوصیات اخلاقی من است، به همین خاطر سعی می کنم به دنیای پیرامونم با عشق و علاقه و البته انرژی نگاه کنم. این که می پرسید چه چیزی «حالت» را در زندگی روزمره خوب می کند، باید در جوابتان بگویم خرید، من عاشق خریدکردن هستم. به همین خاطر هروقت به پاساژ یا مرکز خریدی می روم بدون توجه به جیبم فقط خرج می کنم، این عدم محاسبه گری خیلی وقت ها به ضررم تمام شده است، اما از آنجایی که جزو ویژگی های اخلاقی من محسوب می شود و به نوعی باعث سرخوشی «پریناز» می شود، نسبت به آن دیگر بی توجه شده ام.

متاسفانه اهل فست فودم
می گویم متأسفانه اهل فست فودم، برای این که به میزان ضرر و زیان های آماده به ویژه غذهای آماده فست فود آگاه هستم، اما خب تنبلی در آشپزی کردن باعث می شود، خیلی وقت ها از این غذاها استفاده کنم، هرچند که طی این مدت در حال برنامه ریزی هستم تا کمتر به سراغ غذاهای آماده و فست فودی بروم.

آدم پیچیده ای نیستم
اگر به من بگویید پررنگ ترین خصوصیات اخلاقی است چیست؟ بی تردید می گویم «سادگی»، سادگی از این جهت که من اهل روابط پیچیده و سیاست عجیب رفتاری در برخوردم با مسائل مختلف نیستم و ترجیح می دهم حس واقعی ام را نشان دهم، شاید از این خصوصیاتم آسیب هم دیده باشم، اما چون این ویژگی رفتاری در من است و به نوعی «پریناز ایزدیار» با آن تعریف می شود قصد تغییردادن آن را ندارم.

از شلوغی تهران فراری هستم
آلودگی شهر تهران، ترافیک و مشکلات کاری و به دنبال آن مالی، باعث شده است مردم تهران به شدت غرق در زندگی روزمره و ماشینی شوند و همین موضوع باعث شده خیلی وقت ها از لذت های ساده ای مثل در کنار خانواده بودن و استفاده از هوای پاک، محروم شوند. وقتی به این زندگی شلوغ و پرهیاهو نگاه می کنم، با خودم می گویم دلم نمی خواهد، بچه ام در میان این همه دود، ترافیک و درگیری های شهر بزرگ به دنیا بیاید و بزرگ شود و ای کاش بستر در آن زمان به گونه ای فراهم شود تا او را به شمال ببرم تا مثل خودم از زدگی در شمال و نفس کشیدن در هوای پاک و شرجی و نگاه کردن به طبیعت زیبا لذت ببرد!

دریا حالم را خوب می کند
من عاشق دریا هستم، رفتن به دریا و قدم زدن در ساحل حالم را واقعا خوب می کند. به همین خاطر، هروقت که فرصتی پیش می آید و به خانه پدری ام می روم، هنوز نرسیده سراغ دریال را می گیرم، وقتی با دریا چشم در چشم می شوم و صدای موج هایش را می شنوم و به شکوه بی پایان آب می نگرم، حس می کنم تمام مشکلاتم حل شده و آرامش پیدا کرده ام.



منبع : مجله خانواده سبز

  • اشتراک
  • گزارش تخلف
  • 0 محبوب

اخبار اکاایران