دکمه عشق «فرناز رهنما» - بیوگرافی بازیگران ، بیوگرافی هنرپیشه ها

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد دکمه عشق «فرناز رهنما» ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته بیوگرافی بازیگران از سایت بیوگرافی آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

همشهری جوان: بعد از شنیدن هر سوال سکوت می کند. چند ثانیه ای مکث می کند و بعد یک نفس جواب می دهد. گاهی لابلای جواب ها ریز ریز می خندند و گاهی براق می شود. انگار مشغول بازی روی صحنه است. مشغول بازیگری تئاتر، حرفه اصلی اش. «فرناز رهنما» برای اهالی تئاتر آشناتر است، بیشتر از آنهایی که او را با نقش همسر دوم دکتر «نیما افشار» در سریال «ساختمان پزشکان» می شناسند. حافظه بصریتان را اگر خوب اسکن کنید، نقش های او در سریال ها و فیلم های «زیرزمین»، «مامور بدرقه»، «اقلیما» و «بعدازظهر سگی سگی» را هم به یاد می آورید.بازی های بازیگر 32 ساله اصفهانی که در دانشگاه رشته نمایش خوانده. او سوال های ما را در یک نیمه شب تابستانی جواب داد. در روزهایی که مشغول بازی در سریال «هفت سنگ» (علیرضا بذرافشان) است و دوباره با بهنام تشکر همبازی شده.

دکمه عشق «فرناز رهنما»
,دکمه عشق «فرناز رهنما» فرناز رهنما,مصاحبه,ساختمان پزشکان,بیوگرافی بازیگران و هنرپیشه ها


فرض کنیم چند تا رفیق دارید که امشب می خواهند بیایند خانه تان و شما حوصله آنها را ندارید؛ به آنها راستش را می گویید؟

- حتما پذیرای حضورشان خواهم شد. با وجوداینکه اگر خسته باشم یا حوصله نداشته باشم، حتما سعی خودم را می کنم که در حد توانم از آنها پذیرایی کنم. می دانم ممکن نیست آنها را در جریان بی حوصلگی خودم بگذارم چون دوست ندارم آنها را از خودم برنجانم. می دانم شاید این اخلاق خوب و مثبتی نباشد و شاید حمل بر رو راست نبودن شود ولی خوشبختانه یا متاسفانه نه گفتن در این موقعیت برای من بسیار مشکل است.

اگر روباه بودید به جای لک لک دوست داشتیدکسی را به مهمانی تان دعوت کنیدو بهش آنطور غذا بدهید؟

- راستش به یاد ندارم از کسی منتنفر باشم یا به اصطلاح عوام که بعضی معتقدند دشمن دارند من گمان نمی کنم که تا به حال دشمنی داشته باشم. یا اگر کسی من را دوست نداشته، من او را به شکل دشمن ببینم. اگر کسی هم بهم بدی کرده، تنها کاری که انجام دادم این است که با او قطع رابطه کرده ام و تصمیم گرفته ام دیگر او را نبینم و رابطه ای نداشته باشم چونبالطبع اگر کسی را دوست نداشته باشم، با ندیدناو احساس آرامش می کنم. ولی مطمئن هستم در زندگی ام اجازه نداده ام تنفر وجودم را تسخیر کند چون معتقدم این فکرها و انرژی ها آدم را ضعیف می کند. نهایتا می گویم از فلانی خوشم نمی آید یا دوستش ندارم.

طولانی ترین روز زندگی تان کی بود؟

- روزی که منتظر جواب کنکور بودم. آن روز منتظر اعلام نتایج در روزنامه ها بودم. تا جوابش بیاید من مردم و زنده شدم. خدا را شکر قبول شدم و تلخی آن انتظار، شیرین شد.

اگر آخرین بازمانده زمین باشید چکار می کنید؟

- اصولا آدمی اهل معاشرت هستم اما از تنهایی هم لذت می برم. کاملا بلدم که چگونه از لحظات تنهایی ام به بهترین نحو استفاده لازم را ببرم. برعکس خیلی ها از تنهایی خرید کردن، تنهایی به رستوران و کافی شاپ رفتن، قدم زدن و در خانه ماندن لذت می برم. این در شرایط اتفاق می افتد که این تنهایی را به اختیار خودم انتخاب کرده ام اما اگر در کره خاکی تنها من باشم، به نظرم بسیار ترسناک است. اینکه بدانی هیچ موجود زنده ای نیست که با او صحبت کنی، غذا بخوری و نفس بکشی، بسیار هولناک است. فکر می کنم من جزو آن دسته از آدم هایی هستم که تاب نمی آورم و از بین خواهم رفت چون امیدی برای حیات باقی نمی ماند. فکر می کنم اگر ما تنها بودیم و می دانستیم کسی دیگر در این کره خاکی وجود ندارد، همه چیز بی معنی می شد. دیگر آراستگی ظاهر، موفقیت و تحسین، امید به بهترین بودن، حسن اخلاق داشتن و خیلی چیزهای دیگر بی اهمیت می شود و این یعنی نابودی.

,دکمه عشق «فرناز رهنما» فرناز رهنما,مصاحبه,ساختمان پزشکان,بیوگرافی بازیگران و هنرپیشه ها


چیزی که دکمه عشقتان را فشار می دهد چی است؟

- فیلم «بر باد رفته». فکر می کنم نگاه هر کسی به عشق با دیگری متفاوت است. هر کسی تعریف منحصر به فردی از عشق دارد. حال می خواهد عشق به همنوع باشد یا عشق به پروردگار. تعریف من از عشق طوری نیست که دکمه ای باشد. به نظرم عشق به معنای شعف است و شعف سعادت به ارمغان می آورد. اکثر مردم اینگونه فکر می کنند که عشق به این معنا است که دو نفر برای هم جان بدهند. یا وقتی دو نفر به هم نرسند، عشق مفهوم پیدا می کند. در صورتی که وقتی لذت و شادمانی در زندگی وجود داردو می توان آن را آگاهانه تقویت کرد، آنجاست که انرژی عشق پدید می آید. می خواهد عشق به فرزند باشد، یا همسر، یا به خالق مطلق. یکی از راه هایی که می توان این انرژی را تقویت کرد و لذت بیشتری برد همین فیلم دیدن مشاهده یک تصویر زیبا و شنیدن یک موسیقی است و من هم از این قاعده مستثنا نیستم.

مزخرف ترین چیزی که در عشق دیدید چی است؟

- ماسک زدن! در عاشقی باید خودواقعی ات باشی. بالاخره روزی پاهایت را دراز می کنی و طرف می فهمد کی هستی. پس ماسکت را برای همیشه بردار.

گل وصیت نامه تان چی است؟

- از بچگی تا به حال دوست داشتم پس از مرگم اعضای بدنم اهدا شود. از همان دوران این موضوع را با خانواده ام مطرح کردم و در پی گرفتن کارت اهدای عضو هستم.

یک نفر را می شناسید که سالم اما خیلی خیلی فقیر است ولی وانمود می کند پایش علیل است تا بیشتر مردم را تحت تاثیر قرار بدهد و بیشتر پول گیرش بیاید، بهش کمک می کنید یا نه؟

- ترجیح من کمک کردن به افرادی مستند با افرادی با مناعت طبع است که با سیلی صورت خودشان را سرخ نگه می دارند. اگر کسی وانمود کند که علیل است و بخواهد با دروغ گفتن دیگران را بیشتر تحت تاثیر قرار دهد، خیر به هیچ عنوان کمک نخواهم کرد.

می توانید جایی/ کسی/ چیزی را نام ببرید که زندگی تان را به دو قسمت قبل و بعد تقسیم کرده باشد؟

- زندگی من بعد از ورود به دانشگاه و حرفه ام تغییر کرد و به گونه ای دیگر شد، از وقتی پا به دنیای بازیگری و هنر گذاشتم. چه آن روزها که دانشجو بودم، چه وقتی وارد بازار کار شدم. زندگی من به همین دو بخش تقسیم شده؛ قبل از 80، بعد از 80.

این روزها چه ترانه ای را با خودتان زمزمه می کنید؟

- شنیدن موسیقی بی کلام را ترجیح می دهم. موسیقی ای که با ترانه اش من را محدود نکند و بگذارد با هر چه که می خواهم تمرکز کنم و به چارچوب کلام محدود نشوم. این موسیقی آرامش بیشتری به من می دهد.

فکر می کنید خدا هیچ وقت شما را ببخشد؟ چرا؟

- بهتر است سوال را اینطوری طرح کنم که آیا شده خداوند تا به حال من را نبخشد؟ همیشه نیروی دستان خدا را در هر مرحله از زندگی روی شانه هایم احساس کردم. این احساس حمایت دلیل جواب من است. هر اتفاقی که در زندگی من افتاده یا حکمت است یا فرصت. چه مطابق میل من باشد، چه نباشد. از آنجایی که معتقدم خداوند همه بندگانش را دوست می دارد و حمایتشان می کند، از جمله من، پس هر چه شود به نفع من است و شاکر و سپاسگزارم

اخبار اکاایران

تبلیغات