پدر سوپرمن و اسپایدرمن! - بیوگرافی بازیگران ، بیوگرافی هنرپیشه ها

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد پدر سوپرمن و اسپایدرمن! ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته از سایت بیوگرافی آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید




پدر سوپرمن و اسپایدرمن!
,پدر سوپرمن و اسپایدرمن! امیر حسین رستمی,خانواده امیر حسین رستمی,عکس های امیر حسین رستمی,بیوگرافی بازیگران و هنرپیشه ها


یک پدر پر انرژی و سر حال که شاید خودش هم چیزی از شیطنت‌های پسر کوچولوی ۷ ساله‌اش کم نداشته باشد. امیر حسین رستمی که شاید خیلی‌ها حتی ندانند که ازدواج کرده، پدر خوب یک پسر بامزه و شیطان به اسم آرشیا است و بر عکس پدر که دنیای بازیگری را خیلی دوست دارد، اصلا علاقه‌ای به آن ندارد؛ البته فعلا. آرشیا امسال وارد مدرسه شده و از این موضوع هم خیلی خوشحال است. امیر حسین رستمی بااینکه معمولا درگیر پروژه‌های مختلف است اما وقت زیادی را با پسرش می‌گذراند. گفت‌وگوی خواندنی شهرزاد با او را از دست ندهید.



آرشیا را لوس کرده‌ام

اگر اشتباه نکنم زود پدر شده‌اید، درست است؟

۲۸ ساله بودم که پدر شدم و به نظرم خیلی هم زود نبود. پدرم چون دیر ازدواج کرد، در ۳۷ سالگی صاحب فرزند شد. اتفاقا به نظر من، قدیم‌ها که همه زود ازدواج می‌کردند پدر شدن در ۳۷ سالگی خیلی عجیب بود. من زود ازدواج کردم اما زود صاحب فرزند نشدم. ۴-۵ سالی از ازدواج من گذشت تا پدر شدم.

الان آرشیا چند ساله است؟

۷ ساله است و امسال رفته مدرسه.

این روز‌ها خیلی بیشتر از گذشته درگیر کار شده‌اید، با این حال سعی می‌کنید مثل گذشته برای پسرتان وقت بگذارید؟

تلاش می‌کنم حتما این اتفاق بیفتد، شاید مواقعی که سر کار باشم، فرصت کمتری داشته باشم اما در‌‌ همان مدت کوتاه هم سعی می‌کنم برای پسرم کم نگذارم. مواقعی که سر فیلم‌برداری نیستم وقتم به خانواده و ورزش اختصاص دارد. وقتی هم که با خانواده‌ام هستم همه برنامه‌ها به آرشیا ختم می‌شود. جالب اینجاست که اگر یک هفته من وقت کمتری برای همراهی با پسرم بگذارم، هفته بعد، عکس‌العمل‌های آرشیا را می‌بینم.

او متوجه این موضوع می‌شود و سعی می‌کند من را هم متوجه کند. کاملا می‌بینم که سرد رفتار می‌کند و تحویلم نمی‌گیرد، بعضی وقت‌ها هم جواب سر بالا می‌دهد.

یعنی لوسش کرده‌اید و اگر برایش کمتر وقت بگذارید، این طور رفتار می‌کند؟

اگر بخواهم صادقانه بگویم، جوابم مثبت است. شاید یک جایی من از دستم در رفته و پسرم را لوس کرده باشم، اما حالا جلوی این اتفاق را می‌گیرم و سعی می‌کنم جبران کنم.

فکر می‌کنید چرا پسرتان را لوس کرده‌اید؟

من همیشه آرزو داشتم پسر داشته باشم. با به دنیا آمدن آرشیا من به آرزویم رسیدم و شاید به همین دلیل یک مقدار در رفتار‌هایم با او اغراق‌آمیز برخورد کردم و همین موضوع باعث شد او لوس شود. بیشتر پدر و مادر‌ها دوست دارند وقتی بچه‌دار می‌شوند کارهایی که خودشان دوست داشتند را بچه‌های‌شان انجام دهند. شاید من آن اوایل بی‌تجربه برخورد کردم اما الان دیگر آن طور نیستم و برای جبران تلاش می‌کنم.



,پدر سوپرمن و اسپایدرمن! امیر حسین رستمی,خانواده امیر حسین رستمی,عکس های امیر حسین رستمی,بیوگرافی بازیگران و هنرپیشه ها


من همیشه آرزو داشتم پسر داشته باشم. با به دنیا آمدن آرشیا من به آرزویم رسیدم و شاید به همین دلیل یک مقدار در رفتار‌هایم با او اغراق‌آمیز برخورد کردم و همین موضوع باعث شد او لوس شود



آرشیا قرار بود کیا باشد

انتخاب اسم آرشیا سلیقه چه کسی بود؟

من و همسرم. البته ما دو اسم انتخاب کرده بودیم. یکی آرشیا و یکی هم کیا. هم من و هم همسرم، کیا را بیشتر دوست داشتیم، زمانی که من برای شناسنامه گرفتن به ثبت احوال رفتم کارمند آنجا گفت: «چه بامزه، کیا رستمی

ما خودمان به این موضوع اصلا فکر نکرده بودیم، بعد به خانمم زنگ زدم و ماجرا را گفتم. اگر ما اسم کیا را می‌گذاشتیم همه فکر می‌کردند من آنقدر عشق سینما و هنر هستم که اسم بچه‌ام را هم بر این اساس انتخاب کرده‌ام. بعد هم فکر کردم در آینده، خودش هم اذیت می‌شود. آرشیا را هم که دوست داشتیم و به همین دلیل آن را انتخاب کردیم.

بچه‌ها معمولا وقت بیشتری با مادرانشان می‌گذرانند و وابستگی بیشتری به آنها دارند. در مورد شما هم احتمالا این قضیه بیشتر اتفاق می‌افتد، چون سر کار هستید. حالا آرشیا مامانی است یا بابایی؟

البته من تمام سعیم را می‌کنم که وقت زیادی برای پسرم بگذارم، اما سهم مادرش حتما بیشتر است. اما فکر می‌کنم آرشیا خیلی باهوش است و هر جا که به نفعش باشد بابایی می‌شود و هر جا هم که می‌داند باید سمت مادرش باشد، مامانی می‌شود. مثلا اگر من بخواهم بروم استخر برای این‌که با من بیاید بابایی است، اما اگر مامانش بخواهد جایی برود که او هم دوست دارد، مامانی است.

بعد از تمام شدن پروژه‌هایی که مشغول بازی در آنها هستید می‌توانید وقت بیشتری با خانواده بگذرانید؟

بله. معمولا هم ترجیح می‌دهم ۱۰-۱۵ روزی به سفر بروم. در خارج از ایران من را کمتر می‌شناسند. به همین دلیل آرشیا هم مواقعی که با من است راحت‌تر است، چون دیگر خودش هم می‌داند آنجا کسی نیست که بخواهد با پدرش عکس بگیرد یا از او امضا بخواهد.

آرشیا مدرسه را دوست دارد؟

بله، خیلی زیاد. اتفاقا من فکر می‌کنم مدرسه رفتن او باعث شده در مدرسه انرژی‌اش تخلیه شود. پسر‌ها هم که معمولا پر انرژی‌ترند. من خودم هم همین‌طور بودم. خیلی وقت‌ها وقتی به کارهایی که پسرم انجام می‌دهد، نگاه می‌کنم یاد بچگی خودم می‌افتم. من هیچ وقت از آرشیا نخواستم و نمی‌خواهم کارهایی که من می‌کردم را انجام دهد، اما او خودش ناخودآگاه بعضی ازآن کار‌ها را انجام می‌دهد. مثلا یادم می‌آید وقتی بچه بودم و ماشین‌های کوچک داشتم، عاشق این بودم که با ماشین‌هایم در حیاط و کنار باغچه بازی کنم تا لاستیک‌های ماشینم خاکی شود و واقعی‌تر به نظر برسد. چند وقت پیش، از بیرون آمدم و دیدم آرشیا دارد بیرون ماشین بازی می‌کند. ماشینش را تا نزدیک آسانسور آورد. من به او گفتم: «ماشینت خاکی می‌شود» او هم در جواب من گفت: «اینطوری لاستیک‌هاش واقعی‌تر می‌شه.» من هیچ وقت دراین باره چیزی به او نگفته‌ام اما فکر می‌کنم‌‌ همان ژن که می‌گوییم، این جور وقت‌ها خودش را نشان می‌دهد.



,پدر سوپرمن و اسپایدرمن! امیر حسین رستمی,خانواده امیر حسین رستمی,عکس های امیر حسین رستمی,بیوگرافی بازیگران و هنرپیشه ها


آرشیا و بازیگری

آرشیا علاقه‌ای به بازیگری ندارد؟

فیلم دیدن را خیلی دوست دارد اما بازی را نه. حالا که حرف از بازیگری و علاقه شد دوست دارم موضوعی را بگویم، من بعضی از کار‌ها را فقط به خاطر پسرم بازی می‌کنم چون می‌دانم او دوست دارد، مثلا خیلی از کار‌های طنز. مثلا همین قهوه تلخ را خودم هم خیلی دوست داشتم اما چون می‌دانستم آرشیا هم خیلی دوستش دارد قبول کردم که بازی کنم. آرشیا قهوه تلخ و نقش دامبول را خیلی دوست دارد و بار‌ها آن را می‌بیند. البته نه این‌که خودم دوست‌شان نداشته باشم اما شاید علاقه‌ام به آنها مثل بقیه کار‌ها نباشد.

پسرتان الان می‌داند که پدرش یک بازیگر است؟

الان نزدیک یک سال است که این موضوع را درک می‌کند اما تا قبل از آن، فکر می‌کرد پدرش یک مهندس است و در کنارش ورزشکار.

چرا؟

رشته اصلی من مهندسی است و ورزش هم می‌کنم. آرشیا برج سازی را خیلی دوست دارد و از من درباره‌اش خیلی سوال می‌کند. چون من همه چیز را با جزئیات به اومی‌گویم فکر می‌کند که من مهندس و برج ساز هستم. جالب اینجاست که آرشیا عاشق برج‌سازی است، وقتی برایش لگو می‌خرم بیشتر به این فکر می‌کند که با آنها برج بسازد و از این کار واقعا خوشحال می شود.

وقتی شما را در تلویزیون می‌بیند چه عکس‌العملی دارد؟

خوشحال می‌شود. البته اگر نقش من خوب باشد و اتفاقات مثبتی درباره‌اش بیفتد. مثلا اگر من خلافکار باشم و پلیس دستگیرم کند، ناراحت می‌شود و ادامه فیلم یا سریال را نمی‌بیند و به اتاقش می‌رود. بچه‌ها از پدرشان سوپرمن واسپایدرمن می‌سازند و از او انتظار دارند همه را شکست دهد و قوی باشد و دوست ندارند ببینند پلیس سراغ او آمده. وقتی آرشیا در فیلم این را می‌بیند، ناراحت می‌شود.

پس احتمالا سراغ بازیگری نمی‌رود!

فکر نمی‌کنم، البته من هم اصلا دوست ندارم که این اتفاق بیفتد. البته در یک سال اخیر نقش اول چند فیلم سینمایی به او پیشنهاد شده اما من دوست نداشتم بازی کند. خودش هم علاقه ندارد. فکر می‌کنم او اذیت می‌شود و نمی‌تواند بچگی کند. اتفاقا برای پروژه جدید آقای آقاگلیان چند بار از آرشیا دعوت کردند اما نرفت.

پس ممکن است بزرگ‌تر که شد علاقه‌مند شود.

ممکن است، چون من هم وقتی بچه بودم انبه دوست نداشتم اما الان عاشقش هستم!



عاشق تن تن بودم

در رابطه با تربیت فرزند مطالعه دارید؟

بله، من و همسرم کتاب‌های روان‌شناسی زیادی درباره کودک می‌خوانیم. حتی قبل از این‌که پسرمان به دنیا بیاید هم کتاب‌هایی درباره ارتباط با کودک مطالعه می‌کردیم تا با همه موارد آشنا شویم. کتاب‌هایی که درباره تربیت کودک موجود هستند دوره‌های خاصی از سن کودک را معرفی می‌کنند، مثلا از یک تا ۳سالگی، ۳تا ۵یا ۵تا ۷سالگی و..

در هر کدام از این کتاب‌ها روش‌های مختلف برخورد با کودک آمده و به نظرم می‌تواند به پدر و مادر‌ها خیلی کمک کند. مثلا نکته‌ای که در این کتاب‌ها به نظر من جالب بوده این است که هیچ وقت نمی‌شود با زور و دیکتاتوری از بچه‌ها چیزی خواست و آنها را مجبور به انجام کاری کرد. اگر هم چنین کاری بکنید نتیجه‌اش این می‌شود که کودک مقابلتان می‌ایستد و یک نه بزرگ به شما می‌گوید.

مسلما زبان خوش و برخورد آرام، در هر موردی بیشتر جواب می‌دهد، بچه‌ها هم که حساس‌ترند...

درست است. من در این زمینه، شیوه خاص خودم را دارم. هیچ وقت کاری که دوست دارم آرشیا انجام دهد را مستقیم به او نمی‌گویم. سعی می‌کنم خودم به آن کار، علاقه نشان دهم و از این طریق او را مشتاق انجام آن کارکنم. مثلا من از بچگی عاشق «تن تن» بودم، همه کارتون‌هایش را می‌دیدم و کتاب‌هایش را می‌خواندم. همه بچگی من با «تن تن» گذشت. شاید باورتان نشود اما بهترین هدیه تولد من، مجموعه کتاب‌ها و کارتون‌هایی بود که من از پدربزرگ و مادربزرگ، دختر خاله، پسر خاله و... می‌گرفتم. وقتی این کارتون را می‌دیدم به اندازه همه دنیا خوشحال می‌شدم.

من دوست داشتم آرشیا هم از تن تن خوشش بیاید اما نمی‌توانستم او را به اجبار، علاقه‌مند کنم. به همین دلیل فکر کردم اگر من الان هم نسبت به این کارتون علاقه نشان دهم، او هم کنجکاو می‌شود که آن را تماشا کند. بعضی وقت‌ها من کارتونی که دوست دارم او ببیند را تماشا می‌کنم، وقتی آرشیا می‌خواهد آن را ببیند می‌گویم می‌توانی در تلویزیون خودت نگاه کنی و او هم کنجکاو می‌شود که من چه چیزی نگاه می‌کنم. با این کار او ترغیب می‌شود سراغ برنامه یا کارتونی بیاید که من دوست دارم. به نظرم با این کار او پر از هیجان و علامت سوال می‌شود.



من دوست داشتم آرشیا هم از تن تن خوشش بیاید اما نمی‌توانستم او را به اجبار، علاقه‌مند کنم. به همین دلیل فکر کردم اگر من الان هم نسبت به این کارتون علاقه نشان دهم، او هم کنجکاو می‌شود که آن را تماشا کند. بعضی وقت‌ها من کارتونی که دوست دارم او ببیند را تماشا می‌کنم، وقتی آرشیا می‌خواهد آن را ببیند می‌گویم می‌توانی در تلویزیون خودت نگاه کنی و او هم کنجکاو می‌شود که من چه چیزی نگاه می‌کنم.



فقط در مورد کارتون دیدن با آرشیا این طور هستید؟

نه، همیشه سعی می‌کنم این طور باشم. مثلا من همیشه دوست داشتم پسرم وقتی بزرگ شد قهرمان تنیس شود. خودم تنیس بازی می‌کنم و دوست دارم آرشیا هم به آن علاقه‌مند شود. من ۷-۸ سال مربی تنیس بودم و خیلی از دوستانم هم مربی هستند. البته آرشیا دوست دارد من به او یاد بدهم اما نمی‌خواهم این کار را بکنم چون اگر من بخواهم به او آموزش بدهم جدی نمی‌گیرد و شاید به حرفم گوش نکند اما برای اینکه او را بیشتر به این ورزش علاقه‌مند کنم، بعضی وقت‌ها عکس قهرمانان تنیس را قیچی می‌کنم و روی میز اتاقش می‌گذارم یا مثلا وقتی مسابقه تنیس از تلویزیون پخش می‌شود من با هیجان نگاه می‌کنم و بعضی وقت‌ها هم به قول معروف آن قدر جو می‌دهم که اگر شخصی نداند فکر می‌کند مسابقات فرمول یک، نگاه می‌کنم!



نامه‌ای به بابای کباب!

بچه‌ها زمانی که به حرف می‌افتند خیلی بامزه می‌شوند، آرشیا هم از این بامزه‌گی‌ها داشت؟

خیلی زیاد. شاید جالب باشد بگویم زمانی که پسرم شروع کرد به حرف زدن بعضی از کلمات را اشتباه می‌گفت و من هم از این موضوع خوشم می‌آمد. یادم می‌آید هیچ وقت توت‌فرنگی را درست تلفظ نمی‌کرد. البته من با این‌که می‌دانستم او اشتباه می‌گوید اما آن قدر حرف زدنش برایم شیرین بود که به او نمی‌گفتم حتی اگر اطرافیان و خانواده‌ام به او تذکر می‌دادند، ناراحت می‌شدم. راستش من از این طرز حرف زدنش خوشم می‌آمد و با خودخواهی می‌خواستم که ادامه بدهد. استدلالی هم که داشتم، این بود که بچه، باید بچگی کند و این اشتباه حرف زدن را جزئی از بچگی او می‌دانستم. به اطرافیان هم همین را می‌گفتم، همیشه دفاع می‌کردم که الان که بچه است کاری به او نداشته باشید، وقتی که بزرگ‌تر شد یاد می‌گیرد چطور حرف بزند، الان که سنی ندارد. شاید یکی دیگر از لوس کردن‌هایم هم همین موضوع بوده باشد.

امسال که مدرسه رفته یاد گرفته کلمات را درست بگوید دیگر...نه؟

بله، جالب است امسال برای روز پدر علاوه بر کادویی که برای من خریده بود یک نامه هم با خط خودش برایم نوشته بود. او امسال تازه به کلاس اول رفته و خواندن و نوشتن یاد گرفته اما این نامه‌ای که خودش نوشته برای من مثل‌‌ همان شیرین زبانی‌های بچگی‌اش دوست داشتنی و دلنشین است.

در نامه چه نوشته بود؟

دوبار نوشته «من بابا را خیلی دوست دارم، بابای آرشیا خوشمزست، خدا حفظش کند. آخرش هم نوشته بابای کباب! البته خداحافظ را هم  با سین نوشته: «خداحافس!»

حالا منظورش چیست؟

آرشیا عاشق خوراکی است، مثل خودم که خیلی خوراکی دوست دارم. البته به نظر من پسرم شکموست ولی من اینطور نیستم. آن قدر عاشق غذا و خوراکی است که در نامه‌اش هم از آن نوشته.

برایتان چه چیزی خریده بود؟

خیلی از وسایلی که برای خودش بود و من آنها را دوست داشتم. اما هیچ وقت نمی‌گذاشت به آنها دست بزنم و آنها را در یک جعبه گذاشته بود و به من هدیه داد. هدیه خیلی با ارزشی برایم بود.

تا جایی که می‌دانم، اهل ورزش هستید، آرشیا چقدر به ورزش کردن علاقه نشان می‌دهد و شما چقدر تشویقش می‌کنید؟

من خودم واقعا از ورزش کردن لذت می‌برم، حالا شاید این ورزش دویدن باشد اما من دوستش دارم. پسرم را هم به این سمت تشویق می‌کنم. اتفاقا نکته جالب و مهمی که در کتاب‌های روان‌شناسی خواندم وتاکید زیادی روی آن شده ورزش کردن با بچه‌هاست. البته هدف بیشتر بغل کردن و در آغوش گرفتن بچه‌هاست مثلا دراستخر یا حمام. بغل کردن محبت آمیز است و باعث می‌شود بچه‌ها احساس امنیت کنند و در آینده احساس کمبود محبت نکنند. من هم تلاش می‌کنم تمام این مسائل را رعایت کنم. امیدوارم همه پدر و مادر‌ها هم به این موارد توجه کنند تا در آینده به مشکلی برنخورند.

اخبار اکاایران

اخرین مطالب آکاایران

تبلیغات