شهره لرستانی: لودگی کار راحتی است! - بیوگرافی بازیگران ، بیوگرافی هنرپیشه ها



,شهره لرستانی: لودگی کار راحتی است! شهره لرستانی,بازیگر زن,سه پنج دو,بیوگرافی بازیگران و هنرپیشه ها


بداهه‌پردازی نکردیم

من در کار بیشتر پایبند نظرات کارگردان هستم. همیشه ایده‌های زیادی در زمان کار در ذهنم دارم و تنها با توجه به کارگردانی که با او کار می‌کنم و روش کاری که دارد عمل می‌کنم. در مورد کار با آقای سهیلی‌زاده از آنجا که می‌دانستم ایشان اعتقاد زیادی به بداهه‌پردازی ندارند از قبل پیشنهاداتی را که داشتم با خودشان مطرح می‌کردم و در موردش با هم صحبت می‌کردیم و اگر موافق بودند به نویسنده انتقال می‌دادیم.



لودگی راحت است و طنز سخت

اگر بخواهم از دیدگاه نوشتاری بگویم، در هر 2حوزه تئاتر و تلویزیون کار طنز با توجه به قاعده‌‌مندی‌های خودشان مشکل است. انجام کار طنز از آن جهت مشکل است که ما در مملکتی زندگی می‌کنیم که نیمی از مردمش افسردگی دارند و خنداندن مردم در این شرایط سخت است. در این میان برخی از دوستان ما تلاش‌شان منجر به هجو و تمسخر شده و به هر کاری دست زده‌اند تا بتوانند تماشاگر را بخندانند. به‌نظرم طنز فاخر در این سال‌ها کم ساخته شده است. اما اگر بخواهم از دیدگاه بازیگری به قضیه نگاه کنم، باید بگویم اگر کسی بخواهد در کار لودگی پیشه‌کند کار راحتی است اما اگر قرار است کار طنز انجام دهد، جدا مشکل است چون طنز واقعی با انجام حرکات سخیف سنخیتی ندارد و فرد نمی‌خواهد خود و دیگران را با انجام شکلک‌ یا کارهای غیرعادی مسخره کند؛ طنز بازی‌کردن مرز بسیار باریکی است بین حضور واقعی و جدی بودن و چیز دیگری که شاید بتوانم نامش را راه نفس برای تماشاگران بگذارم.



وقتی روی صحنه مثل بمب منفجر می‌شویم

بازیگرانی هستند که سر صحنه نمی‌توانند جلوی خنده‌شان را بگیرند. یک بار با خانم تقی‌پور کاری به نام «لیکو» را اجرا می‌کردیم؛ شرایط کاری‌مان خیلی سخت بود و به‌دلیل اینکه افتتاحیه تئاتر نصر بود در یک شب مجبور بودیم 3 اجرا داشته باشیم و خیلی خسته شده بودیم. موقع اجرا یکی از بچه‌ها باید شعر بلندی را می‌خواند که سر اجرای سوم خیلی هم خسته شده بود و وقتی پشت صحنه بودیم گفت من که یک قسمت شعر را بیشتر نمی‌خوانم و بعدش هم می‌گویم «بالاخره...» و دیگر شما می‌دانید! ما هم به حرف او خندیدیم و بعد از چند دقیقه برای اجرا روی صحنه رفتیم اما وقتی داشتیم کار را به شکل رسمی اجرا می‌کردیم او همین کار را کرد و با گفتن «بالاخره...» نگاهی به ما انداخت و از صحنه خارج شد. ما هم که حسابی خسته بودیم با دیدن این کار همه روی صحنه مثل بمب از خنده منفجر شدیم.
  • اشتراک
  • گزارش تخلف
  • 0 محبوب

اخبار اکاایران