لحظه‌های خوش با پژمان، سروش و محراب - بیوگرافی بازیگران ، بیوگرافی هنرپیشه ها

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد لحظه‌های خوش با پژمان، سروش و محراب ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته بیوگرافی بازیگران از سایت بیوگرافی آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

روزنامه ایران: نزدیک ظهر به کافه ایران آمدند، خاطرات سریال قبلی‌اش (ساختمان پزشکان) هنوز در ذهنمان بود.یک نیمروز پائیزی وقت گذاشتیم و از پژمان سخن گفتیم. سریالی که این شب‌ها مورد توجه بسیاری از مخاطبان تلویزیون قرار گرفته است حتی آن‌ها که آنتن تلویزیونشان سیگنال کشورهای دیگر را می‌گیرد، زمان پخش سریال، کانال تلویزیون را به این سو می‌چرخانند.پژمان جمشیدی بازیگر این سریال، سروش صحت کارگردان و محراب قاسم خانی(که به همراهی برادرش پیمان قاسم خانی متن سریال را نوشتند)، مهمان ما بودند.

به نظرم باید اولین سؤال را از آقای جمشیدی پرسید که چطور شد این نقش را بازی کردید، اگرچه باید تا پایان سریال صبر کرد اما این اتفاق در زندگی کاری و حرفه‌ای شما یک ریسک بود.

دو، سه سال پیش ایده را با پیمان و محراب مطرح کردیم. اولش هم ایده نبود، در حد خاطره تعریف کردن بود. به‌طور مثال، 9 سال می‌رفتم بانک و چون من را می‌شناختند کارت شناسایی نشان نمی‌دادم ولی این اواخر وقتی به بانک رفتم کارت شناسایی ارائه دادم. بچه‌ها درگیر سن‌پترزبورگ و ساختمان پزشکان بودند تا این‌که گفتند این طرح در شبکه تصویب شده و قابلیت سریال شدن دارد. آن موقع قضیه جدی‌تر شد. قرار نبود خودم بازی کنم اما پیمان گفت باید حتماً فوتبالیست باشد و تو بهترین گزینه هستی. یک اعتماد دو طرفه بین ما شکل گرفت.

در مورد خودم هم باید بگویم، بله ریسک بود واقعاً فکر نمی‌کردم در این حد مخاطب داشته باشیم.به قول شما هم باید صبر کنیم تا ببینیم چه بازخوردی را در خاتمه خواهیم داشت. البته با انتقادهایی هم مواجه شده‌ام که همه آن‌ها را می‌خوانم و انتقادهای منصفانه و منطقی را لحاظ می‌کنم.

در کل باید بگویم این یک ایده کوچک بود و بچه‌ها چون خودشان فوتبالی هستند و فوتبال را می‌شناسند متن‌های خوبی نوشتند و روی داستان کار کردند.

لحظه‌های خوش با پژمان، سروش و محراب
,لحظه‌های خوش با پژمان, سروش و محراب پژمان جمشیدی,سریال پژمان,بیوگرافی بازیگران و هنرپیشه ها


آقای صحت می‌دانستید آقای جمشیدی تا این حد بازیگر خوبی است؟

بله، می‌دانستم؛ پژمان یک سکانس در ساختمان پزشکان بازی کرد و بسیار روان و راحت بود. او وقتی می‌خواهد چیزی را تعریف کند شوخی‌هایش آنقدر بامزه و خوب است که نشان از شیرینی درونی و ذاتی‌اش دارد. دوستان سینمایی زیادی دارد و فضای این حوزه را می‌شناسد. همه این‌ها باعث می‌شود خیال من و آقای چگینی (تهیه‌کننده) و پیمان و محراب از او راحت باشد. روز اول همه کنجکاو بودیم که چگونه بازی می‌کند تا این‌که پس از سکانس اول خیالمان از آن راحتی هم که بود، راحت‌تر شد.

آقای جمشیدی بازیگری را ادامه می‌دهید؟

الان ذهنیتی ندارم اما پیشنهادی شده که هنوز قطعی نیست.

آقای قاسم خانی شما برایمان از شکل‌گیری طرح و ایده اولیه بگویید.

خاطره‌هایی که پژمان تعریف می‌کرد دستمایه کار شد. دوستی ما با او وقتی شروع شد که از پرسپولیس بیرون آمده بود. در واقع پایان دوران بازیگری‌اش را با هم در ارتباط بودیم. او از موقعیت‌هایی که برایش پیش آمده، برایمان می‌گفت، اول در حد خاطره بود اما سه سال طول کشید تا فکر کنیم از این‌ها می‌شود سریال ساخت. در قشر آدم‌های معروف برای بازیگران و خواننده‌ها هم این اتفاق می‌افتد اما برای فوتبالیست‌ها زودتر پیش می‌آید. مثلاً فلان بازیگر خانم که ستاره سینما بوده، به‌تدریج پیشنهاداتش کم می‌شود و بعد باید نقش مادر را بازی کند چون دیگر پیشنهاد نقش اول ندارد.

به نظرم موقعیت خاصی بود و قابلیت سریال شدن داشت. پژمان هم مایل به این کار بود. سروش هم باهوش و استعدادش در کنار ما بود.

کنار سروش کار کردن جذاب است. او جزو معدود کارگردان‌هایی است که هم بازیگر است هم نویسنده و هم کارگردان به همین دلیل ارتباطش با بازیگران خیلی خوب است، تحلیلش از متن کاملاً صحیح است و مجموع این‌ها به سریال کمک می‌کند و کنار هم به ما خوش می‌گذرد.

شاید ویژگی بارز سریال این است که در کنار کمدی و خنده نگاهی هم به مسائل روز اجتماعی دارد.

سروش صحت: یکی از مشخصه‌های همیشگی متن‌های پیمان و محراب همین است که می‌گویید که نقاط قوت سریال محسوب می‌شود.نوشته‌های آن‌ها، هم می‌تواند خوب بخنداند و هم حرف دارد، حرف‌هایی که مسائل مردم است. مردم هم اگر مسائل خودشان را ببینند و بخندند برایشان دل‌انگیزتر است.

محراب قاسم‌خانی: زمانی که قصه سریال می‌نویسم هیچوقت به این موضوع فکر نمی‌کنم چون درگیر قصه شخصیت‌ها و موقعیت‌ها می‌شوم و این‌ها برایم در اولویت است. جامعه ما مسائلی دارد که از درون آن کمدی در می‌آید. کافی است جامعه را به درستی نشان دهید، آن‌ وقت خیلی حرف‌ها و مسائل اجتماعی مطرح می‌شود.

پژمان جمشیدی:‌ این یکی از وظایف رسانه است. پیمان و محراب هم خوب می‌نویسند، اما در سریال ما مواردی هست که ما خیلی به آن نمی‌پردازیم مثلاً می‌گوییم مافیای فوتبال ولی این را به‌طور واقعی مطرح نمی‌کنیم چون مافیای فوتبال اگر هم وجود داشته باشد با یک آدم 36 ساله کاری ندارد. او فقط می‌خواهد دلیل بیاورد که چرا بازی نمی‌کند.

محراب قاسم‌خانی:‌ در میان همکاران ما هم هستند کسانی که وقتی به پایان دوره کاری شان نزدیک می‌شوند چون نمی‌خواهند بپذیرند، تقصیر را به گردن آدم‌های دیگر می‌اندازند و می‌گویند من زیر بار هر کاری نرفتم یا وارد مافیای سینما نشدم، در کار خودم با این موضوع زیاد برخورد کردم. به هر حال زمانی هم این اتفاق برای خودمان می‌افتد.

آقای صحت و آقای قاسم‌خانی چقدر اهل فوتبال هستید؟

سروش صحت: فوتبال زیاد تماشا می‌کنم اما بازیکن چندان خوبی نیستم. سپاهانی هستم و بعد هم تراکتورسازی. تیم‌های شهرستانی را دوست دارم.

محراب قاسم خانی:‌ پرسپولیسی متولد شدم.

سروش صحت:
‌آقای جمشیدی هم سایپایی هستند (خنده)

آقای جمشیدی خوشحالم مطالبی را که درباره شما و سریال نوشته شده می‌خوانید. می‌خواهم نگاهتان را به این نظرها بدانم خصوصاً نقد آقای نیما نکیسا. نیما نکیسا، دوست عزیز من است و اصلاً قصد پاسخگویی به کسی را ندارم چون هر کسی از زاویه دید خودش سریال را می‌بیند.

می‌خواهم مثالی بزنم مبنی بر باهوشی نویسنده‌هایمان. من در جامعه فوتبال یک بازیکن معمولی سطح اول بودم در واقع بازیکن خارق‌العاده و سوپر استار نبودم. یکی از عزیزان نقدی نوشته بود که محتوایش این بود: «فوتبالیست‌ها این‌گونه نیستند که بعد از شهرت از نامشان سوء‌استفاده کنند.» می‌خواهم به متن برگردم. پژمان به خاطر رودربایستی با پدرهمسرش به بانک می‌رود و می‌خواهد از شهرتش استفاده کند. این پژمان است و چون می‌خواهیم طنز باشد این‌گونه بروزش می‌دهیم. شاید اگر می‌خواستیم درام بسازیم، پژمان گوشه‌ای می‌ایستاد و به این فکر می‌کرد؛ ای کاش فلانی مرا می‌شناخت اما وقتی می‌خواهیم در ژانر طنز باشیم، باید به‌صورت واضح نشانش دهیم تا مردم بدانند او در چه موردی فکر می‌کند. ضمن این‌که در همان سکانس او بر می‌گردد و می‌بیند فرشاد پیوس که جایگاهش بسیار محترم است، در صف ایستاده است. فیلمنامه ما جای دفاع به اندازه کافی دارد. ما فقط از زاویه کمدی به پایان فوتبال پژمان جمشیدی نگاه کردیم. طبیعتاً در زندگی پژمان جمشیدی دوستان فوتبالی و سینمایی، سوپرمارکت محله، کارمند بانک و... وجود دارد. شما وقتی می‌خواهید درباره خانواده‌ای سریال بسازید آن خانواده پدری دارد که کارمند فلان شرکت است و احتمالاً در منزل پیژامه می‌پوشد. قرار نیست همه آقایان آن شرکت در منزل پیژامه بپوشند، فقط مخصوص آن آدم است با آن کاراکتر و شخصیت. من تا پایان عمرم طرفدار فوتبال می‌مانم و این را می‌گویم که قصد هیچ‌گونه بی‌احترامی به فوتبال نبوده است.

راستی گفتید برخی از این اتفاقات در زندگی خودتان هم افتاده است. اگر شما را نشناسند دلگیر نمی‌شوید؟

همه آدم‌های مشهور این حس را دارند که بدانند کسی آن‌ها را یادش هست یا خیر، نه این‌که دغدغه زندگی‌شان باشد اما طبیعتاً چنین حسی برایشان پیش می‌آید. هیچ‌وقت حتی زمانی که پرسپولیس بودم شهرت برایم چیز عجیب و غریبی نبود اما حالا دقت می‌کنم مثلاً فلان پلیسی که در حال جریمه کردن من است وقتی نامم را روی گواهینامه می‌خواند مرا یادش هست یا خیر. این در درونم است و وقتی می‌خواهید آن را به‌صورت کمدی نشان دهید، شوخی‌هایی هم اتفاق می‌افتد.

,لحظه‌های خوش با پژمان, سروش و محراب پژمان جمشیدی,سریال پژمان,بیوگرافی بازیگران و هنرپیشه ها


یکی از صحنه‌های خوب سریال زمان خداحافظی با کوه‌های تهران است. می‌گوید خداحافظ کوه‌های تهران و بعد رو به وحید می‌گوید من پایین‌تر از ونک نرفته‌ام. آقای جمشیدی همه می‌دانیم بیشترین اقشار مردم جامعه ما سطح زندگی متوسطی دارند یعنی همان پایین‌تر از ونک. چقدر به خنداندن مردم این قشر فکر کردید؟

پدر و مادر من بازنشسته فرهنگی هستند و می‌دانید که حقوق معلمی پایین است. اگر فوتبالیست نبودم همین پژو 206 را که الان دارم هم نداشتم،‌ البته همیشه خدا را بابت داشته هایم شکر کرده‌ام.

من وقتی می‌خواهم دوست انتخاب کنم معیارم پول، تحصیلات و مقام آن فرد نیست چون معتقدم این‌ها فقط بخشی از خصوصیاتی است که فرد می‌تواند داشته باشد.

شما چقدر به همه مردم فکر می‌کنید؟

محراب قاسم خانی
: به نظرم اشتباه است که موقع نوشتن اقشار جامعه را تقسیم کنیم. این‌که فلان قوم، ‌مسئولان و‌ فلان طبقه اجتماعی بخندند. حتی به این فکر نمی‌کنم، نکند به فلانی بربخورد، موقع نوشتن به جنبه انسانی ماجرا فکر می‌کنم این‌که هر آدمی بخندد.

در کار نگارش طنز، ممکن است عده‌ای ناراحت شوند. به نظرم آن عده باید بدانند ما قصد ناراحت کردن آن‌ها را نداشتیم. مثلاً در برنامه نود زمانی استقلالی‌ها ناراحت می‌شوند به عادل فردوسی‌پور انگ پرسپولیسی بودن می‌زنند و برعکس. زمانی هم تراکتورسازی ناراحت می‌شود می‌گوید به تیم‌های شهرستانی بها نمی‌دهند و شما طرفدار تیم تهرانی هستید و بالعکس. این آدم هیچ منظوری ندارد، زیرا در آن لحظه همه از دستش ناراحت هستند. من وقتی انتقادهایی از این دست می‌شنوم بیشتر خوشحال می‌شوم. احساس می‌کنم، کارم دیده شده است چون از نیت خود آگاهم و می‌دانم قصد ناراحت کردن آن‌ها را نداشتم.

سروش صحت:‌ محراب درست گفت. ما زمان کار متمرکز روی اثر هستیم. هر کدام از ما در یک طبقه اجتماعی هستیم که مشخصه‌های آن طبقه را به‌صورت ناخودآگاه همراه داریم اما واقعاً به همه مردم فکر می‌کنیم.

آقای صحت ساختمان پزشکان را به‌صورت تک لوکیشن کار کردید ولی فکر می‌کنم پژمان به لحاظ تولید سخت‌تر بود چون تعدد لوکیشن داشتید، درست است.

بله، تنوع لوکیشن پژمان زیاد بود. مثلاً در یک روز سه یا چهار نقل و انتقال داشتیم، اما مشخصه گروه ما این بود که همگی صمیمانه در کنار هم بودیم.

خاطره بازی با دکتر نیما افشار ساختمان پزشکان و این‌که هر کدام از شخصیت‌های سریال پژمان برای مشاوره به سراغش بروند کار چه کسی بود؟

محراب قاسم خانی: ‌اتفاقی بود. این برنامه را داشتیم که اول سریال هر کسی رو به دوربین حرف بزند. بعد صحبت روانشناس پیش آمد و گفتیم چرا دکتر افشار نباشد که بهنام تشکر هم زحمت این کار را کشید.

آقای قاسم خانی نحوه تقسیم کار با برادرتان چگونه است؟

کارها را او انجام می‌دهد و من حرص می‌خورم (خنده) اما واقعاً با او به یک ثبات کاری رسیده‌ام. پیمان طی این سال‌ها ثابت کرده از هر بازیگر سوپراستاری در موفقیت کار مؤثرتر است. در کنارش کار کردن باعث اطمینان خاطر می‌شود. زمانی فکر می‌کنم شاید اشتباه می‌کنم، بعد می‌گویم پیمان هست و خیالم راحت می‌شود. خوشحالم که با او همکاری دارم.

می‌خواهم به عنوان یک فیلمنامه نویس نگاهتان را به اوضاع فیلمنامه در سینما و تلویزیون بدانم. می‌دانید که این روزها بسیاری، ساخته نشدن فیلم خوب را تقصیر فیلمنامه‌نویسان و کمبود متن خوب می‌اندازند؟

بله، راست می‌گویند. فیلمنامه خوب کم است، اما نه بیشتر از این‌که کارگردان و تهیه‌کننده و عوامل فنی خوب کم است. این اتفاقی است که در همه شاخه‌ها می‌افتد. من خودم چندان نمی‌توانم نظر کارشناسانه بدهم. چون به خاطر این موضوع 10 سالی هست که فیلم و سریال ایرانی تماشا نمی‌کنم، یک موقعی خیلی «فیلم بین» بودم مثلاً در جشنواره فجر در صف می‌ایستادم تا فیلم ببینم اما الان نه، این‌گونه نیست. این‌که در کنار چنین گروهی کار می‌کنم از سر علاقه‌ام است. تهیه‌کننده ما اهل مطالعه است، می‌توانید با او درباره خط و ربط سریال و «تم» صحبت کنید، کنار سروش کار کردن هم اتفاق خوبی است. با گروهی همکاری می‌کنم که کار برایشان مهم است و آن را جدی می‌گیرند.

آقای صحت یکی از ویژگی‌های شما همراهی با گروه است. شما به عنوان کارگردان برای هدایت گروهی پر از انرژی با آن‌ها همراه می‌شوید؟

محراب قاسم خانی:‌ معمولاً سروش پرانرژی‌تر و سرحال‌تر از بقیه است.

سروش صحت:‌ به نظرم مهم‌ترین نکته در یک پروژه این است که به عوامل خوش بگذرد،‌ هر وقت به ما خوش بگذرد،‌حالمان هم خوب است وقتی خوش نگذرد اوضاع بد است و ناراضی هستیم. من سعی می‌کنم به گروه تا جایی که مربوط به من می‌شود بد نگذرد و در کنار هم کار خوبی بسازیم.

آقای جمشیدی فکر می‌کردید روزی بازیگر شوید؟

اصلاً،‌ فکرش را هم نمی‌کردم. من عاشق تئاتر هستم. هر وقت یک تئاتر می‌دیدم آرزو می‌کردم ، جای یکی از بازیگرها بودم. ‌الان اگر دو پیشنهاد همزمان تئاتر و سینما داشته باشم و بگویند این‌ها بهترین کارهای سال هستند من تئاتر را انتخاب می‌کنم.البته وقتی با هم هستیم درباره تلویزیون و سنیما حرف نمی‌زنیم شاید کمی درباره فوتبال حرف بزنیم.

چطور جلوی دوربین بازی روان و راحتی ارائه دادید؟

بحثم تعریف از خود نیست. زمان فیلمبرداری یکی از دوستانم پرسید بازیگری چطور است؟ خیلی سخت است؟ گفتم اگر بازیگری همین باشد که من انجام می‌دهم راحت‌ترین کار است. کار طنز علاوه بر ریسکی که برای من پژمان جمشیدی دارد، یک ریسک اصلی هم دارد. در طنز ممکن است شوخی‌ها لوس و بی‌مزه شوند حتی اگر در آن لحظه همه بخندند. در سریال پژمان همه چیز در حد و اندازه خودش بود. قبل از این‌که جلوی دوربین بروم محراب و پیمان گفتند متن‌ها هیچ نیازی به با نمک کردن و کار اضافه ندارد. علاوه بر این سروش صحت هم در کنترل و اندازه شوخی‌ها دقت زیادی داشت. این موضوع به من و سام درخشانی کمک کرد.

چطور این معیارسنجی را انجام می‌دهید. باید بگویم چطور شوخی‌هایتان را اندازه می‌گیرید؟

محراب قاسم خانی:‌ مثل رانندگی کردن است. شما وقتی رانندگی می‌کنید بر اساس تجربه دنده را عوض می‌کنید. در این مدت طی همکاری که داشتیم به تجربیات خوبی رسیدیم و نقاط ضعف و قوتمان را فهمیده‌ایم. اسم سام درخشانی آمد باید بگویم با پژمان هم تیمی خوبی شده بود. من هم باید از همه بازیگران تشکر کنم. حضور در کنار این تعداد هنرپیشه خوب کمک زیادی به من کرد.

آقای صحت شما چرا در کارهایتان بازی نمی‌کنید؟

محراب قاسم خانی:‌
در هر کاری نقشی هست که می‌گوییم سروش این را باید خودت بازی کنی اما او نمی‌پذیرد، دلش نمی‌خواهد در کار جدیدش نسبت به کار قبلی ادای دین شود، هر چقدر هم می‌گوییم کار خودت بوده، می‌گوید شاید دیگران فکر کنند من خواستم از کارم تعریف کنم. درباره حضور دکتر افشار هم با اصرار ما پذیرفت که این اتفاق بیفتد.

سروش صحت:‌ معتقدم باید روی یک کارمتمرکز شوم.

مراجعه شخصیت‌های سریال به دکتر افشار و این‌که در هر قسمت موضوعی را مطرح می‌کنید، ممکن بود فضا را به سمت اپیزودیک شدن ببرد، چگونه این اتفاق افتاد؟

زمان و تعداد قسمت‌های سریال تغییر کرد. قرار بود 15 قسمت باشد که گفتند در عید نوروز پخش نمی‌شود، ما هم وقتی دیدیم زمان بیشتری داریم و قصه‌هایمان هم کشش دارند، تعداد قسمت‌ها را بیشتر کردیم، به همین دلیل پایان بندی‌ها بر اساس متن نبود و پیمان و محراب گفتند به این شکل هر قسمت را به پایان برسانیم.

از زمان پخش راضی هستید؟

سروش صحت: کمی عقب بودیم، باید تلاش زیادی می‌کردیم تا کار را به پخش برسانیم. شبکه هم تصمیم گرفت در زمان بهتری سریال را پخش کند؛ به نظرم برای ما بهتر شد، البته چون خودمان را برای عید آماده می‌کردیم وقتی گفتند عید پخش نداریم یک هفته به گروه سخت گذشت اما بعدش همه چیز خوب پیش رفت خصوصاً که تعداد قسمت هایمان بیشتر شد و داستان گسترش بیشتری پیدا کرد.

محراب قاسم خانی:‌ برای کیفیت کار بهتر شد ولی اصولاً نگاهی وجود دارد که به ما زمان پخش مناسب که کارمان دیده شود، نمی‌دهند. ساختمان پزشکان هم زمان خودش پخش نشد، دزد و پلیس هم همین‌طور.

به نظرم پژمان نکته مهمی را ثابت کرد، این‌که هنوز هم می‌شود علی رغم همه مشکلات مالی و محدودیت‌هایی که در تلویزیون وجود دارد، در این رسانه کار کرد. برخی همکاران شما که امتحانشان را هم پس داده بودند، الان برای شبکه نمایش خانگی سریال می‌سازند و این برای تلویزیون نباید خوشایند باشد.

سروش صحت: من که تلویزیون را دوست دارم.

محراب قاسم خانی: ‌ما که کار می‌کنیم یعنی این رسانه را دوست داریم اما من دلیل آن‌ها که نماندند را می‌فهمم، آن‌ها هم قطعاً مقدار مخاطب بیشتر تلویزیون را ترجیح می‌دهند اما شاید شرایط آسانی برایشان پیش نیامده یا مثلاً توقع مالی شان برآورده نشده است. به نظرم می‌شد با مدیریت بهتر آن‌ها را نگه داشت، این اصلاً خوب نیست که رقابت در تلویزیون کمتر شود، شاید به نفع من و امثال من باشد چون اگر آن‌ها نباشند پیشنهادات ما بیشتر می‌شود اما تلویزیون نباید از این ماجرا خوشحال باشد که امثال مهران مدیری و رضا عطاران که رویشان سرمایه‌گذاری کرده، در اوج پختگی کنار بروند، امیدوارم درست شود. برای ما هم پیشنهادات رسانه‌های تصویری می‌رسد و کم‌کم وسوسه می‌شویم که به آن سمت برویم. من که تا به حال مقاومت کردم چون تلویزیون را دوست دارم.

سروش صحت:‌ این قضیه که تلویزیون مخاطب بیشتری دارد برای من هیجان انگیز‌تر است. حس خوبی است که وقتی مردم به ما می‌گویند مدتی است کمتر تلویزیون نگاه می‌کردیم اما سریال شما را می‌بینیم. احساس تاثیرگذار بودن خوشایند است. من هم تا به حال تلویزیون برایم جذاب‌تر از رسانه‌های دیگر است اما آدم از فردای خودش خبر ندارد.

آقای صحت شما کارگردانی هستید که بر اساس فیلمنامه کار می‌کنید و همه چیز در سریال هایتان ساده و روان است. آیا به این سادگی علاقه دارید؟ پژمان سریال ساده‌ای است؟

سروش صحت:‌
نکته‌ای که گفتید کاملاً درست است. سلیقه من همین است، قصه که می‌خوانم داستان‌هایی که حرفشان را سرراست می‌زنند را به کارهای فرمی و پیچیده ترجیح می‌دهم. فیلم هم که می‌بینم کارهای ساده که قصه را درست تعریف می‌کند را ترجیح می‌دهم به فیلم‌های پیچیده. در کارهای خودم ترجیح می‌دهم داستان درست تعریف شود در واقع پلان مطابقت کند با متن فیلمنامه. اگراحتیاج هست، یک زاویه خاص ویک حرکت خاص دوربین طراحی شود. ظرف و مظروف باید با هم هماهنگ شوند و من طرفدار سادگی هستم.

آقای جمشیدی چقدر اهل تماشای تلویزیون هستید؟

من فقط تلویزیون ایران را می‌بینم، چون تنها زندگی می‌کنم صدای تلویزیون به من آرامش می‌دهد.

چند سال است که با آقای صحت و آقای قاسم‌خانی دوست صمیمی هستید و بعد از پژمان کدام کارشان را بیشتر می‌پسندید؟

با سروش از 88 و با محراب هم 10 سال است که دوست هستم. اگر بخواهم انتخاب کنم پاورچین و ساختمان پزشکان را انتخاب می‌کنم.

,لحظه‌های خوش با پژمان, سروش و محراب پژمان جمشیدی,سریال پژمان,بیوگرافی بازیگران و هنرپیشه ها


به نظرم این گروه طی دوستی و همکاری که داشته به پختگی رسیده است؟

سروش صحت: به قول فوتبالی‌ها، همدیگر را در زمین، خوب پیدا می‌کنیم. این شناخت خیلی کمک می‌کند، خیالمان از هم راحت است. زبان مشترک داریم. من می‌دانم محراب متن نمی‌نویسد،‌ وقتی قرار است قسمتی را او بنویسد می‌دانم که تا لحظه آخر از متن خبری نیست اصلاً عصبی نمی‌شوم. گاهی وقت‌ها هم که کار دارم به پیمان زنگ می‌زنم می‌گویم اگر می‌شود این قسمت را محراب بنویسد تا من به کارهایم برسم. (خنده)

آقای قاسم خانی بدقول هستید یا تنبل؟

پژمان جمشیدی:‌ در قرار‌ها بدقول نیست.

محراب قاسم خانی:‌
در نوشتن هم تا جایی متن را دیر می‌رسانم که باعث تعطیلی کار نشوم، البته تنبل نبودم. (خنده)

من در روزنامه برای سریال‌های طنز دیگری هم نشست برگزار کرده‌ام اما آن‌ها به اندازه شما با نشاط و پرانرژی نبودند؟

محراب قاسم خانی: کار کردن برای ما مثل مهمانی است. شما وقتی مهمانی می‌دهید آنهایی را دعوت می‌کنید که دوستشان دارید و کنارشان به شما خوش می‌گذرد، ما هم این‌گونه‌ایم.

پژمان جمشیدی:‌
فکر کنم حالا متوجه راحتی من هم در بازی شده‌اید.

محراب قاسم خانی: رابطه ما با آقای چگینی به عنوان تهیه‌کننده هم مانند دیگر گروه‌ها نیست که بیشتر بحث مالی باشد، اگر او هم الان در کنار ما بود همین مدلی بودیم.

حضور تهیه‌کننده‌ای مانند آقای چگینی چقدر به این فضا کمک می‌کند؟

خیلی کمک می‌کند چون نه تنها مانع این خوش گذشتن نمی‌شود بلکه باعث می‌شود کنار هم راحت باشیم و کار به خوبی پیش برود.

آقای صحت شما به عنوان کارگردان اثر پاسخ‌تان به انتقاداتی که شده و احتمالاً خواهد شد، چیست؟

ما که به انتقاد عادت کردیم اما بدانید هدفمان فقط شوخی بوده است.

اخبار اکاایران

تبلیغات