نجمه جودکی، خانم مجری کمی متفاوت - بیوگرافی بازیگران ، بیوگرافی هنرپیشه ها

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد نجمه جودکی، خانم مجری کمی متفاوت ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته از سایت بیوگرافی آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

 برترین ها به نقل از هفت صبح: نجمه جودکی که به تازگی در نظرسنجی سایت گروه اجتماعی شبکه یک عنوان بهترین مجری را به دست آورده به نمایندگی از مجریان نسل سه بسیاری از صحبت های روز گذشته ژیلا صادقی را تایید می کند.

بعد از اینکه ژیلا صادقی یکی از مجریان نسل دوم تلویزیون، کم سوادی، بی تجربگی، تقلید، نداشتن نوآوری و بلدنبودن فن بیان و حرکات مناسب جلوی دوربین را ازجمله مهم ترین عوامل ضعف مجریان جدید و نسل سومی برشمرد، ترجیح دادیم یک طرفه به قاضی نرویم و از نجمه جودکی، مجری برنامه هایی مثل «فرصت ویژه» و «کمی متفاوت» که این روزها در نظرسنجی شبکه یک سیما به عنوان بهترین مجری از سوی مخاطبان شناخته شده و حتی اسمش در این جدول بالاتر از نام شهیدی فر قرار گرفته، برویم و از او بخواهیم درباره مجریان هم نسل خودش صحبت کند و به ایرادهایی که از جانب نماینده نسل دومی ها گرفته، پاسخ دهد.

نجمه جودکی، خانم مجری کمی متفاوت
,نجمه جودکی, خانم مجری کمی متفاوت نجمه جودکی,مجری,بیوگرافی بازیگران و هنرپیشه ها


نجمه جودکی، تمام این ایرادها را قبول دارد و معتقد است که هنوز نبوغ و راهکاری برای تغییر ساختاری که نسل دومی ها ایجاد کرده اند به دست نیامده اما با این حال تعمیم دادن این مسئله به تمام مجریان یک نسل را چندان درست نمی داند و به نظرش نسل دومی ها هم در جاهایی کاملا بیراهه رفته اند.

*یکی از اولین ایرادهایی که مجریان نسل دومی مثل ژیلا صادقی، به کار مجریان جوان وارد می دانند، این است که آنها صرفا از روش قبلی ها تقلید می کنند و هیچ خلاقیتی برای به وجود آوردن نوع جدیدی از اجرا ندارند. شما به عنوان یک نماینده از نسل سوم مجریان تلویزیونی، چقدر این مسئله را قبول دارید؟

درمور خود من فکر می کنم هیچ وقت تقلید صرف وجود نداشته. خب شاید آدم خیلی وقت ها بنشیند و برنامه های مختلف را ببیند اما این دلیل نمی شود که دقیقا از همان مجری به شکل خاص تقلید کند. به نظرم حداقل کاری که یک مجری می تواند انجام دهد این است که کنار بزرگ ترهای این رشته چیزهای مختلف یاد بگیرد و آن را با خلاقیت خودش رنگ و لعاب بزند.

*شاید بشود تقلید را اینطور معنا کرد که مجریانن سل سومیف خلاقیت و نوآوری منحصر به فردی ندارند و تحت هر شرایطی مدام تاکید دارند شبیه نسل دومی ها قدم بردارند.

این حرف را کاملا قبول دارم اما فکر می کنم در هر نسلی خوب و بد وجود دارد. نمی توانیم بگوییم نسل سومی های ما صرفا این مشلک را دارند. خیلی از مجریان نسل اولی و دومی هم بودند که هیچ وقت به خاطر نداشتن خلاقیت، ستاره نشدند. این مسائل اصلا ربطی به نسل ندارد.

*درباره خلاقیت و نوآوری، شما خودتان را چطور ارزیابی می کنید؟

من سعی می کنم خلاقیت را در مدل حرف زدن و حرکاتم داشته باشم. اگر دیده باشید برخلاف همه مجریان خانم که خیلی راحت روی یک صندلی می نشینند و تا آ خر برنامه هم اصلا تحرکی ندارند، من سعی کرده ام همیشه در اجرایم با یک جور شور و هیجان خاص عمل کنم. حتی تا جایی که بعضی وقت ها به من تذکر دادند که یک ذره آرام تر اجرا کن! ولی در تمام این حرف ها و هیجان ها همیشه سعی کردم خودم باشم، نجمه جودکی که فقط یک مقدار تلویزیونی تر شده نه یک مجری تقلید کار!

*در دوره و شرایطی که مردم فقط با یک نوع سبک اجرای کلاسیک آشنایی داشتندو تعریف شان از مجری، فردی بود که پشت میز می نشیند و بسیار جدی و بدون تحرک، جملاتی ادیبانه برایشان روایت می کند، یک مرتبه چندین مجری جوان سر درآوردند و با شیوه جدیدشان سبک خاصی از اجرا را پایه ریزی کردند؛ مجریانی مثل فرزاد حسنی، رضا رشیدپور، احسان علیخانی و ژیلا صادقی که به یک جور مجری ستاره میان مردم شناخته شدند و هنوز هم که هنوز است برای مخاطبان ارج و قرب دارند. اما بعد از چند سال این نوآوری ها متوقف شد و از آن به بعد ما شاهد هیچ سبک جدیدی از مجریان نسل سوم نیستیم. الان زمان آن نیست که گام دیگری برای تغییر این شرایط برداشته شود؟

بله حق با شماست. این خیلی مهم است که بعد از آن اجراهای خشک و فن بیان های غلوشده و خیلی ریتمیک حرف زدن، یک مرتبه گروهی بیایند و با اجرای کاملا خودامانی، مردم را با شیوه جدیدی آشنا کنند. البته اصلا منظورم این نیست که بگویم نسل اولی ها خشک و بد اجرا می کردند. من برای تمام اساتیدم سر تعظیم فرود می آورم اما معتقدم بالاخره یک دوره ای  عمر یک پدیده تمام می شود و از  آن به بعد دیگر ادامه دادنش جذابیت ندارد.

*خب الان چرا دیگر آن نوآوری ها دیده نمی شود؟ چرا نسل سوم با یک نوع روش جدید سعی نمی کنند ساختار قبلی را تغییر دهند؟ به نظر شما یعنی عمر ساختار قبلی که مجریان نسل دومی با خودشان آوردند هنوز تمام نشده و نیازی به تغییر وجود ندارد یا اینکه مجریان جدید هنوز راه کار و نبوغ این تغییر را به د ست نیاورده اند؟

متاسفانه من فکر می کنم هنوز نبوغ و راهکاری برای تغییر به دست نیامده.

*این مسئله کار را برای شما سخت نمی کند؟

چرا خیلی. ما باید کاری کنیم که سرانجام در یک جایی دیده شویم. همیشه آدم باید در یک آن دیده شود. همه این مجری ها یک فرصتی برای دیده شدن داشتند. فکر می کنید احسان علیخانی چه موقعی دیده شد؟ وقتی که به جای فرزاد حسنی آمد نشست و برنامه اجرا کرد. یا رضا رشیدپور به خاطر اینکه هر شب ساعت 10 در برنامه ای چهره های برتر را می آورد و این ساعت بهترین زمانی بود که مردم دلشان می خواست بنشینند و هنرمندانشان را ببینند. یا آزاده نامداری چهار، پنج سال هر روز آنتن سیمای خانواده در دسترس بود، خب این مسئله باعث دیده شدن می شود. خود من الان به خاطر همین نظرسنجی اینجا هستم، اگر نه من دو سال است دارم که اجرا می کنم. اگر مردم به من رای نمی دادند شاید اصلا تا 10 سال دیگه هم این اتفاق نمی افتاد. خیلی خدارو شکر می کنم اما فرض کنید اگر «کمی متفاوت» به جای ساعت شش بعدازظهر، ساعت 9 شب روی آنتن می رفت. خب قطعا در این ساعت بیشتر دیده می شد زمان برنامه، دکور برنامه، تیتراژ و ... همه و همه تاثیر دارد. من نمی توانم بگویم علت اینکه مردم در این نظرسنجی به من رای دادند چه بوده شاید کلیت برنامه خوب بوده و اجرای من هم در یک گوشه ای از آن توانسته به موفقیت برنامه کمک کند.

*با اینکه حرف شما درباره بستر برنام هو زمان دیده شدن درست به نظر می رسد اما همیشه هم لزوما نمی شود منتظر فرصتی از این دست بود. الان سالیان سال است که از 11 صبح تا شش بعدازظهر از شبکه دو تا پنج، برنامه های مختلف خانواده روی آنتن می رود اما در این سال ها فقط ژیلا صادقی بود که به چشم آمده. او از میان همین برنامه های فسیل شده با اجرای یکنواخت سبکی نو پدید آورد.

ژیلا صادقی بعد از آن همه مجری خانمی که می آمدند خیلی جدید و خشک اجرا می کردند، یک مرتبه با انرژی آمد و شروع کرد به اجرا با سبکی متفاوت. به نظرم این مجری اولین فردی بود که این سبک را آورد و بعد از او بود که افراد دیگری مثل آزاده نامداری توانایی کار با این شکل و شمایل را پیدا کردند. الان من کار خاصی نمی کنم، چون این سبک را آنها آوردند. اگر من می آمدم از اول خودمانی حرف می زدم و جرات آن را داشتم که این سبک را بشکنم آن موقع خیلی شاهکار کرده بودم.

*یعنی الان این مسیر تغییر بسته شده؟ این خلاقیت و تغییر در چه زمانی و با چه شرایطی به وجود می آید؟ یا چه شرایط محیطی باید به وجود بیاید که مجری هم در کنار آن بتواند تغییر کند؟

خانم ها معمولا در اجرا، خط قرمزهای بسیاری دارند. فکر می کنید چرا آقایان بیشتر در عرصه اجرا ستاره می شوند؟ به خاطر انیکه دستشان خیلی بازتر است. خیلی راحت می توانند جلوی دوربین احساساتشان را بروز دهند و مثلا برگردند بگویند «الهی من قربون همتون برم.» خب این باعث دیده شدنشان می شود. این خلاقیتی است که خانم ها نمی توانند به کار ببرند. به نظرم اولین چیزی که  عمر یک مجری را زیاد می کند و باعث می شود فسیل نشود و مردم را خسته نکند، مطالعه زیاد مجری است و اینکه حرفی برای گفتن داشته باشد. هر روز نیاید یک مدل ایجاد کند. دلیل اینکه از اجرای آزاده نانمداری خوشم می آید این است که فقط به موضوع مورد بحث بسنده نمی کند. می آید وسط صحبت هایش درباره نتیجه فنوتبالی که همان لحظه در شبکه دیگری در حال پخش است هم حرف می زند و این برای مردم جذاب است. اجرا واقعا ذاتی است. دیگر تمام شده عمر اینکه بیاییم به مردم بافتنی و گل چینی یاد بدهیم. واقعا اینها خجالت آور است.

*شما الان از میان مجریان شبکه اول، از نظر مردم بهترین مجری شناخته شدید. فکر می کنید علت این ارتباط برقرارکردن مخاطبان و رای دادن آنها همین راحت بودن و تحرکتان جلوی دوربین بوده؟ ارگ اینطور است که خب مجریان دیگری مثل آزاده نامداری هم مدت هاست این کار را انجام می دهند. در این صورت فکر می کنید چه مسئله ای باعث شده اجرای شما برای مردم منحصر به فرد باشد؟

سعی می کنم در اجراهایم یک مقدار متفاوت تر باشم. جنس شادابی ام با بقیه فرق کند. در عین اینکه خودمانی صحبت می کنم، عبارت هایی را می آورم که به مذاق مخاطبان خوش می آید. مثلا به جای اینکه بگویم «امیدوارم حالتون خوب باشه» می گویم: «امیدوارم هیچ وقت زیر اجاق آرزوهاتون خاموش نشه. همیشه همینطوری غل غل کنه» اینها اصلا مسائل خیلی خاصی نیست اما مردم خوششان می آید. مردم ما خیلی باهوشند گوششان خیلی قوی است سریع همه چیز را می گیرند. حتی روی نشستن و تکان دادن صندلی هم دقت دارند.

*یکی از بحث های ما با خانم صادقی همین نشستن مجری زن مقابل میهمان برنامه و نوع دیالوگی است که با او برقرار می کند. مثلا خیلی ها این اصول را رعایت نیم کنند. نمی دانند مقابل یک میهمان مرد باید چگونه رفتار کنند یا چه الفاظ و کلماتی برای ارتباط با او استفاده کنند که یک موقع دچار سوء برداشت نشود. اینها همه برمی گردد به اینکه شما فن اجرا را بد باشید. شما خودتان در مقابل دوربین، چگونه این مسائل را حلاجی می کنید که دچار چنین مشکلاتی نشوید؟

اول بگویم که من از 14 سالگی اجرا می کردم. البته نه در رادیو و تلویزیون. اولین اجرای من در یک استیج 200 نفره بود و بعد از آن دیگر اصلا نترسیدم. وقتی که وارد شدم دوره های آکادمیک را گذراندم، رشته تحصیلی ام هم در همین مایه هاست. به نظرم بازی با دوربین، زبان بدن و... همه و همه در اجرا تاثیر دارد. صرفا حرف عادی و واژه هایی که به کار می بریم، باعث دیده شدن ما نمی شود، تکنیک های ما بیشتر اثر گذارند. اینکه چه واکنش هایی در شایط مختلف نشان دهیم، چطور سکوت کنیم. چطور حروف را ادا کنیم و... حالا این طرز نشستن که دیگر جای خودش را دارد.

*همانطور که می گویید بحث راحت و خودمانی شدن با مخاطبان الان یکی از راه هایی است که مجریان نسل سه پیش گرفته اند اما یک سری از آنها دیگر همین خودمانی بودن را از حد گذرانده اند مثلا خیال می کنند برای اینکه خیلی با مخاطب راحت باشند باید بددهانی کنند یا الفاظ و تکه کلام های نامربوط به کار ببرند.

دقیقا قبول دارم. بسیاری از اجراها واقعا دارد به لودگی تبدیل می شود. دیگر نمی شود اسمشان را اجرا گذاشت. انگار مجری از لحظه روشن شدن دوربین، با خودش قرار می گذارد، لودگی را شروع کند تا زمانی که دوربین خاموش می شود.

*خب، مرز میان این خودمانی شدن و ورود پیدانکردن به لودگی کجاست؟ بارها دیده شده که مجری به قصد خودمانی شدن، یک مرتبه در جایی این مرز را می شکند و وارد ورطه لودگی می شود. این مسئله مهم است که مجری بتواند هم احساس راحتی با مخاطب را داشته باشد و هم این مرز را رد نکند.

به نظر من هرکسی یک سبکی دارد. من همیشه با مخاطبان خیلی خودمانی هستم اما هیچ وقت از واژه هایی استفاده نمی کنم که به مخاطبم بر بخورد. مرز بین خودمانی بودن و لودگی فقط به کاربردن یک کمله است. می توانیم با یک کلمه بسیار مناسب، حرفمان را به صورت کاملا خودمانی به مخاطب منتقل نکیمن یا اینکه آنقدر زشت آن را به کار ببریم که مخاطب کلا دلش نخواهد ادامه کار را ببیند. واقعا بین دوتا واژه اینکه یکی از آ نها را انتخاب کنی که به مخاطبت برنخورد خیلی مهم است و این مسئله کاملا به مطالعه و بالابودن دایره لغات بستگی دارد.

*درواقع همان تسلط روی نحوه اجرا و اصول اولیه آن است که باعث می شود در لحظه چه واژه ای را استفاده کنید که این مسئله به راحتی به دست نمی آید. یکی از این موارد که خانم صادقی به عنوان نماینده نسل دوم به آن اشاره کرد، این بود که مجریان نسل سوم به خاطر مطالعات کمی که دارند دایره لغاتشان آنقدر زیاد نیست که بتوانند در مواقع خاص، کلمه ای را استفاده کنند که مثلا به جای بیان احساس بد از «اه اه» استفاده نکند.

فکر می کنید فرزاد جمشیدی را چرا همه می شناسند و برنامه سحرش بهترین برنامه شد؟ چون از وازه هایی استفاده می کند که زیبایی اش گوش مردم را تیز می کند. مثلا چرا باید همیشه باییم از یک عبارت کلیشه ای «خیلی خوشحالم که در خدمت شما بودم» استفاده کنیم خب بیاییم بگویم چقدر خوشحالم که به تولد این لحظه رسیدم. استعاره به نظر من توی اجرا خیلی تاثیر دارد.

*البته همیشه هم اینطور نیست ما تجربه مجریانی را داریم که به خاطر استفاده از استعاره بیش از اندازه، دیگر از آن طرف بام افتادند. بازی با کلماتشان آنقدر زیاد است که مخاطب اذیت می شود.

نه من اصلا چنین منظوری نداشتم. اصلا به نظرم در اجراها باید خیلی کم صحبت کنیم و حاشیه برویم. منظورم استفاده از استعاره های زیبا به جای انتخاب راحت ترین و پیش پا افتاده ترین لغات است.

*مسئله مطالعه کم بسیاری از مجریان، علاوه بر اینکه به نوع بیانشان لطمه می زند حتی در هنگام صحبت با میهمان هم نمود پیدا می کند. خیلی از مجریان ما بدون کمترین اطلاعاتی از مسئله قابل بحث، مقابل میهمان می نشینند و سعی می کنند ادای افراد مسلط را دربیاورند.

این مشکل در تمام نسل ها وجود دارد. به موضوع کار اشراف ندارند. من سختی کاری که در «فرصت ویژه» داشتم چون همه موضوع ها بود اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و ... من اگر اطلاع نداشتمف نمی توانستم هیچ صحبتی بکنم.

*آخه کلا نمی شود هر مجری دریایی از اطلاعات داشته باشد. خیلی ها خیال می کنند همین که خوب می توانند اجرا کنند، صرفا در همه زمینه ها هم به مسائل مشرفند. درست است که مجری باید در همه زمینه ها اطلاعات داشته باشد اما مگر می شود تخصص هر چیزی را داشته باشد؟

حق با شماست. من سر برنامه «فرصت ویژه»، کنار دستم کارشناس داشتم. می گفتم آقای فلانی شما بیا درمورد این مسئله از دیدگاه روانشناسی صحبت کن. در مورد مسائل دیگر هم می رفتم کلی سرچ می کردم که این میهمان من کیست قبلا که بوده یا... اما کارشناسی نمی کردم.

*نوع بیانتان را چگونه انتخاب می کنید؟

هر برنامه ای که اجرا می کنم بعد از پخش، چندین و چندبار تماشایش می کنم و به خودم می گویم امروز این اشتباه را کردی! تو نباید اینجا این حرف با می زدی! یا اگر این حرف را می زدی بهتر بود! همان موقع مشکلاتم را می فهمم و فردا موقع اجرا، اشتباهاتم را جبران می کنم. از طرف دیگر مطالعه می کنم. واژه های مختلف را می نویسم اما واژه هایم را به رخ بیننده نمی کشم.

*یکی از آفت هایی که میان مجریان وجود دارد، مسئله صداسازی است. این مسئله به خصوص درمورد مجریان برنامه های کودک بیشتر به چشم می خورد. شما چطور؟ هیچ موقعی سعی نمی کنید صدایتان را عوض کنید؟


به نظر من این مرگ یک مجری است. به معنای واتقعی از این موضوع متنفرم. مجری کسی است که حرفی برای گفتن داشته باشد. نه اینکه به خاطر صدایش مردم جلبش شوند. شاید صداسازی دو دقیقه یا حتی چند هفته برای مخاطبان جالب به نظر بیاید اما بعد خیلی زود خسته کننده می شود. اصلا گوش مخاطب را خراش می دهد.

*چقدر برای اجرا جایگاه قائلید؟ آیا اجرا برایتان خط عبوری است برای اینکه به بازیگری برسید؟ یا اینکه آنقدر اجرا برایتان مهم است که روی بایستید و بگویید من می خواهم مجری خوبی باشم؟

فکر می کنم آدم توی یک عرصه موفق باشد خیلی بهتر است تا هم مجری باشد و هم بازیگر اما در هیچ کدامشان موفق نباشد. اگر قرار است نجمه جودکی میان مردم شناخته شود ترجیح می دهم آن در عرصه اجرا باشد. هیچ وقت وارد عرصه بازیگری نمی شوم و تمام دغدغه ام اجراست.

باز نشر: مجله اینترنتی Bartarinha.ir

اخبار اکاایران

تبلیغات