اخبار در ایران با اعمال شاقه! - بیوگرافی بازیگران ، بیوگرافی هنرپیشه ها

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد اخبار در ایران با اعمال شاقه! ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته از سایت بیوگرافی آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید





هفته‌نامه حاشیه:
 پدران ما عادت داشته (و البته هنوز دارند) که به صرافت اخبار ساعت 14 را ببینند. در واقع برای دیدن اخبار این ساعت با هیچ کس شوخی ندارند. از آن روزها که گوینده های کلاسیک خبر ساعت 14 این را پایه گذاشتند که برای شنیدن خبر یا حیاتی را می بینند یا بابان یا افشار را، حالا این دیدن خبر در این ساعت هم رسمی شده است برای خودش. بیش از سه دهه از آن روزها گذشته و تلویزون امروز شباهت چندانی به آن روزها ندارد. شبکه های مختلف ماهواره ای هم با خبرها و سیاست های خبری شان پای سفره های مردم نشسته و جا را برای اخبار ساعت 14 و 21 ایران تنگ کرده اند.

رسانه ملی هم تقلا می کند که نوآوری کند و حقوق و سابقه خود را از مردم پس بگیرد. «محمدرضا حیاتی» یکی از سه ضلع مثلث این گوینده های قدیمی خبر، برای یک گفتگویی بی پرده و بی تعارف دعوت «حاشیه» را پذیرفت و آمد تا با او به گفتگو بنشینیم. حیاتی در این گفتگو از روزهای تلخ و شیرین اش گفت و مثل فرزندی دلسوز به نقد پدر رسانه ای اش پرداخت. وقتی خداحافظی می کرد، گفت: «آن روزها، وقتی از صدا و سیما بیرون می آمدم واقعا حال خوبی نداشتم. تا مدت ها از مردم خودم را مخفی نگه می داشتم اما من هم دلایل خودم را داشتم.» نگفت چه روزی، فقط گفت: «بگذریم. خیلی عذاب کشیدم. من خیلی احساساتی ام.»

دوره ای که شما وارد بخش خبری صدا و سیما شدید، دوره حساسی از تاریخ کشور بود. به هر صورت تازه انقلاب شده بود و همه چیز دستخوش تغییرات اساسی و بنیادینی بود. آن زمان شیوه انتخاب و گزینش و در نهایت جذب مجریان خبر به چه صورت بود؟

- من سال 59 وارد رادیو شدم، آن هم به خاطر علاقه ای که به این هنر داشتم. حتی چند وقتی هم به عنوان بازیگر در نمایشنامه های رادیویی آن سال بازی کردم اما علاقه من همواره بیش از اینها به مجری گری و به خصوص مجری خبر سیاسی بود. سال 60 بالطبع به خاطر نیازی که آن زمان بود، پیشنهاد شد که به این حوزه معاونت سیاسی بروم. به هر صورت همانطور که شما گفتید آن زمان سال های اولیه انقلاب بود و خیلی از نیروهای این بخش در سازمان پاکسازی شده بودند یا خودشان رفته بودند و به همین خاطر به شدت کمبود نیرو احساس می شد. شیوه گزینش و انتخاب هم در بسیاری موارد سختگیرانه تر از امروز بود. جو سیاسی کشور نیروهای همسو با انقلاب را طبیعتا می خواست و از طرف دیگر با همه کمبود نیرویی که وجود داشت، سختگیری های فنی هم بسیار زیاد بود. این شروع کار ما بود. آن زمان اینطور نبود که با رابطه ها کار پیش برود. حساسیت های زیاد و بدون تعارفی وجود داشت که در واقع فیلترهای عبور یک نیرو برای رسیدن به عرصه مجری گری در بخش خبر بود. طبیعتا گزینش های غیرفنی هم وجود داشت که من فکر می کنم برای آن زمان ضروری به نظر می رسید. به این مسئله هم اشاره کنم که سختگیری هایی که در حوزه جذب نیرو از نظر مهارت های فردی وجود داشت و امروز بسیار کمتر و سهل انگارانه تر وجود دارد، خبر و مجریان خبری معرفی کرد که استانداردهای رسانه ای داشتند. به عقیده من اگر آن سختگیری های فنی امروز هم وجود داشت، وضع ما در حوزه مجریان خبر به اینجا نمی رسید.

اخبار در ایران با اعمال شاقه!
,اخبار در ایران با اعمال شاقه! محمدرضا حیاتی,مصحبه,فواد بابان,بیوگرافی بازیگران و هنرپیشه ها


شما آن زمان هیچ مهارت یا آموزشی دیده بودید؟ یا بعد از جذب، آموزش های ضمن خدمتی داشتید؟

- بله، تا سال ها این آموزش ها که شامل نحوه اجرا، فن بیان و ... بود، ادامه داشت یعنی ما مدام تحت آموزش بودیم و خودمان را با شیوه های درست به روز می کردیم.

با توجه به اینکه به قول گفته شما، خیلی از پیشکسوتان و افراد با سابقه در این بخش از صدا و سیما پاکسازی شده بودند یا ... چه کسانی این آموزش ها را به شما و همکارانتان می دادند؟

- بله، تقریبا همه رفته بودند ولی خوشبختانه کسانی هم بودند که همچنان با سازمان همکاری می کردند، اگرچه خودشان جلو دوربین نبودند اما در بخش آموزش به ما تازه کارهای آن زمان کمک می کردند. یکی از این چهره های باسابقه و پیشکسوت که به گردن خیلی از ما حق دارد، استاد «منانی» بود که خودشان هم جزو اخبارگویان حرفه ای بودند و هم واقعا از دوبلورهای باسابقه و کارکشته. زمانی هم که من جذب شدم حین خدمت مدام تحت آموزش بودیم و البته این را هم بگویم که خودمان هم سعی می کردیم نه تنها تنبلی نکنیم بلکه با مطالعه و سختکوشی نسبت به کاری که می کنیم، موظف باشیم. متاسفانه امروز اگر تلویزیون را نگاه کنید، می بینید که چقدر این تسلط نداشتن علمی و سواد مجریان به ذوق و ظرافت کار یک مجری لطمه می زند و باعث می شود بیننده به هیچ عنوان رغبت نکند که به یک گوینده دل بدهد یا حتی فقط بخواهد شنونده اش باشد چون به عقیده من این یک هنر است و همینطور نمی شود به هر کسی در این حوزه لقب هنرمند داد.

شما از زمانی که در این بخش مشغول بوده اید هیچ وقت پیش آمده که در تدوین و تنظیم یک خبر دخالت داشته باشید؟ در خیلی از شبکه های خبری دنیا این اتفاق می افتد که سوژه های خبری در تحریریه مطرح می شود و در واقع خروجی آنچه روی آنتن می رود، حاصل یک کار جمعی است؟

- خیر، خیلی کم. حتی می توانم بگویم هیچ وقت این اتفاق نیفتاده است. خبر در اتاق های خاصی و از طرف افراد خاصی تهیه، تنظیم و به دست ما می رسید. متن اخبار چیزی حدود یک ساعت و نیم قبل از آنکه روی آنتن برویم به دست ما می رسید. ما فقط گاهی وقت ها می توانستیم با هماهنگی با دبیر آن بخش خبری، کمی خبر را ویرایش کنیم و به اصطلاح آن را به لحن خودمان نزدیک کنیم تا خبر خوشخوان تر باشد. امروز هم بعید می دانم چنین چیزی وجود داشته باشد. حتی گوینده های جوان خبر همچین مسئله ای را تجربه نمی کنند. البته من حرفی که شما می زنید را کاملا متوجه می شوم و به نظر من شرایط ایده آل و درست هم همان چیزی است که شما می گویید. همانطور که گفتم من به خاطر علاقه ای که دارم، شبکه های رادیویی و تلویزیونی اکثر نقاط دنیا را می بینم و کاملا مشخص و مشهود است که خبر اکثرا در یک حرکت جمعی تولید می شود و قبل از آنکه روی آنتن برود، بحث های زیادی درباره آن می شود. اما خب در ایران شاید به خاطر اینکه متاسفانه ما شبکه های خصوصی نداریم، این اتفاق هم به یک محال نزدیک می شود. فکر کنم بد نباشد اشاره کنم که واقعا ما این همه شبکه های استانی و ... داریم چه خروجی و نتیجه مثبتی داشته است؟ به جای این مسئله یا حداقل در کنار آن ما می توانستیم رسانه را از انحصاری بودن خارج کنیم و به شبکه های خصوصی اجازه فعالیت بدهیم و البته مثل فعالیت مطبوعاتی به روند کار و فعالیت آنها نظارت داشته باشیم اما متاسفانه این اتفاق ضروری و مهم رخ نمی دهد.

رسانه ملی به زعم من در چند سال اخیر و با رشد شبکه های مختلف ماهواره ای وارد یک ماراتن شد که اول آن را انکار کرد و بعد با ان در سطح خیلی واضح و مشخصی به رقابت پرداخت. عوض کردندکور، هزینه کردن برای ظاهر و حتی ساختار فرم و خبر و اجرای آن ... اما به نظر می رسد این رقابت فقط و فقط در سطح تقلید صرف از این شبکه ها باقی ماند.

- من با نظر شما کاملا موافق هستم و این واقعا تاسفبار است برای من. من فرزند این خانواده هستم. قبل از اینکه به صورت مستقیم به سوال شما جواب بدهم، اجازه بدهید مقدمه ای مطرح کنم. رسانه ملی ما با این امکانات و تجهیزات و نیروی انسانی واقعا نباید تحت تاثیر شبکه های خبری یا خانوادگی باشد. گفتن این موضوع واقعا تلخ اما واقعیتی است که خودمدیران رسانه هم به آن اذعان دارند که مخاطبانشان توسط دیگر کانال های ماهواره ای دزدیده می شوند و نتیجه وقتی بدتر از آب درمی آیدکه برای رقابت با آنهاغ تقلید از آن شبکه ها شیوه کار می شود. واقعا شبکه هایی هستند که بسیار پربیننده شده اند و گوی را از رسانه ملی به سادگی ربوده اند که در نهایت یک ساختمان سه طبقه است که یک درصد از تجهیزات و نیروی انسانی ما را هم در اختیار ندارد اما پشت شان چهره های حرفه ای و کارکشته است که در این شبکه ها فعالیت می کنند. هیچ کاری با خط و موضع آنها در قبال ما ندارند. مسلما مواضع شبکه هایی مثل بی بی سی و ... در قبال ما مشخص است اما همین مواضع را طوری به خود مردم ما می دهند که شما هیچ وقت حس نمی کنید در هجوم خبر یا رخدادی قرار گرفته اید که باید نسبت به آن عکس العمل نشان دهید.

اینجا همان بحث ظرافت و هنر و حرفه ای بودن مد نظرتان است؟

- بله، دقیقا. اصلا یک بخش اش دانش است و یک بخش آن هنر. من به این موضوع شدیدا اعتقاد دارم چرا نباید از نیروهایی مثل من یا همکارانم در رأس تصمیم گیری ها و سیاستگذاری ها و در نهایت ایده پردازی استفاده شود؟ ضعف اینجاست. امروز در اکثر مواقع به جای اساتیدی مثل استاد «منانی» کسانی وظیفه آموزش دادن به جوان ها را دارند که متاسفانه از هیچ استانداردی برخوردار نیستند اما آن شبکه ها تیم های قوی و مبتکر و البته کارکشته ای را پشت سر خودشان دارند. باز هم می گویم هیچ کاری با خطوط فکری یا عقیدتی شان نداریم و فقط داریم درباره حرفه خبرنگار و مجری و ... حرف می زنیم. یک شبکه کوچک مثل «من و تو 1» نیروهایش را تعلیم می دهد که چطور یک خبرنگار خوب باشند، چطور اجرا کنند، چطور جلو دوربین راحت باشند و ... یا شبکه ای مثل بی بی سی که بر پایه مجریان تازه کار شکل نگرفته است بلکه چهره های باسابقه ای مثل مسعود بهنود در آن وجوددارد و به امر حرفه ای خبرنویسی، خبرخوانی و ... کمک می کند. فارغ از هر نوع گرایش، به هر صورت وی 40 سال در این حوزه تجربه دارد و صاحب سبک و ایده است.

پس شما فکر می کنید که صداوسیما در این گوی رقابت نتوانسته است موفق عمل کند و بازی را باخته ...

- من می گویم نمی شود با تغییر دکور و آوردن تجهیزات پیشرفته و چنین و چنان موفق شد. حرف من اینجاست که این تلویزیون ما می تواند صاحب ایده و خلاقیت باشدو این اصلا افتخاری به حساب نمی آید که با تقلید از شبکه های جزئی و خرد بخواهیم با آنها رقابت کنیم. همانطور که گفتیم همین خصوصی سازی و غیراغنحصاری شدن تلویزیون های کشور در وهله اول فضای رقابت را گرم می کند و باعث می شود که برد با شبکه ای باشد که در ساختار و فرمش شکل و شیوه ای تازه را به مخاطب خود ارائه دهد. به قول شما قبلا از این مسئله ای که هجوم شبکه های ماهواره ای مخاطب را از پای تلویزیون های ما کنار کشیده راحت کناره گرفته می شد اما امروز چیزی نیست که بشود آن را انکار کرد.

خیلی از دوستان وقتی شنیدند قرار گفتگویی با شما دارم، خواستند از شما سوالی را بپرسم که البته سوال خود من هم هست. به هر روی شما در برهه های مختلف وظیفه خواندن خبرهای خاصی را داشته اید. تا امروز اتفاق افتاده است که خبری را بخوانید و خودتان آن را قبول نداشته باشید یا نخواهید آن را بخوانید یا شما را معذب کند؟

- بله، باید اعتراف کنم که این اتفاقات را از سر گذرانده ام. خیلی وقت ها خبرهایی بوده که خواندنشان واقعا برایم عذاب آور بوده است. نمی توانم از آنها اسم بیاورم که بگویم چه خبرهایی و چه روزهایی. خبرها، خبرهای خوبی نبوده اند یا حداقل با اندیشه و حقیقت و باوری که من داشته ام همخوانی نداشته است. آن روزها واقعا فکر می کردم عطای این کار را به لقایش ببخشم. دلزده و با حالی خراب از سازمان بیرون آمدم. مواجه شدن با مردم بعد از آن خبرها هم خودش دنیای تلخی است اما من همیشه به مردم توضیح دادتم، حتی در بدترین شرایط. مثلا گفتم یادتان هست خبر پیروزی یکی از روسای جمهور ایران را در گذشته من خواندم، آن هم با شعفی وصف ناپذیر ... به هر صورت من گوینده ام. شغلم این است. در همه جای دنیا ممکن است گوینده خبر، خبری را بخواند که نتواند با آن کنار بیاید و برعکسش هم صدق می کند اما بدانید من هم از طیف مردم و درون آنها هستم. با غمشان گریستم و با خنده شان خندیدم. من آدم احساساتی هستم و خیلی راحت احساساتم جریحه دار می شود.

وقتی چنین خبرهایی که مورد وثوق شما نیست را می خوانید چه حالتی به شما موقع اجرا دست می دهد؟ مثلا صدایتان نمی لرزد یا درونتان؟

- من یک گوینده حرفه ای هستم و گوینده حرفه ای نباید تحت تاثیر عواطفش قرار بگیرد اما مسلما درونم لرزیده است. یعنی حتی وقت هایی گفته ام عطای این کار را به لقایش ببخشم اما نتوانستم. من به قول خیلی از اساتید، راوی تاریخ معاصر ایران بوده ام و در این تاریخ هم فراز و فرودهای بسیاری است. مثلا من اگر عضو شورای سیاستگذاری یا ... بودم حتما عملکردم به نحو دیگری بود. حداقل سعی می کردم خبرهایی که برای مردم (مردمی که ما می شناسیم) حساسیت زاست، کمتر پررنگ شود. وقتی به بی بی سی اشاره کردم موضوعم همین بود. شما از این شبکه خبرهایی می شنوید یا گزارش هایی که می دانید موضع دارد ولی چنان با ظرافت و رندی به گوش و چشم شما می رسد که کمتر متوجه این مشی در آن گزارش یا خبر می شوید. متاسفانه ما این مسائل را فراموش می کنیم و فقط بحران مخاطب برایمان یک مسئله جدی شده است.

می شود بگویید این خبرهایی که خودتان به آنها بور نداشته اید، چه خبرهایی بوده است؟

- اجازه بدهید به دلایل مسائل فراوان از ذکر آنها خودداری کنم.

گویندگان خبر آیا می توانند به علایق سیاسی شان بپردازند؟ به نوعی می توانند وابسته به طرز فکر، حزب یا جریانی باشند که البته در قالب و چارچوب نظام است؟

- بله، فکر نمی کنم مشکلی داشته باشد ولی همه من را می شناسند. می دانند که علاقه ام فقط به پیگیری اخبار است و هیچ وقت دلم نمی خواست در جناح یا حزب خاصی باشم یا فکرم به طیف فکری نزدیک باشد اما خب به هر صورت باید و نبایدهایی هم وجود دارد که خیلی نباید از خط قرمزها عبور کرد.

به عنوان کسی که بیش از سه دهه فعالیت رسانه ای در سطح رادیو و تلویزیون ایران داشته اید، هیچ وقت شاهد بوده اید که رسانه از انتخاب یک مجری یا گوینده یا ... پشیمان شود؟ به اصطلاح کسی را جلو دوربین بفرستد و بعد آن شخص از مجموعه حذف شود؟

- بله، خب این اتفاقات زیاد افتاده است. کسانی بوده اند که حتی جلو دوربین رفته اند ولی مشخص شده که با چارچوب ها و سیاست های رسانه ملی همخوانی نداشته و آنها کنار گذاشته شده اند. به هر صورت این شغل و جایگاه در تمام دنیا از جمله شغل های حساس و پرتنش محسوب می شود و همانطور که گفتم، فیلترهای بسیار زیادی برای جذب نیرو در آن وجوددارد. فقط دلم می خواست این فیلترها در زمینه فنی هم سختگیرانه و استاندارد بود تا امروز شاهد گویندگانی نباشیم که متاسفانه از حداقل مولفه های این حرفه مطلع نباشند.

شما به عنوان یکی از اضلاع مثلث، حیاتی، بابان و افشار از زمره گویندگان کلاسیک خبر در ایران بوده اید. امروز چرا کمتر حضور دارید و اگر ممکن است درباره شرایط کار آن زمان بگویید.

- حقیقتش را بخواهید امروز برنامه فراوان و مخاطب کم و شیفت ها هم کم است. بالطبع، من هنوز هم هفته ای یکی دو برنامه دارم.

آیا با این تغییرات ظاهری که درباره اش حرف زدیم، راحت کنار آمدید؟

- بله، خب همانطور که گفتم این تغییرات به تنهایی سازنده نیست. من که خوشحال هم بودم که می توانم به روزتر و راحت تر جلودوربین قرار بگیرم. هیچ وقت مشکل خاصی نداشتم. من و آقای بابان و آقای افشار خیلی با هم رفیق بودیم. خیلی بیشتر از رفیق. حتی برادر. باور نمی کنید ما هیچ وقت مرخصی نمی رفتیم. شیفت هایمان را فقط با هم عوض می کردیم و خیلی دوستانه و داوطلبانه سر برنامه می رفتیم. این جو امروز کمتر دیده می شود و مسائل مختلفی همانطور که در حرف هایم گفتم باعث شده که رسانه ملی در رقابت با رقبای فراوانش نتواند موفق عمل کند.

به نظر شما رسانه ملی توانسته به صورت تقریبی حتی، طیف های مختلف سیاسی را حداقل در انعکاس اخبار راضی نگه دارد؟

- به عقیده من این ضرورت نباید در متن و فضای رسانه ای و سیاسی تلویزیون باشد و این انحصاری بودن به سود رسانه نیست. به دلایلش در خلال گفتگویمان اشاره کردم. به هر روی رفتار فراجناحی آن چیزی است که باید رعایت شود تا مردم شاهد یک جهت خبری خاص از سوی رسانه ای که به همه آنها تعلق دارند، نباشند. این وجه اعتمادسازی همان است که به شدت به آن معتقدم.

نظر هم نسلان حیاتی درباره خبر سیما

این سه نفر

فواد بابان یکی دیگر از اضلاع مثلث گوینده کلاسیک خبر ایران است. او که کارش را تقریبا همزمان با حیاتی و افشار شروع کرد با ژست های همیشگی اش کمی پرطمطراق تر و رسمی تر چهره ای شناخته شده برای بینندگان خبر تلویزیون ایران است. او هم که مثل آن دو نفر دیگر این روزها کمتر به فعالیت 30 ساله اش مشغول است در گفتگویی کوتاه درباره وضعیت رسانه ملی و گویندگانش و در نهایت وضعیت ساختار پخش اخبار در رسانه ملی به «حاشیه» می گوید: «به هر صورت هر زمانی شرایط خاص خودش را داردکه تلویزیون به عنوان یکی از پرمخاطب ترینرسانه ها باید آن را در نظر بگیرد. نوسازی در شکل و ساختار هم یکی از این شرایطی است که عرض کردم و بدیهی است که هر رسانه ای درصدد به اتفاق رساندن آن باشد. خیلی ها می خواهند اینطور القا کنند که ما با سیستم تلویزیون ایران مشکلی داریم و مدام هم به آن می پردازند اما باید این را بگویم که هیچ مشکلی بین من و مدیران رسانه وجود ندارد و ما فقط طبق معمول و مرسوم جایمان را به جوان ترها داده ایم.»

,اخبار در ایران با اعمال شاقه! محمدرضا حیاتی,مصحبه,فواد بابان,بیوگرافی بازیگران و هنرپیشه ها


فواد بابان در پاسخ به این سوال که آتیا همیشه از خبرهایی که خوانده اید رضایت داشته اید یا خیر می گوید: «وظیفه ما خواندن اخبار بود و ما هم همین کار را می کردیم. ما نمی توانیم تمایلات شخصی یا ... را در متن خبری که می خوانیم، دخالت بدهیم. البته این مختص به کشور ما نیست و به سیاست های درون سازمانی آن شبکه و مسائل و خط مشی های سیاسی آن کشور بازمی گردد. خوشبختانه من هیچ وقت بر سر این موضوعات مشکلی نداشته و مردم هم فکر می کنم این شرایط را همواره درک کرده اند.»

بابان شرایطی که آن روزها خودو دیگر همکاران محدودش جلو دوربین ظاهر می شدند را با امروز متفاوت می داند و می گوید: «همانطور که گفتم امروز تغییرات اساسی در حوزه تکنولوژی و رسانه اتفاق افتاده است. جوان های کاربلدی هم به این عرصه آمده اند که به آن بسیار می توان امیدوار بود.»

ضلع سوم این مثلث «بهرام افشار» است که چندی پیش عکسی از او منتشر شد و خیلی ها را متاثر کرد. شاید به این دلیل که پیر شدن را برای کسانی که در حافظه داریم خیلی نمی پسندیم. اما بهرام افشار بیشتر از دو یار دیگرش شکسته و پیرتر به نظر می رسید. حرف و حدیث هایی که درباره خروج او از سازمان صدا و سیما وجود دارد در این چند سال اخیر کم نبوده. افشار پاسخ کوتاهی به «حاشیه» می دهد: «من خودمرا ممنوع المصاحبه، ممنوع الحضور و ممنوع از همه چیز کرده ام. نمی خواهم درباره هیچ مسئله ای حتی یک کلمه حرف بزنم. حتی یک کلمه»، البته مثل همان تصویری که از او در ذهن داریم مودب و با اخلاق این جمله ها را به زبان می آورد. طوری که ما هم ترجیح می دهیم سکوت و خلوت بهرام افشار را به هم نزنیم.

اخبار اکاایران

اخرین مطالب آکاایران

تبلیغات