احمد مهرانفر محبوب و رضا عطاران فیلسوف! - بیوگرافی بازیگران ، بیوگرافی هنرپیشه ها

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد احمد مهرانفر محبوب و رضا عطاران فیلسوف! ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته از سایت بیوگرافی آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید

کسب و کار: به همین زودی زود عید هم از راه می رسد. به همین زودی زود تنور سریال های شبانه نوروزی دوباره داغ می شود. به همین زودی زود «پایتخت» سیروس مقدم با بابا پنجعلی و ارسطویش از راه خواهد رسید. «احمد مهرانفر» که این روزها با محسن طنابنده به شدت درگیر قسمت دوم پایتخت هستند در گفت و گویی اختصاصی با تماشا حرف های جالبی زد: هم از مردم خواست با دیدن «بی خود و بی جهت» از این فیلم حمایت کنند. هم بابت حضور در «یه عاشقانه ساده» حال چندان خوبی نداشت. او در این وانفسای اکران با دو فیلم روی پرده است و انصافا در «بی خود و بی جهت» خوش درخشیده است.

یکی از آن مردهای بی خیال عالم که گاهی دلت می خواهد خفه اش کنی اما آنقدر شیرین است که دلت نیاید! با او از همین فیلم ها و حال و هوای شخصی تری حرف زدیم. بخوانید.

احمد مهرانفر محبوب و رضا عطاران فیلسوف!
,احمد مهرانفر محبوب و رضا عطاران فیلسوف! احمد مهرانفر,رضا عطاران,محسن طنابنده,بیوگرافی بازیگران و هنرپیشه ها


از «احمد مهرانفر» درباره تجربه حضور در «یه عاشقانه ساده» می پرسیم که غافلگیرمان می کند: «خودم هنوز یه عاشقانه ساده را ندیده ام! اتفاقی که برای این فیلم افتاد، این بود که ابتدای کار یک فیلمنامه داشتیم که اواسط کار تغییر کرد؛ همین اتفاق باعث شد نقش من و مصطفی زمانی تا حدودی کمرنگ شود. دوست داشتم این اتفاق نیفتد اما خیلی وقت ها مجبوری به نفع کارت یکسری چیزها را بپذیری. حس می کنم فیلمنامه اولیه «یه عاشقانه ساده» به مراتب بهتر از اینی بود که امروز ساخته شده. یک جایی از کار رسیدیم به مرحله ای که فیلمنامه را هر شب می نوشتند و مجبور بودیم همان را بازی کنیم یعنی هیچ فرصتی برای آزمون و خطا نداشتیم.

یک موقع هست که چیزی می نویسی و خودت از خواندنش هیجان زده می شوی اما فردایش که همان متن را با حس و حال دیگری می خوانی، می گویی چقدر چرت نوشته ام و دور می اندازی اش. همین اتفاق در «یه عاشقانه ساده» هم افتاد. یعنی به جایی رسیدیم که متن نوشته می شد و فردایش عین همان متن را فیلمبرداری می کردیم، در واقع هیچ فرصتی برای اصلاح متن وجود نداشت.

درست یا اشتباه دیگر روی نگاتیو ثبت شده بود و کاری نمی شد کرد. یک جایی از کار همه مان دلسرد شده بودیم چون شرایطمان، شرایط سختی شده بود. نه اینکه کسی با کسی مشکل داشته باشد ولی آن حالی را که باید داشته باشیم، نداشتیم و همین به کار ضربه زد.».

به او می گوییم تو چرا پایبند به قولت ماندی؟ می توانستی همانطور که آنها زیر قولشان زدند، تو هم زیر قولت بزنی و کار نکنی. جواب می دهد: «بله، ما هم می توانستیم مثل آنها زیر حرف و قولمان بزنیم ولی خب با آن آدم ها رفاقت داشتیم و همدیگر را دوست داریم.

اگر تماشاگر از دیدن «یه عاشقانه ساده» لذت نمی برد و دوستش ندارد، نتیجه اشتباه یک نفر نیست، بلکه نتیجه اشتباه همه آدم هایی است که در آن فیلم حضور داشته اند. همه مان در این کار مقصریم و تجربه تلخی برایمان به حساب آمد و امیدوارم دیگر این اتفاق برای هیچ کداممان تکرار نشود.»

,احمد مهرانفر محبوب و رضا عطاران فیلسوف! احمد مهرانفر,رضا عطاران,محسن طنابنده,بیوگرافی بازیگران و هنرپیشه ها


لوده بازی درمی آوردیم تا پول بگیریم

به او می گوییم در «بی خود و بی جهت» دیدیم تو و رضا عطاران برای گذران امورات زندگی و تامین معاش حاضر به پوشیدن لباس عروسکی می شوید و برای بچه ها برنامه اجرا می کنید؛ دوست دارم بدانم در زندگی واقعی ات هم اتفاق افتاده برای تامین دخل و خرج از سر اجبار دست به کاری شبیه این بزنی، کمی فکر می کند و می گوید: «خیلی وقت ها این کار را کرده ام.

مثلا همان شعری که در «بی خود و بی جهت» می خوانیم شعری است که یک روز خودم برای کارهای کودک خوانده بودم؛ تقریبا 10 سال پیش این کار را کرده بودم و سر «بی خود و بی جهت» نوار کاستی را که این شعر رویش بود، آوردم و خواندیم. البته خودم حفظ بودم و وقتی به رضا کاهانی دادم خیلی خوشش آمد.

شاید اگر الان بیایند بگویند آن شعر را بخوان حاضر نباشم چنین کاری بکنم هر چند به نظرم کار بدی هم نیست. بگذار یک مثال دیگر برایت بزنم؛ زمان دانشجویی ام برای اینکه پول دربیاوریم مثلا به مراسم پایان دوره دانشجویان تربیت بدنی می رفتیم و برایشان تئاتر یا جنگ اجرا می کردیم و به قولی لوده بازی درمی آوردیم تا یک پولی بگیریم و امورات دوران دانشجویی مان بگرد.

,احمد مهرانفر محبوب و رضا عطاران فیلسوف! احمد مهرانفر,رضا عطاران,محسن طنابنده,بیوگرافی بازیگران و هنرپیشه ها


 معلوم است که اصلا این کار را دوست نداشتیم ولی انجامش می دادیم تا پول دربیاوریم. مطمئنا الان دیگر آن کار را نخواهم کرد ولی آن زمان در شرایطی بودم که حتما باید چنین کارهایی می کردم تا هزینه های زندگی ام تامین می شد. به نظرم در زندگی یک بازیگر از این دست اتفاقات و لحظات پرفراز و نشیب حتما باید وجود داشته باشد تا آستانه صبر و تحملش بالا برود.

 «بی خود و بی جهت» محصول بخش خصوصی است که بسیاری به دلایل نامعلوم دوست نداشتند اکران شود، حتی در تبلیغاتش هم سنگ های زیادی سر راهش گذاشتند. در حالی که مثلا آنونس فیلم «من مادر هستم» از تلویزیون اجازه پخش گرفت، این اجازه را به «بی خود و بی جهت» نداند. امیدوارم همانطور که تا امروز مردم از این فیلم استقبال کرده اند باز هم این اتفاق بیفتد و همه با هم از این فیلم حمایت کنیم.


خیلی اهل هیجان نیستم

با اینکه مهرانفر آدم راحتی است اما کمی تودار به نظر می رسد. به او می گوییم به نظر می رسد دوست نداری راز دلت را برای هیچ کس باز کنی. جواب می دهد: «آره، خیلی حرف های نگفته دارم که توی دلم می ریزم.» پس چه شکلی خودش را تخلیه می کند: «خیلی این شکلی نیستم که مثلا با مشت و لگد خودم را به در و دیوار بکوبم یا مثلا فلان کار را بکنم.

 فکر می کنم این به شخصیتم برمی گردد که خیلی اهل هیجان نیستم. به رغم اینکه حرف های زیادی در دلم دارم هیچ وقت پیش روانپزشک نرفته ام، نمی دانم شاید باید بروم و خودم هم می دانم باید بروم ولی از طرف دیگر به خودم می گویم: تو که همه چیز را درباره خودت می دانی، پس چه نیازی به روانپزشک است؟!»

,احمد مهرانفر محبوب و رضا عطاران فیلسوف! احمد مهرانفر,رضا عطاران,محسن طنابنده,بیوگرافی بازیگران و هنرپیشه ها


خودش می گوید خیلی اهل هیجان نیست و اصولا آدمی است که هیچ چیز هیجان زده اش نمی کند، جز یک چیز: «برف خیلی هیجان زده ام می کند. البته نه اینکه فکر کنیدوست دارم برف بازی کنم، نه، منظورم زیبایی برف است که باعث پوشاندن نازیبایی های شهرمان می شود. باران خیلی از ناپاکی ها و کثیفی ها را از بین می برد؛ این برای من خیلی زیباست. واقعیت این است که شهر ما در مقابل پایتخت های دیگر دنیا خیلی زشت و کثیف است. برف و باران را برای این دوست دارم که خیلی از لکه ها و ناپاکی ها و زشتی های خیابان های شهر را می شویند و با خود می برند. اصولا طبیعت را خیلی دوست دارم و تنها چیزی که در زنندگی می تواند هیجان را در من بیدار کند، طبیعت است.»


رغبتی برای دیدن «یه عاشقانه ساده» ندارم

رفیق فابریک «محسن طنابنده» در ادامه صحبت هایش به تماشا می گوید: «اکثر آدم هایی که «یه عاشقانه ساده» را دیده اند، به من می گویند «چرا این فیلم را بازی کردی؟» کلا به فیلم خیلی انتقاد می شود که دلیل اصلی اش همان تغییر متن اولیه اش است، برای همین هم است که رغبتی برای دیدنش ندارم! البته به زودی می روم می بینم چون بالاخره همه آدم هایی که در این فیلم هستند، جزو کاربلدها و متخصص های سینما به حساب می آیند که همیشه کارهای خوب زیادی ازشان دیده ایم.

,احمد مهرانفر محبوب و رضا عطاران فیلسوف! احمد مهرانفر,رضا عطاران,محسن طنابنده,بیوگرافی بازیگران و هنرپیشه ها


به هر حال «یه عاشقانه ساده» یک تجربه تلخ در کارنامه همه ما به حساب می آید؛ به نظرم ما به عنوان انسان هایی شرافتمند و با وجدان داریم پولی را صرف می کنیم تا اثری برای مخاطب بسازیم که هم از نظر ذهنی و روانی به اغنا برسد، هم از دیدن آن هیجان زده شود و حظ کند. ولی این اتفاق برای تماشاگر «یه عاشقانه ساده» نمی افتد. خب ما کارمان را درست انجام ندادیم. نمی دانم شاید وقتی فیلم را دیدم نظرم عوض شد و خوشم آمد. این حرف ها را با توجه به بازخوردها و نظرات اطرافیانم می گویم.»


سیروس مقدم و عباس کیارستمی موبایل ندارند

همین تودار بودن و خیلی هیجانی نبودن، فکرمان را مشغول می کند. او بازیگر است و طبیعتا هیجان های ناخواسته ای وارد زندگی اش می شود. از او می پرسیم تا حالا چند بار دعا کرده ای کاش چیزی به اسم موبایل و دوربین عکاسی اختراع نشده بود تا آدم هایی مثل تو راحت به زندگی شان می رسیدند و همه پیدایش نمی کردند.

می گوید: «خب، خیلی وقت ها می شود که می گوییم کاش این موبایل وجود نداشت. مثلا آقای سرویس مقدم یا عباس کیارستمی هیچ وقت موبایل نداشته اند، در واقع خودشان را راحت کرده اند چون می دانند موبایل بیش از آنکه وجودش برای آدم مفید باشد، نبودش منفعت است، برای همین خودشان را خلاص کرده اندولی به مراتب بیشتر از آنکه بگویم چرا موبایل اخترا شده گفته ام چقدر حس خوبی است که چنین چیزی وجود دارد. اصلا اینکه می گویی آدم ها برای گرفتن عکس سراغ ما می آیند، مگر بد است؟ ما داریم تمام تلاشمان را می کنیم تا مردم ببینندمان. اگر تا امروز یک جایی گفته ام عکس نمی گیرم به این دلیل بوده که خودم را قابل ندانسته ام، چون خیلی های دیگر هستند که خیلی از من معروفترند و کارشان بهتر است، پس بهتر است آدم ها برای عکس گرفتن بروند سراغ همان ها».

,احمد مهرانفر محبوب و رضا عطاران فیلسوف! احمد مهرانفر,رضا عطاران,محسن طنابنده,بیوگرافی بازیگران و هنرپیشه ها



اسباب کشی کار خیلی سختی است

آنهایی که «بی خود و بی جهت» را دیده باشند می دانند محور اصلی همه اتفاقات یک اسباب کشی و ماجراهایش است. از احمدمهرانفر می پرسیم آخرین بار کی اسباب کشی کرده و ترجیح می دهد بارها را خالی کند یا اثاث منزل را بچیند: «فکر کنم حدود 4 سال پیش بود. هر دویش سخت است، ترجیح می دهم چند نفر باشند یک پولی بگیرند برای جمع کردن و در کارتن گذاشتن اسباب ها و بردنشان به خانه جدید و یک نفر هم باشد یک پولی بگیرد همه وسایل ها را بچیند. به رغم اینکه همیشه در اسباب کشی ها همه کارها را خودم انجام می دهم، به نظرم خیلی کار سختی است.»


چیزی نشده که!

,احمد مهرانفر محبوب و رضا عطاران فیلسوف! احمد مهرانفر,رضا عطاران,محسن طنابنده,بیوگرافی بازیگران و هنرپیشه ها


محسن و فرهاد (رضا عطاران و احمد مهرانفر) در «بی خود و بی جهت» دو مرد بی خیال بودند. از آن حرص دربیاورهایی که با بی فکری هایشان حسابی حال همسرانشان را گرفته بودند. از او می پرسیم قبول داری مردها بی خیالتر از زن ها هستند؟ جواب می دهد: «در بیشتر موضوعات درست است. مردها بی خیالترند. و البته رضا عطاران بی خیالتر از همه دنیا (می خندد) خب این جزو شخصیت رضاست. رضا در فیلم به مخاطب نشان می دهد خیلی از اتفاقات واقعا چیز مهمی نیستند. مثلا در «درباره الی ...» دیالوگی از خودم گفتم ک مانی حقیقی خیلی از من ناراحت شد. آن سکانس که مانی حقیقی داشت همسرش را کتک می زد و من ناگهان او را می کشم کنار و می گویم «چیزی نشده که». بعد مانی حقیقی حرص خورد و گفت «بابا، چیزی نشده؟ چرا این حرف را می زنی؟ دختر مردم به خاطر دروغ زن من، در دریا غرق شده و این همه آدم دارند توی سر و کله هم می زنند. باز می گویی چیزی نشده؟! ولی واقعیت این بود که دیالوگ دیگری نمی توانستم بگویم چون واقعا اتفاقی نیفتاده بود. شاید اگر روزی اتفاقی شبیه همین در زندگی خودم هم بیفتد (کما اینکه نزدیک به آن برایم اتفاق افتاده است) تنها دیالوگم همان «چیزی نشده» باشد. فکر می کنم خیلی از آدم ها همین حرف را بزنند. آره، خب اصولا مردها خیلی بی خیالتر از زن ها هستند، رضا عطاران هم که بی خیالتر از همه. البته بی خیال که نیست، به نظرم رضا عطاران از شعورمندی اش اینگونه رفتار می کند. او یک فیلسوف است که همه چیز را خیلی خوب درک می کند و می فهمد. این بی خیالی و چیزی نگفتنش هم از سر شعور و آگاهی اش است. او صداقت عجیبی دارد که به وسیله همان به این جایگاه رسیده است.»

اخبار اکاایران

اخرین مطالب آکاایران

تبلیغات