خداداد: به 3 معجزه نیاز داریم! - بیوگرافی بازیگران ، بیوگرافی هنرپیشه ها

در این مقاله از سایت آکاایران مطلبی در مورد خداداد: به 3 معجزه نیاز داریم! ارائه شده است ، همچنین برای مشاهده مقالات بیشتر در دسته از سایت بیوگرافی آکاایران مقالات بیشتری را مشاهده نمایید





همشهری جوان:
روایت جام جهانی 1998 یکی از جذاب ترین کارهایی است که خداداد عزیزی انجام می دهد. او خیلی خوب همه چیز را یادش است، خرده برده ای ندارد و خیلی راحت در مورد همه چیز حرف می زند. ستاره بی بدیل بازی ایران و استرالیا یکی از بهترین انتخاب ها بود برای اینکه بهترین جام جهانی ایران را به تصویر بکشد.

با او همکلام شدیم اما بیش از اینکه در مورد تیم ملی 98 حرف بزنیم، در مورد تیم ملی امروز حرف زدیم. این تیم چه کار می کند؟ چقدر می توانیم بهش امیدوار باشیم و چقدر شانس صعود داریم؟

سراغ تاریخ هم رفتیم و با عکس های کمتر دیده شده ای که داشتیم، جام جهانی را با خداداد مرور کردیم. شاید همچنان اعجاب انگیزترین حرف های خداداد در مورد جام جهانی گذشته و بازی مقابل آلمان و آمریکا و یوگسلاوی باشد.

خداداد: به 3 معجزه نیاز داریم!
,خداداد: به 3 معجزه نیاز داریم! خداداد عزیزی,مصاحبه,بیوگرافی بازیگران و هنرپیشه ها


الان همه در مورد بازی اول حرف می زنند و اینکه نتیجه این بازی برای تیم ملی خیلی مهم است. فکر می کنید مقابل نیجریه بتوانیم خوب بازی کنیم؟

- تیم ملی مشکلات زیادی در خطوط مختلف دارد و کیفیت بازیکنان ما مخصوصا در بخش حمله خیلی بالا نیست. بعید می دانم مقابل تیم قدرتی دونده و باتجربه ای چون نیجریه که کیفیت بالایی دارد بتوانیم راحت به نتیجه دلخواه برسیم؛ به خصوص که بازی اولمان در جام جهانی است و بچه ها قطعا دچار دلهره و عدم خودباوری هم هستند.

و آرژانتین چطور؟

- قبلا همه می گفتند و دعوا می کردند چه کسی مسی را بگیرد ولی حالا باید ببینیم کی دی ماریا را بگیرد و کی ایگواین را کنترل کند و کی آگرو را از کار بیندازد؟ بازی با آرژانتین خیلی سخت است. آنها تیمی هستندکه همه کار انفرادی شان خوب است و تیم ما مقابل چنین تیم هایی به مشکل می خورد.

یعنی شکست سنگینی در انتظار ماست؟

- به نظر من اول باید گل نخوریم. آنها اگر گل اول را ابتدای بازی بزنند، کار ما خیلی مشکل می شود؛ به خصوص که این بازی دوم تیم ها در جام جهانی است و در بازی های دوم همه تیم ها می آیند تمام امتیاز را با حداکثر گل زده بگیرند تا خیالشان از صعود راحت شود.

بازی با بوسنی بازی تشریفاتی می شود؟

- آنها اگرچه به عنوان اولین تیم صعود کردند اما نسبت به سایر تیم های اروپایی و تیم های همگروه ما ضعیف ترند ولی تیم خوبی هستند و بازیکنان خوبی دارند.

پس شانسی برای صعود قائل نیستید؟

- باید سه تا معجزه اتفاق بیفتد تا ما صعود کنیم. حداقل باید 5 امتیاز بگیریم تا صعود کنیم. یا نیجریه و بوسنی را ببریم و به آرژانتین ببازیم، یا دو مساوی بگیریم و مقابل بوسنی برنده شویم که اینها همه نیاز به معجزه دارد. با 4 امتیاز بعید است صعود کنیم.

شاید اگر رحمتی و عقیلی بودند، می شد امیدوارتر بود.

- من هم معتقدم اگر تنبیهی بود تمام شده و نباید کش دار می شد؛ به طوری که دوتا از ستاره های ما از جام جهانی محروم شوند. نمی دانم کی روش کش دار کرد موضوع را یا دست های دیگری در کار بود. با اینحال وجود این دو بازیکن خیلی می توانست به ما کمک کند. الان اگر رحمان و داوری در بازی اول جواب ندهند، چه کسی باید جای آنها را پر کند. در 98 بعد از اشتباه بچگانه نکیسا این عابدزاده بود که در بازی با آمریکا تیم را پیروز کرد اما الان واقعا شرایط ما خوب نیست. در خط دفاع هم همینطور.

در مقایسه با تیم 98 تیم کی روش چه نقاط ضعفی دارد؟

- تیم 98 تیم رو به جلویی بود و امثال مهدوی کیا و باقری و دایی و حتی استیلی میل به گلزنی شدیدی داشتند و پلی میکرهای بهتری داشتیم اما به نظرم تیم کی روش در فاز بازیسازی و حمله به مشکل می خورد و اگر قوچان نژاد روی فرم نباشد و برایش توپی ساخته و پرداخته نباشد، موقعیتی نصیب ما نمی شود.

ستاره تیم ملی در جام جهانی؟

- دیدار فینال چمپیونزلیگ نشان داد که در جام جهانی اگر می خواهیم خودی نشان دهیم، باید فوق ستاره داشته باشیم وگرنه با این همه ستاره آماده و درخشان کارمان زار است. دی ماریا را دیدید؟ 4 تا بازیکن حریف را فرستاد خانه شان با یک حرکت. در تیم ملی هم فکر می کنم ماساژور تیم ملی می تواند ستاره ما باشد. بچه ها باید از جان مایه بگذارند و ماساژور تیم ملی باید برایشان سنگ تمام بگذارد. او دائم باید بازیکنان را ماساژ دهد، از بس که این بدبخت ها مجبورند بدوند.

خودتان به برزیل می روید؟

- من خیلی دوست داشتم همراه تیم ملی در جام جهانی باشم، حتی کارهای اولیه را هم انجام دادم اما مشکلات و گرفتاری هایی پیش آمد که نتوانستم بروم. با این حال امیدوارم باز غیرت بچه ها به کمک تیم ملی بیاید و ما بتوانیم سربلند باشیم. تاریخ فوتبال ما پر است از کارها و اتفاقات عجیب.

کی روش بزرگترین سرمربی است که روی نیمکت تیم ملی در جام جهانی می نشیند. وزن کی روش چقدر در موفقیت تیم ملی مهم است؟

- در جام جهانی تمام 32 سرمربی بزرگ هستند. آنجا بهترین سرمربی های دنیا گرد هم می آیند؛ به طوری که دیگر بزرگی کی روش به چشم نمی آید که بتواند وزنی برای تیم ملی محسوب شود. بودن کی روش در آسیا خیلی مهم و تاثیرگذار بود. هر چند که معتقدم ما گروه آسانی برای صعود داشتیم و ازبکستان و کره جنوبی تیم هایی نبودند که بتوانند جلوی ما را بگیرند.

,خداداد: به 3 معجزه نیاز داریم! خداداد عزیزی,مصاحبه,بیوگرافی بازیگران و هنرپیشه ها


در مجموع نمره کی روش تا قبل از انجام بازی های جام جهانی چند است؟

- به شخصه با تمام احترامی که برای کارنامه درخشان او در اروپا و شخصیت بالایش قائلم، معتقدم کاری برای فوتبال ما نکرد. او نتوانست شکل فوتبال ما را عوض کند. او با این همه پولی که از ما گرفت و با این رزومه درخشان در منچستر و رئال وظیفه اش بود که ما را ببرد جام جهانی، وگرنه خیلی ها هستند که در ایران حاضرند ماهی 500 هزار تومان بگیرند و تیم ملی را نبرند جام جهانی! من در آن حد و اندازه ها نیستم که نمره بدهم به کی روش ولی معتقدم که خیلی بهتر از اینها می توانست به فوتبال ما کمک کند. اینکه بردن به جام جهانی برای ما ملاک باشد، «ویه را» هم با آن سیگارش ما را به جام جهانی برد و حشمت خان هم موفق شد و برانکو هم توانست.

پس شما برای بعد از جام جهانی سرمربی ایرانی را با هزینه ای کمتر ترجیح می دهید؟

- بستگی دارد. اگر قرار باشد سرمربی ایرانی باز هم با لابی و رابطه انتخاب شود، نه.

اصلا داخل ایران مربی داریم که بتواند بعداز کی روش روی نیمکت تیم ملی بنشیند؟

- چرا که نه. به این شرط که رفتاری که با کی روش کردیم با ایرانی ها داشته باشیم. اگر ایرانی ها 20 خواهش و درخواست داشته باشند، یکی اش را به زور انجام می دهیم ولی اگر کی روش 20 تا درخواست داشته باشد، 22 تایش را برایش انجام می دهیم برای خودشیرینی. باید مثل کی روش به ایرانی ها هم زمان بدهیم.

بعد از این جام جهانی هم مثل جام جهانی 98 شاهد کوچ بازیکنان ایران به اروپا خواهیم بود.

- نه. شاید بتوانیم به قطر صادراتی داشته باشیم.

چرا اینقدر بدبین هستید؟

- چند شب پیش داشتم مراحل پایانی جام چلنج کاپ که مخصوص تیم های درجه دو و سه آسیاست را بین تیم های مالدیو و فیلیپین نگاه می کردم. شاخ درآوردم از پیشرفت شان در فوتبال. خیلی خوب بازی می کردند. اصلا آن مالدیوی را که از ما 17 گل خورد فراموش کنید. یک بازیکن شماره 7 داشتند که در سطح اروپایی ها بازی می کرد و در فوتبال ما شبیه او را نداریم. فوتبال دنیا رو به پیشرفت است و ما داریم درجا می زنیم فقط. الان آفریقایی ها فوتبال دنیا را تسخیر کرده اند و ژاپنی ها و کره ای ها ستاره های لیگ های برتر اروپا شده اند اما ما درجا زده ایم و کاری نکردیم.

حاشیه های اردوی تیم ملی به روایت عزیزی

ایران در خانه دراکولا

خداداد عزیزی خیلی خوب خاطره تعریف می کند. این خاطرات او را شاید قبلا شنیده باشید اما هنوز هم شنیدن دوباره این خاطرات جذاب است. از گنبد کباب بازیکنان گرفته تا دعوای عزیزی با علی دایی...

هوا هوای مویه!

رفتیم کویت و می خواستیم در گرمای 50 درجه مسابقه بدهیم. همه ما له له می زدیم اما ابراهیم مثل جت می دوید و می گفت: «ها وولک، هوا هوای مویه» فردا صبح دیدیم سر میز صبحانه نیست، رفتیم بالای سرش دیدیم عجیب و غریب تب کرده!

دعوا با دایی

2 بار با دایی در دوران بازیگری حرفمان شد؛ یک بار بازی با آمریکا و یک بار بازی با استرالیا در ملبورن. یک بار سر یک نوار کاست بود که 3 روز یک نوار کاست ترکی توی ماشین بود در آمریکا که من شکستم و انداختم بیرون. علی گفت چرا این کار را کردی؟ گفتم بابا فقط تو که توی این اتوبوس نیستی ما هم هستیم. او گفت تو غلط کردی شکستی، من هم گفتم خودت غلط کردی؛ در حد همین.

بعد هم بازی با استرالیا که سر ناهار نشسته بودیم. این طرف میز دادرس و احمدرضا عابدزاده و بزرگان بودند و ما یاغی ها آن طرف نشسته بودیم. نمی دانم چی شد که من یکدفعه بلند خندیدم، پشتم هم به آنها بود. علی دایی گفت «تیمی که صاحب نداره همینه و هر کی دلش بخواد بلند بلند می خنده. اصلا یعنی چی؟» برگشتم گفتم علی با منی؟ گفت: «آره با توام.» گفتم «تو چی کاره تیمی؟ رئیس فدراسیونی؟ سرپرستی؟ کاپیتانی؟ به تو چه ربطی داره؟» گفت «به خودت چه ربطی داره.» یک دعوای لفظی پیش آمد که یک هسته زیتون سمتم پرت کرد، من هم بشقاب دستم بود که بچه ها از دستم گرفتند.

,خداداد: به 3 معجزه نیاز داریم! خداداد عزیزی,مصاحبه,بیوگرافی بازیگران و هنرپیشه ها


من آن روز می خواستم بگویم تمام اینهایی که اینجا نشسته اند برای خودشان کسی هستند اما تو فکر نکن کسی هستی که دور برداری. اگر تو علی دایی هستی، من هم خداداد عزیزی هستم. اگر این بحث ها هست، من و تو کنار هم می ایستیم ببینیم مردم چه کسی را می شناسند. فردایش هم ما را آشتی دادند و فردایش  هم پاس گل داد. البته فکر می کنم اگر آن بازی برگردد علی دیگر هیچ وقت آن پاس گل را نمی دهد.

گل استرالیا

من آن گل را با یک دنیا عوض نمی کنم چون همین الان هم که از این در بیرون می روم، از هر 10 نفر 8 تاشان از این گل خاطره دارند. یکی تلویزیونش را شکسته، یکی 4 ساعت توی ترافیک گیر کرده. پیرمرد و پیرزن و جوان خاطره دارند.

اتفاقات بازی با آمریکا

اتفاقات بعد از بازی با آمریکا باحال تر از قبلش بود. اول که من نمی دانم یک عده با چه جت و هواپیمایی خودشان را به سرعت توانستند به فرانسه برسانند! بعد هم که خواستند پاداش ها را تقسیم کنند، دیدیم به فیکس ها 7 هزار دلار و به ذخیره ها 2 هزار دلار دادند. من و علی و افشین و حمید رفتیم اتاق صفایی فراهانی گفتیم این رسمش نیست، تفاوت ما با ذخیره ها 5 هزار دلار که نیست، گفتیم همه را هم اندازه کنند یا نهایتا کمی بالاتر باشد. صفایی هم قبول کرد اما مشکل آن افرادی بودند که 7 هزار دلار را گرفته بودند و مگر کسی می توانست از آنها بگیرد؟!

چند نوع پاس داریم؟

شب بازی آلمان هاشمی طبا می خواست برای بچه ها سخنرانی کند. تدارکات تیم به من گفت: «بیاین حاجی می خواد صحبت کنه». من گفتم نمی آیم، چون کلا بدم می آمد از هاشمی طبا. فکرش را بکنید؛ وقتی توپ طلای 96 آسیا را گرفتم گفته بود: «ما از خداداد بهتر داشتیم که به او جایزه بدهند!» خلاصه با هزار درخواست و زور و زحمت رفتیم داخل جلسه با هاشمی طبا که دیدیم جلوی وایت برد ایستاده و دارد توضیح می دهد.

رفت پای تخته و گفت: «بسم الله الرحمن الرحیم. ما 3 نوع پاس داریم؛ پاس از روی ترس: یعنی شما از علی دایی می ترسید و به او پاس می دهید. پاس برای رفع مسئولیت؛ یعنی شما برای اینکه قدرت کنترل توپ ندارید، پاس می دهید و پاس از روی محبت؛ یعنی شما چون خداداد را دوست داری به او پاس می دهی!»

بعد که از اتاق بیرون رفت بیرون، ما هم رفتیم پای تخته نوشتیم: «پاس بر 7 نوع است؛ پاس دکل، پاس شهربانی، پاس پاسپورت، پاس نیمه شب، پاس کلانتری، پاس افسرنگهبان و پاس...»

خانه دراکولای ایران

بعد از بازی های جام جهانی اعتراض کردم که 3 میلیون فرانک سوییس کجا رفت؟ 18 ماه بابتش محو شدم. دقیقا از جام جهانی که برگشتیم و با تیم ملی به کویت رفتیم، من را به این محکوم کردند که توی لابی هتل با دمپایی آمدم. چرا چون من اعتراض کرده بودم. مثلا در خود فرانسه به سفیر ایران اعتراض کرده بودم که جایی را که شما برای اسکان تیم ملی انتخاب کردید، در شأن تیم ملی جمهوری اسلامی ایران برای جام جهانی نیست.

تیم عربستان در شانزه لیزه هتل 5 ستاره گرفته، آن وقت شما ما را جایی آوردید که مثل خانه ارواح است و احتمالا اینجا داشتند فیلم های دراکولا را می ساختند. طبقه زیرزمین شیرینی پزی بود که بوی شیرینی توی ساختمان پخش بود. طبقه وسط یک میز بیلیارد برای سرگرمی بود، طبقه بعد هم رستوران و طبقه آخر هم اتاق های ما که یک اتاق 6 متری بود که داخلش نمی توانستی بچرخی. من به سفیر ایران اعتراض کردم که شما شأن بچه های ما را از بین می برید.

راز شکست به بحرین

بلاژ بیشتر دنبال پول و سیاه بازی بود. شما فکر کن از روز اول که برای قرارداد آمده بود، به رئیس فدراسیون گفته بود: «شنیدم یک شماره 11 دارین که خیلی یاغیه!» تیمش از لحاظ فنی نتیجه نگرفت. باخت 3- یک مقابل بحرین را یادتان رفته؟ او نتوانسته بود بازیکنان را اداره کند. کدام مربی ظهر بازی بازیکن را می برد سفارت و سلف سرویس را به رویش باز می کند؟ بازیکنان ما هم مگر از غذا می گذشتند؟ 5 کفگیر برنج می ریختند، بعد هم کوبیده ها را گنبدی شکل رویش درست می کردند و سیر و پر می خوردند تا دو ساعت بعد هم بروند توی زمین.

شب زنده داری های 2000

ما برای جام ملت های سال 2000 رفتیم لبنان، ساعت 4 صبح بازیکنانمان در سواحل مدیترانه در حال ساندویچ خوردن بودند. یک تعدادشان هم داشتند توی لابی پیانو می زدند. لباس رسمی شان را از پنجره می انداختند بیرون و خیلی طبیعی با لباس گرمکن می آمدند توی لابی و می گفتند: «بریم یک قدمی بزنیم» و می رفتند لباس شان را از پشت هتل برمی داشتند و می رفتند بیرون.

اخبار اکاایران

تبلیغات