قلعه نویی؛ «پروینِ» آبی ها - بیوگرافی بازیگران ، بیوگرافی هنرپیشه ها





همشهری تماشاگر
- بهروز رسایلی: امیر قلعه نویی پرافتخارترین مربی دوران معاصر فوتبال ایران است؛ مردی که پنج بار از سیزده بار قهرمانی لیگ حرفه ای باشگاه های کشور را به دست آورده و تقریبا هر بار هم جام را بالای سر نبرده، در زمره مدعیان باقی بوده است. او همچنان می تازد و اسب مراد را به پیش می راند.

در مورد موفقیت امیر حرف و حدیث های زیادی وجود دارد. برخی ها به شدت به او اعتقاد دارند، بعضی ها هم به دیده تردید به قلعه نویی و دستاوردهایش نگاه می کنند. با این همه اما سرمربی استقلال همچنان خودش را در زمره نامداران نگه داشته و به نظر می رسد اگر قرار است تهدیدی متوجه او باشد، بیش از هر چیز دیگری از ناحیه «گذشت زمان» است؛ آنچه شاید ژنرال آبی ها را هم به سرنوشت سلطان سرخ ها دچار کند.

پروین؛ آبی اش

قلعه نویی هیچ وقت ابایی نداشته از اینکه بگوید عاشق علی پروین است. او بارها در ستایش از اسطوره پرسپولیسی ها حرف زده و به دفعات داستان نزدیک شدنش به این باشگاه را در دوران بازیگری شرح داده است؛ همان که پورحیدری مغازه اش را فروخت و خرج استقلالی شدن او کرد. در وصف ارادت خاندان قلعه نویی به پروین همین بس که حتی محمد هوتن هم عکس دو نفری اش با علی آقا را در صفحه فیس بوکش قرار می دهد و به آن افتخار می کند. در همین راستا خیلی ها در مشی و مرام نیز امیر را پیرو پروین می دانند و معتقدند شیوه های مربیگری این دو نفر نزدیک به هم است.

چهره کاریزماتیک قلعه نویی و استراتژی های او در تهییج شاگردانش این شباهت را به حداکثر می رساند. عجیب اینکه هر دو نفر هم در دوران اوج شان به شدت علیه مربیان خارجی موضع داشته اند. علی پروین هزار بار «چشم آبی»ها و «موطلایی»ها را زد اما امیر قلعه نویی پا را از این هم فراتر گذاشت و روی این طبقه لقب «اجنبی» گذاشت!

قلعه نویی؛ «پروینِ» آبی ها
,قلعه نویی؛ «پروینِ» آبی ها قلعه نویی,بیوگرافی بازیگران و هنرپیشه ها


اگر سلطان سرخ ها مدعی بود از بین خارجی جماعت فقط «آقا دل بوسکه» به درد می خورد، امیر حتی از ذکر نام مصادیق هم خودداری می کند و صرفا می گوید مربی بزرگ خارجی می تواند برای فوتبال ما مفید باشد.

اگر روزگاری در مورد گرد و خاک های پروین در رختکن داستان ها می گفتند و آن را سینه به سینه نقل می کردند، حکایت طوفان امیر در رختکن آبی ها اصلا سی دی شد و در قالب مستند «آبی استقلال» سر از سوپرمارکت ها درآورد. این همه شباهت، آیا می تواند اتفاقی باشد؟ شکی نیست که قلعه نویی را باید ورژن آبی علی پروین دانست. سرخ دهه شصت و هفتاد در کنار آبی دهه هشتاد و نود!

سلاطین بی رقیب

تنها شباهت های علی پروین و امیر قلعه نویی اما در خصوصیات فردی و جایگاه اجتماعی آنها خلاصه نمی شود. به نظر می رسد بستر و مسیر این دو نفر به عنوان مربی برای کسب موفقیت هم بسیار به هم نزدیک بوده است.

روزگاری که علی پروین روی نیمکت سرخپوشان جلوس کرد؛ از او به عنوان محبوب ترین مرد فوتبال ایران یاد می شد. همین خصیصه نیز موجب شده بود سلطان نهایت اعتماد افکار عمومی را به همراه داشته باشد.

او خیلی زود از پس بقیه ستاره ها، پیشکسوتان و مدعیان قدیمی پرسپولیس برآمد و در فضایی که کسی جرأت نمی کرد به چشمانش مستقیم نگاه کند، موفقیت ها را یکی پس از دیگری برای پرسپولیس به ارمغان آورد.

بیشتر از آنچه تفکرات و استراتژی های پروین به کار بیاید، این اقتدار و کاریزمای او بود که کار را پیش می برد. در روزهای اوج سلطنت پروین، آنهایی که در ورزشگاه کارگران رفت و آمد داشتند گواهی می دادند که حتی شماره نفس های هواداران هم خارج از اختیار پروین نبود. او مردی بود که معمولا تعویض های قانونی اش را هم تمام و کمال انجام نمی داد. شاید چون می خواست ثابت کند ارنج ابتدایی اش آنقدر بلااشکال بوده که نیازی به سه تغییر نداشته است!

قلعه نویی هم تقریبا در چنین اتمسفری سرمربی استقلال شد. او در روزهایی هدایت آبی پوشان را برعهده گرفت که اردگاه این تیم تقریبا از هم پاشیده بود. بعد از شکست دردناک استقلال در لیگ اول حرفه ای، صبح یک روز بهاری مصاحبه ای از قلعه نویی با این تیتر کار شد که: «وقتش شده خودم بیایم و کار را دست بگیرم.»

شاید آن زمان کمتر کسی می توانست این ادعا را جدی بگیرد اما قلعه نویی خیلی زود وعده اش را عملی کرد. یک استارت کوتاه و موفقیت آمیز در استقلال اهواز و بعد آغاز عصر ترکتازی در استقلال تهران. این وسط اگر پای قهرمانی با سپاهان و نایب قهرمانی با تراکتورسازی هم در میان بوده، انگار باید آنها را به حساب «زنگ تفریح» گذاشت، وگرنه ماموریت ویژه امیر فقط استقلال است.

او امروز چنان جایگاهی در این باشگاه پیدا کرده که حتی گردن کلفت های قدیمی تیم هم برای نزدیک شدن به وی سر و دست می شکنند؛ از آنها که چندین برابر امیر بازی ملی دارند و بازیکنان به مراتب با کیفیت تری بوده اند تا کسی که یک روز روی آنتن زنده تلویزیون به قلعه نویی اتهام تلاش برای تبانی زد، اما حالا روزهای دستیاری را روی نیمکت استقلال می گذراند. این جایگاه انگار دقیقا همان جایگاه دو دهه پیش پروین است؛ فقط رنگش را عوض کرده اند و دیگر هیچ!

آغاز افول سلطان

شاید برای پیدا کردن آغاز عصر سقوط سلطان، باید تا اولین روزی عقب برگردیم که یک نفر جرأت کرد توی چشم او نگاه کند. اگر موفقیت از مهارت و نبوغ ناشی شود، فرد موفق نباید نگران چیز دیگری باشد؛ اما وقتی مهمترین راز کامیابی در سگرمه های سنگین نهفته است، تزلزل کاریزما می تواند همه چیز را به هم بریزد.

شاید از اواخر دهه هفتاد بود که نخستین نشانه ها از افت پروین پیدا شد؛ وقتی محمد مایلی کهن در مصاحبه ای معروف پای اتوبان یکطرفه را وسط کشید و اولین خراش را روی اقتدار پروین انداخت، بقیه هم فهمیدند که این دژ نفوذناپذیر نیست.

اگر بعدها بهروز رهبری فر هزار بار سریال قهر و آشتی راه انداخت، اگر مهدی هاشمی نسب جرأت کرد با لباس پرسپولیس گل بین استقلالی ها بیندازد و بعد از اخراج، آبی بپوشد و اگر تماشاگران دریافتند که سلطان سرخ را هم می شود «هو» کرد، همه اینها شاید از همان مصاحبه معروف مایلی کهن شروع شد.

حاجی انگار می خواست با رعشه انداختن به حکومت پروین در پرسپولیس خودش را هم برای فتح این نیمکت مطرح کند اما یک و نیم دهه بعد از آن ماجرا، حالا پست سرمربیگری سرخپوشان به صد نفر رسیده، بی آنکه اسم مایلی کهن بین آن صد نفر باشد!

سرنوشت پروین در انتظار قلعه نویی!

اگر سبک ظهور و به قدرت رسیدن قلعه نویی و پروین را شبیه هم بدانیم، پس احتمالا شیوه به زیر کشیده شدن امیر هم مثل ماجرای سقوط سلطان خواهد بود. در حقیقت چیزی که بیشترین لطمه را به پروین زد، پیدایش نسل بزرگی از ستارگان پرسپولیس بود که از کاریزمای او عبور کردند و اعتبار وی را زیر سوال بردند.

اگر زمانی مخالفان سلطان کاملا ساکت بودند و در گوشه ای برای خودشان زندگی می کردند، در عوض از اوایل دهه هشتاد سر و کله منتقدان نترس و بی باکی پیدا شد که هر جمله شان می توانست تیتر یک باشد. یک روز احمدرضا عابدزاده بی اذن علی آقا چند جوان را به اسم تیم جدید پرسپولیس تمرین می داد، یک روز علی کریمی به ناصر ابراهیمی پیله می کرد و یک روز هم علی دایی در برنامه نود، متن نوشته ای علیه پروین را از رو می خواند.

همه اینها در نهایت باعث شدند حقانیت سرمربی سابق پرسپولیس نزد هواداران رو به تنزل بگذارد. او در ابتدای لیگ سوم از پرسپولیس کنار گذاشته شد اما اول لیگ چهارم رفتند سراغش تا او را با یک مربی خارجی روی نیمکت بنشانند، هم او که پروین بعدها در موردش گفت «سوبل را به ما قالب کردند!»

,قلعه نویی؛ «پروینِ» آبی ها قلعه نویی,بیوگرافی بازیگران و هنرپیشه ها


با این همه اما دیگر امپراتوری پروین در هم شکسته بود. او سال بعدش تیم را به تنهایی در دست گرفت و بعد از کسب ضعیف ترین نتایج ممکن برای همیشه با نیمکت قلعه نویی، تصور ابتلای او به چنین شرایطی بسیار دور از ذهن باشد اما یادمان نرود بعد از قهرمانی پروین با پرسپولیس در هفتم خرداد 81 هم هیچ کس گمان نمی کرد سایه سلطان به چنان سرعتی از سر فوتبال کم شود.

حالا هم نشانه هایی از آغاز عصر نزول ژنرال دیده می شود. او اکنون ناخواسته در همان مسیری افتاده که پروین یک دهه قبل سپری اش کرد. امروز رفته رفته به تعداد منتقدان و مخالفان صاحب نام امیر قلعه نویی اضافه می شود؛ همان ها که اسم شان تیتر یک است و نمی توان بی تفاوت از کنار اظهارنظرهای شان عبور کرد.

یک روز فرهاد مجیدی علیه قلعه نویی طغیان می کند، یک روز نوبت به جواد نکونام می رسد که با باور نکردنی ترین جملات ممکن به سمت امیر یورش ببرد و یک روز هم این مهدی رحمتی است که کار را دست می گیرد!

باید قبول کنیم استقلال در طول یکی دو دهه گذشته به ندرت این همه ستاره جذاب داشته اما حالا همان هایی که بعضا به دست امیر بزرگ شدند، علیه خود او به تکاپو افتاده اند. شاید یک روز می شد فلان مخالف قلعه نویی را ندید اما امروز ندیدن کاپیتان تیم ملی بسیار سخت و نزدیک به غیرممکن است.

اگر پیش از این برای مدتی طولانی تنها منتقد محبوب قلعه نویی ناصر حجازی بود، حالا کم کم پای خیلی ها به این ماجرا باز می شود. مسئله مهم این است که به تدریج برخی از ستارگان سابق استقلال حس خواهند کرد نیمکت این تیم می تواند سهم آنها هم باشد و همین مسئله، آغاز یک دردسر درست و حسابی است.

به حمید استیلی نگاه نکنید که امروز سر نخواستن اش دعواست. روزگاری او یک قطب مقبولیت و محبوبیت در پرسپولیس بود. حالا هم اگر عصر قلعه نویی به پایان برسد، دور از انتظار نیست که نیمکت استقلال را در چرخش بین مدعیان تازه نفس ببینیم. آنها که می آیند، چند ماه کار می کنند و بعد جایشان را به نفر بعدی می دهند!

امروز که دیگران راحت تر از قبل می توانند توی چشم امیر زل بزنند و علیه اش بیانیه بدهند. شاید تنها وسیله او برای دفاع از خودش، کسب نتایج خوب باشد. در لیگ سیزدهم اما امیر نتوانست از این پادزهر استفاده کند. او پارسال بدترین نتایج عمرش را گرفت و اگر این اتفاق یکی دو بار دیگر هم تکرار شود، هیچ بعید نیست امپراتوری ژنرال در استقلال به پایان راهش برسد.
تبلیغات