مصاحبه با مرد مرموز فوتبال ایران (2) - بیوگرافی بازیگران ، بیوگرافی هنرپیشه ها





هفته نامه تم
اشاگران امروز - مهدی امیرپور:

اینطور که شنیده ایم بعضی از این بازیکنان مازندرانی هستند که شما را در قائمشهر می شناسند و تعریف تان را از دوستانشان شنیده اند.

- بازیکن مازندرانی؟ آنقدر بازیکنان تیم ملی سراغ من می آیند و به من زنگ می زنند که اگر بگویم، باورتان نمی شود.

اسمشان را نمی گویید؟

- ولش کن. خودشان و خدای خوشان می دانند که چه حرف هایی بین ما رد و بدل می شود.

این بازیکنان تیم ملی را همان آقای گلر به شما معرفی کرده بود؟

- نه بابا. همه من را می شناسند. نیازی ندارم کسی من را معرفی کند. گلر کی هست اصلا؟ گلر برای اینکه بتواند با من حرف بزند، چند نفر را واسطه کرده بود تا باید من ارتباط بگیرد.

اجازه بدهید کمی صریح تر حرف بزنیم. الان شایعه است حنیف عمران زاده که اصلیت قائمشهری دارد و همشهری شماست، از شما کمک می گیرد.

- نه آقای عمران زاده را نمی شناسم. ببینید اصلا دیگر دنبال فوتبال نیستم. از وقتی دیدم فوتبال کثیف بوده، دیگر کاری با فوتبال ندارم.

در این مدتی که با فوتبالی ها در ارتباط بودید، هیچ وقت فوتبالیستی از شما نخواست رقیبش در تیم ملی افت کند؟ چون ما شنیدیم که یکی دو بازیکن تیم ملی اینجور درخواست هایی از شما داشتند.

- وقتی کسی بخواهد افت کند که خدا قبول نمی کند. هر وقت کسی اینجور درخواستی داشته باشد، خدا کاری می کند که خودش هم موفق نشود. حدیث داریم که می گوید الجار ثم الدار، یعنی اول همسایه، بعد خانه. کسی که بد این و اون را بخواد، هیچ وقت خودش موفق نمی شود.


مطلب مرتبط:
مصاحبه با مرد مرموز فوتبال ایران (1)

مصاحبه با مرد مرموز فوتبال ایران (2)
,مصاحبه با مرد مرموز فوتبال ایران (2) جادوگر,فوتبال,مصاحبه,بیوگرافی بازیگران و هنرپیشه ها


هیچ وقت فوتبالیستی از شما نخواست بازیکن دیگری را مصدوم کنید؟

- نه آقا جان. این چه حرفیه. من فقط با بازیکنان کار روحی روانی می کنم.

شما با یونس گرائیلی فوتبالیست که تا چند سال پیش بازی می کرد، نسبت دارید؟

- بله، پسرعموی من است.

گویا در دورانی که یونس گرائیلی سرمربی نساجی شده بود، شما در باشگاه ارج و قربی داشتید و حتی برایتان حکم رسمی هم زده بودند.

- من با 10 تا مربی سرشناس فوتبال کار کردم. اسمشان را بشنوی تعجب می کنی.

کنار این 10 تا سرمربی مشهور چه می کردید؟ آنجا هم کار روحی روانی می کردید؟

- هر کاری از دستم بربیاید می کنم.

نمی خواهید اسم این 10 تا مربی را بگویید؟

- نه، ولش کن. دنبال دردسر نیستم. الان یک سالی است که هیچ کاری به فوتبال ندارم چون دیدم فوتبال جای کثیفیه. فقط پارسال هم که یونس سرمربی نساجی شده بود، رفتم تا کمکش کنم.

آن فصلی که یونس گرائیلی سرمربی نساجی بود، شما هر بازی به ورزشگاه می رفتید و مسابقه را تماشا می کردید. اتفاقا قائمشهری ها اعتقاد دارند بازی هایی که شما به ورزشگاه می رفتید، تیم خوب بازی می کرد و خوب نتیجه می گرفت.

- تاثیر من روی بچه ها نهایتا ده بیست درصد است، بقیه اش به تمرین و مسائل مالی ارتباط دارد. شق القمر که نیست. فاکتورهای زیادی تاثیرگذار است.

به نادر دست نشان که اهل قائمشهر است و همشهری شماست، کمک می کنید؟

- با نادر زیاد خوب نیستم.

پس شما این فصل در لیگ یک به نساجی کمک نمی کنید؟

- نساجی که... الان پسر من دروازه بان نساجی است اما من کاری با نساجی ندارم.

فوتبالیست هایی که به شما زنگ می زدند و از شما کمک می خواستند، درخواست عجیب و غریب نداشتند؟

- متوجه منظورتان نشدم.

مثلا کسی بوده که به شما زنگ بزند و درخواست کند کاری کنید در بازی بعدی هت تریک کند؟

- (می خندد.)

یعنی این اتفاق افتاده؟

- ولش کن. من کار روحی روانی می کنم. ببینید در قدیم طبیب بوده که با پیشرفت علم شده پزشک...

بله. قدیم دعانویس بوده که الان شده روانشناس. این را چند باری توضیح دادید ولی تا حالا که توضیح ندادید چه توصیه هایی به بازیکنان فوتبال می کردید؟

- توصیه های عجیب و غریبی نیست. نماز شب بخوانند. صبح بیدار شوند و نماز صبح سر وقت بخوانند. هزارتا صلوات بفرستند. دست چهار تا مستحق را بگیرند.

هیچکس به اندازه این گلر اذیتم نکرد

اجازه بدهید ساده تر بپرسم. الان من به عنوان روزنامه نگار به شما زنگ می زنم و درخواست می کنم کاری کنید تا فروش هفته نامه تماشاگران امروز بیشتر شود. شما چه توصیه ای به من می کنید؟

- فروش روزنامه گشایش کار و روزی به حساب می آید. روزی هم دست خداست. اگر روزی دست من بود همه را برای خودم برمی داشتم، به تو که نمی دادم. برای همین اگر از من بخواهی فروش روزنامه ات بیشتر شود، توصیه می کنم نماز صبح را زود بلند شو، زود بخوانه.

فقط همین؟

- البته شب وقتی دارم نماز می خوانم یک دعایی هم برایت می کنم که گشایش توی کارت اتفاق بیفتد. آدم باید واقع بین باشد. اگر کسی گفت که من دعایی بلدم که بخوانم روزنامه تو فروش برود شک نکن کلاهبرداری است. من تنها کاری که برای تو می کنم از نظر روانی شارژت می کنم. کلا من ده درصد بیست درصد هستم، بقیه اش چیزهای دیگر است.

غیر از آن آقای دروازه بان که حسابی با هم ارتباط نزدیکی داشتید، فوتبالیست دیگری هم بود که شما همراهش به سفر بروید؟

- من کلا یکی دو سال توی فوتبال بودم. آره چندتایی بودند اما واقعا هیچ کدام به قدر این گلر اذیتم نکرد. خیلی وقتم را می گرفت. من از زندگی ام، زن و بچه ام زدم تا همراهش این شهر و آن شهر سفر کنم. از این ناراحتم که آخرش نمک نشناسی کرد. مازندرانی ها یه مثل دارند که می گویند: «موقع کاره حسن براره... موقع مزده حسن دزده»

البته بعد از اینکه با شما قطع رابطه کرد، هم تیم ملی را از دست داد، هم در باشگاه افت کرد.

- خدا جای حق نشسته. روزی من دست این آقای گلر بود که به من نداد.

از کسانی که کمک شان می کنید، چه توقعی دارید؟ پول می گیرید؟

- هر چی که خودشان بیاورند، بدهند ما قبول می کنیم. رد نمی کنیم. برای مردم نرخ تعیین نمی کنیم. می گویم اگر شد هوای ما را داشته باش، اگر هم نشد که هیچ.

پیش از اینکه به کسی کمک کنید که پولی نمی گیرید؟

- نه. می گویم وجدان شان را قاضی کنند. اگر اتفاقی که می خواهند افتاد، ما را فراموش نکنند.

شما خودتان فوتبال تماشا می کنید؟

- کم.

در قائمشهر همه عاشق فوتبال هستند، عجیب است که شما زیاد فوتبالی نیستید.

- من خودم بازیکنم. من هافبکم. همین الان بیا بازی من را ببینی انگشت به دهان می مانی.

شما طرفدار کدام تیم هستید؟

- یک چیزی بگویم شاید باورتان نشود. هر تیمی که پسرعموی من هست، طرفدارش هستم.

یونس گرائیلی این فصل سرمربی چه تیمی است؟

- صنعت ساری.

پس این فصل مسابقات صنعت ساری را به ورزشگاه می روید؟

- مسابقات شروع شود، حتما می روم.

غیر از یونس با چه مربی دیگری در فوتبال ایران صمیمی هستید؟

- محمد دایی برادر علی دایی. آدم خوبیه. یه دوره هم نساجی بازی کرد.

الان با هم در ارتباط هستید؟ از شما کمک می گیرد؟

- نه، چند سالی می شود که هیچ خبری ازش ندارم.

امیر قلعه نویی چطور؟ دوستان زیادی در قائمشهر دارد.

- نه، ایشان را از نزدیک نمی شناسم. من الان فقط دوست دارم تیم ملی قهرمان شود.

هیچ وقت شده که بخواهید به تیم ملی کمک کنید؟

- من زمانی که دادکان رییس فدراسیون فوتبال بود به تهران آمدم و گفتم می توانم به تیم ملی روحیه بدهم اما قبول نکردند.

با چه کسی حرف زدید؟

- اسمش را نیاورم بهتر است. توضیح دادم که هیچ توقعی ندارم، فقط می خواهم به تیم ملی کمک کنم اما قبول نکرد.

اجازه نمی دهم از من عکس بگیرید

آقای گرائیلی اجازه می دهید فردا عکاس ما در قائمشهر بیاید و از شما عکس بگیرد؟

- نه این را ولش کن. من با تو دلی حرف زدم چون دلی پرسیدی، دلی جوابت را ددم. حالا شما بنویس، من وقتی خواندم و حسن نیتت را دیدم، شاید اصلا بیایم تهران دفترتان.

پس الان اجازه عکاسی نمی دهید؟

- الان نه. اول اعتمادسازی متقابل بکنیم، بعد در مرحله بعد برای عکس در خدمت تان هستم.

مرسی که اینقدر راحت جواب دادید.

- فقط این را فراموش نکن که انسان دو نوع بیماری دارد، جسمی و روحی ...

بله. طبیب و دعانویس که حالا علم پیشرفت کرده، پزشک و روانشناس شده اند.

- چند باری این موضوع را توضیح داده اید. خواهش می کنم فقط درست مصاحبه را بنویسید. کلی خرافات درباره من نوشتند که توصیه می کنم آب بریزند توی دروازه تا تیم گل نخورد.

حتی بحث ادرار کودک نابالغ هم شده.

- (می خندد) سریال برره را دیدید؟ اینها یک چیزی دارند از خودشان در می کنند.

در قائمشهر برای پر کردن برگه های پیش بینی فوتبال کسی از شما کمک نخواسته؟

- کمک می خواهند اما اگر بلد بودم که خودم توتو می زدم و میلیاردر می شدم.

راستی حالا اسم کوچک شما را می توانم بپرسم؟

- بله. فرشیدم. چهل سالم است. نشنیدید تو سایت ها می نویسند ف.گ. من هستم دیگر.

اخبار اکاایران

تبلیغات