مهران احمدی و علی سرابی از نوع مهرآبادی - بیوگرافی بازیگران ، بیوگرافی هنرپیشه ها

علی سرابی از میانه مصاحبه رسید. بدون اینکه برای پیدا کردن اتاق گفت و گو با ما تماسی بگیرد. او همه چیز را با مهران احمدی هماهنگ کرد، با رفیقی که بعد از هفد ماه فیلمبرداری برایشان رفت و آمد خانوادگی مانده بود. گپ عصرانه ما با مهران احمدی و علی سرابی درباره مهرآباد، قرار نبود چالشی باشد پس دنبال جنجال نگردید!

از آدم عصبی جدی گرفته تا آدم مظلوم ساده دل، آنقدر در «نقش» های مختلف دیده بودیمش که نمی توانستیم حدس بزنیم خود واقعی اش شبیه کدام یکی شان است. وقتی سر ساعت برای مصاحبه رسید، «مهران احمدی» هیچ کدامشان نبود. نمی شد باورکرد یک بازیگر حرفه ای از دوربین عکاسی خوشش نمی آید و عکس گرفتن را دوست ندارد؛ اما مهران احمدی دقیقا عکس گرفتن، حرف تکراری زدن و از خودش تعریف کردن را دوست نداشت.

آمده بود درباره «مهرآباد» ... سریالی که برایش هفت ماه انرژی گذاشته و برای پایانش گریه کرده بود... حرف بزند پس به محض آنکه حس کرد قرار نیست سوال های تکراری جواب بدهد، با شور و شوق و انرژی به هر سوال با جزیات جواب داد. انرژی که توی هر جمله اش بالاتر می رفت و آدم را مطمئن می کرداو می تواند سخت ترین نقش ها را باورکردنی بازی کند.

مهران احمدی,مهران احمدی فر,مهران احمدی و همسرش,[categoriy]

علی سرابی از میانه مصاحبه رسید. بدون اینکه برای پیدا کردن اتاق گفت و گو با ما تماسی بگیرد. او همه چیز را با مهران احمدی هماهنگ کرد، با رفیقی که بعد از هفد ماه فیلمبرداری برایشان رفت و آمد خانوادگی مانده بود. علی سرابی محجوب – مثل همه تصویرهایی که از او در پشت صحنه تئاتر سراغ داریم – و دقیق حرف زدن.

آنقدر محجوب که شک نکنی نیازی به شهرتی که بازی کردن در یک سریال تلویزیونی برایش می آورد ندارد و «صحنه» کفاف عشقش به بازیگری را می دهد. گپ عصرانه ما با مهران احمدی و علی سرابی درباره مهرآباد، قرار نبود چالشی باشد پس دنبال جنجال نگردید!

آدم های «مهرآباد» همه درگیرند و مشکل دارند. انگار زندگی همه شان یک جوری به هم پیجیده اما ما به این پیچیدگی می خندیم. پیچیدگی هایی که در روزمره زندگی خودمان هم با آن روبرو می شویم. به نظرتان ما داریم به زندگی خودمان می خندیم؟

- علی سرابی: برای حرف شما یک مثال دارم. خیلی از ما فیلم «زندگی زیباست» روبرتو بنینی را دیده ایم. بخشی از این فیلم درباره جنگ است اما آدم به این تصاویر می خندد. در بخشی از فیلم پدر، پسرش را به جنگ می آورد و طوری جنگ جهانی و اسارت آلمان ها را برایش توضیح می دهد که پسر فکر می کند همه این تعریف ها یک بازی است. آخرش هم به پسر می گوید که انتهای این بازی بهت یک تانک جایزه می دهد.

به همین دلیل وقتی در صحنه آخر یک تانک سمت پسربچه می آید و قرار است همه قتل عام شوند، ما به این فاجعه می خندیم و حتی از آن لذت می بریم. در مهرآباد هم قصه آدم ها، قصه تلخی است اما امید سهرابی 180 درجه دور زده و این اتفاقات را از یک زاویه دیگر نگاه کرده که طنز است. من شخصا اعتقاد دارم زندگی روزمره ما پر از کمدی است. اگر از یک زاویه دیگر زندگی روزمره مان را نگاه کنید، می بینیم که درون تراژدی ترین لحظه ها کمدی وجود دارد.

- مهران احمدی: با این حرف علی موافقم. جامعه ما پر از مسائل خنده دار است. خودمان خودمان را زیادی جدی گرفتیم! وقتی به جزییات نگاه می کنیم و روی آدم ها، روابط و رفتارهایشان ریز می شویم، می بینیم که چقدر خنده داریم. مگر می شود یک نفر پشت ماشین 500 میلیونی بنشیند و آشغالش را از شیشه ماشین بیرون پرتاب کند؟! این صحنه خنده دار نیست؟ یا روابط آپارتمان نشینی ما پر از مسائل کمدی و خنده دار است. مثلا همسایه ما یک پسربچه دارد که هر روز رأس ساعت یک ربع به هفت تا هفت و نیم جیغ می زند. برای من این اتفاق دردآور است اما برای شمایی که می شنوید، خنده دار است. به نظر من خیلی هنر می خواهد شما این قصه های تراژدی را با زاویه دید کمدی تعریف کنی. هنری که از دست امید سهرابی و فرید سجادی حسینی برآمده.

مهران احمدی,مهران احمدی فر,مهران احمدی و همسرش,[categoriy]

فکر نمی کنید این زاویه نگاه از تاثیر مشکلاتی که در مهرآباد می بینیم، کم می کند؟

- سرابی: برعکس؛ کمدی اساساتاثیرگذارتر از تراژدی است. تراژدی در لحظه روی شما تاثیر زیادی می گذارد و حتی شما ممکن است گریه کنید اما این تاثیر لحظه ای است و تمام می شود ولی در کمدی شما آن لحظه می خندی ولی بعد به اتفاقی که به آن خندیدی، فکر می کنی.

- احمدی: به علاوه اینکه من به عنوان بازیگر، آن یکی به عنوان نویسنده و کارگردان و تهیه کننده، همه مان وظیفه داریم اتفاقات و مسائلی که در زیر لایه های اجتماع می بینم را نشان دهیم و تعریف کنیم تا مردم از آن باخبر شوند و برایش فکری کنند. شاید این شکل نشان دادن باعث شود به بعضی ها بربخورد اما به نظر من ایرادی ندارد چون اینها مسائل اجتماع خودمان است و خودمان باید حلشان کنیم.

در مهرآباد قرار است ما آدم های چه طبقه اجتماعی را ببینیم؟


- سرابی: طبقه اجتماعی آدم های مهرآباد «متوسط» است. این هم هوشمندی نویسنده است که این طبقه را برای آدم های این قصه انتخاب کرده، چون قشر زیادی از مردم جامعه ما طبقه متوسط هستند و مشکلاتشان شبیه هم و شبیه آدم های مهرآباد است.

- احمدی: البته باید «نعیم» را از این طبقه جدا کنیم. نعیم متعلق به قشر فرودست اجتماع است که لابلای آدم های این طبقه رفت و آمد می کند و درگیر مسائلشان شده.

اما چرا همه این آدم ها برای حل مساله هایشان دروغ می گویند؟


- سرابی: چون متاسفانه در زندگی روزمره ما، این پنهان کاری که شقی از دروغ است، اپیدمی شده. همه آدم های مهرآباد هم دروغ می گویند و پنهان کاری می کنند چون می خواهند مسائلشان حل شود اما گرفتارتر می شوند. مهرآباد این رفتار و عواقبش را خیلی خوب نشان می دهد. اما کنار نمایش دادن این دروغگویی آدم ها، امید سهرابی یک نکته ظریف دیگر را هم به نمایش گذاشته و این کار را خیلی هوشمندانه انجام داده. در مهرآباد «زن» به شدت موافق و کارآمد نمایش داده شده. شخصیت های مرد سریال گرچه پیش برنده قصه هستند اما مرتب کارهایی می کنند که مسائل پیچیده تر می شود. در واقع خراب کاری می کنند اما زن های سریال خرابکاری مردها را درست می کنند.

- احمدی: قصه هم هر قدر بیشتر پیش رود، نقش زن ها پررنگ تر می شود. آنقدر که من گاهی وقت ها به سهرابی انگ فمینیستی می زدم. همه مردهای مهرآباد یا خیلی حمقند یا خیلی شیاد ولی زن ها عاقلند و تا آخر داستان می بینید که اوضاع را چطور درست می کنند.

مهران احمدی,مهران احمدی فر,مهران احمدی و همسرش,[categoriy]

فکر می کنید چون زندگی روزمره خودما هم در سال های اخیر پیچیده شده، می توانیم قصه پیچیده مهرآباد را درک کنیم؟

- سرابی: ببینید، جذابیت مهرآباد برای من این است که قصه اش از بطن خود جامعه آمده. اسم قبلی این سریال «طهران نو» بود؛ یعنی تهرانی دقیقا شبیه تهران الان خودمان. آدم های سریال دقیقا شبیه آدم هایی هستند که ما در روزمره مان می بینیم. همه سرشان شلوغ است و در حال دویدن هستند. ریتم شلوغ زندگی روزمره مان وارد قصه شده و سریال هم طبق این ریتم جلو می رود. به نظرم ده سال پیش اصلا چنین سریالی نوشته نمی شد، امروز نوشته شده چون اتفاقاتش اقتضای امروز ماست.

اما بیننده، به دیدن سریال هایی شبیه مهرآباد عادت ندارد...


- سرابی: این حرفتان را قبول ندارم. متاسفانه بیننده ما با این ذهنیت که قرار است یک سریال ایرانی ببیند، پای مهرآباد می نشیند. به همین دلیل ممکن است فکر کند می تواند چند قسمت در میان سریال را ببیند و قصه را از دست ندهد. این نگاه مخاطب از ضعف تلویزیون ماست. از سریال هایی که همکارهای ما ساختند. سریال هایی که انگار برای یک عده آدم کم خرد ساخته شده. در حالی که بیننده ما دی وی دی سریال های خارجی چند سیزنی را می گیرد و با دقت نگاه می کند بیننده ایرانی بیننده بسیار باهوشی است. مادر خود من سریال های تلویزیون را می بیند و از روی واکنش های او می فهمم که به چه نکاتی دقت می کند. بیننده ما با شعور است و مهرآباد برای مخاطب با شعور طراحی شده است.

- احمدی: مهرآباد از آن سریال هایی نیست که شما از قسمت چهارم شروع به دیدنش کنی و همه داستان دستت بیاید. باید آدم های سریال را بشناسی تا بتوانی از قصه شان سردربیاوری. شبیه یک سریال آپارتمانی نیست که دوتا خانواده دو واحد کنار هم زندگی کنند و دیالوگ های همه شان توی دهن آن یکی می نشیند و همه شان کارهای تکراری انجام می دهند.

مهران احمدی,مهران احمدی فر,مهران احمدی و همسرش,[categoriy]

این ویژگی مثبت آدم های مهرآباد است که فقط «تیپ» نیستند. در فیلمنامه هم شخصیت ها با جزییات رفتاری نوشته شده بودند؟

- سرابی: اجازه بدهید اول یک تعریف ساده از تیپ و شخصیت کنیم. معمولا تیپ برای ما مثلا قصابی است که با لنگ و ساطور کار می کند ولی شخصیت، کسی است که ظریف کاری دارد. این تعریف ابدا درست نیست. شخصیت یعنی شما یک آدم نمایشی را با ویژگی های ظاهری و خصوصیات اخلاقی اش تعریف می کنید؛ مثلا هر جا کسی به یک تیپ عصبی و لمپن فحش بدهد، او هم دوتا می زند توی گوش اش. ولی اگر در روال فیلمنامه یا نمایشنامه لحظه ای برسد که بر اساس منطق، کسی به این آدم فحش بدهد و این آدم به جای کتک کاری به فحش دهنده شکلات تعارف کند، آنجاست که این آدمِ نمایشی می شود شخصیت. یعنی رفتاری را نمایش می دهد که نویسنده برخلاف تصور به شما ارائه می دهد. تمام آدم های مهرآباد هم با همین رویکردنمایشی هستند. شما در قسمت های اول، آدم کلاش می بینید اما بعد از چند قسمت می فهمید این آدم فقط کلاش نیست و می تواند رفتارهای دیگری هم داشته باشد. این عین زندگی است. ممکن است من آدم درستکاری باشم اما جایی حق کسی را بخورم و به کسی هم نگویم. آدم های فیلمنامه «مهرآباد» همه این جوری هستندو به همین دلیل باور پذیرند.

مهران احمدی,مهران احمدی فر,مهران احمدی و همسرش,[categoriy]

شما قبل از تصویربرداری تمرین هم داشتید و در این تمرین ها چیزی به محتوای آدم های قصه اضافه می کردید؟

- سرابی: ما برای اضافه و کم کردن محتوا تمرین نمی کردیم. برای میزانسن و فهم محتوا تمرین می کردیم چون قسمت های مختلف سریال را ارج می زدیم، گاهی یک قسمت از فیلمنامه به دستمان می رسید که منطقش برایمان قابل درک نبود و سهرابی باید می آمد و توضیحش می داد.

- احمدی جز درک میزانسن، برای شناخت بیشتر کاراکتر و فهم رابطه ها تمرین می کردیم. ما یک ماه و نیم قبل از شروع فیلمبرداری دورخوانی داشتیم. من تا قبل از مهرآباد ندیده بودم کسی برای یک سریال این همه وقت دورخوانی کند. در کارهای معقول هم سه تا چهار جلسه دورخوانی می گذارند و بعد جلویدوربین می روند اما ما دقیقا 45 روز کامل دورخوانی داشتیم تا همه ویژگی آدم ها دستمان بیاید.

علت این مدل کمک ها، خواستگاه تئاتری تان است؟


- احمدی: بله. در سینما به معنای خاص کلمه این جور اتفاق ها نمی افتد. ممکن است یک گروه تئاتری وارد سینما بشوند مثل کارهای رضا کاهانی و چنین روابطی پشت صحنه وجود داشته باشد اما در تلویزیون – متاسفانه – از این خبرها نیست. در کار ما هیچ کس نمی خواست بر دیگری ارجحیت پیدا کند و هیچ کس نمی خواست کار را از دیگری بدزدد. این توافق نانوشته بین بازیگران و نویسنده و کارگردان بود. همه ما می دانستیم که آمده ایم یک کار سالم بسازیم.

من متاسفم که برایتان بگویم یک بار یک سوپر استار برایم تعریف کرد وقتی در کادر دو نفره با یک بازیگر دیگر قرار دارد، به چشم های بازیگر مقابلش نگاه نمی کند برای این که بازیگر مقابل اعتماد به نفسش را از دست بدهد. اما در مهرآباد من در چشم های علی نگاه می کردم و از او انرژی می گرفتم و علی هم از من نتیجه این اتفاق پشت صحنه این است که صحنه های تولیدشده گرم می شوند و مخاطب این گرما بین عوامل را حس می کند. البته باید بگویم در کاری مثل مهرآباد از سهرابی گرفته تا علی تقی پور که تهیه کننده جوانی است تا آقای سجادی به عنوان کارگردان، سبکی از بازیگران را دور هم جمع کرده بودند که با هم توافق داشتند.

- سرابی: این همراهی برای همه مان لذت داشت. خودِ من روزهایی که آفیش نبودم، سر صحنه حاضر می شدم و از دیدن کار بچه ها لذت می بردم. حتی گاهی بهشان پیشنهادهایی می دادم و برعکس این اتفاق هم می افتاد. همه ما برای بالا رفتن کیفیت بازی یکدیگر پیشنهادهایی داشتیم چون نتیجه کار برایمان اهمیت داشت. می خواستیم مردم مهرآباد را ببینند و دوستش داشته باشند.
همشهری جوان
گردآوری بیوگرافی اکاایران
گردآوری بیوگرافی اکاایران

اخرین مطالب آکاایران

تبلیغات