مصاحبه با کوری میرزایی، تنها بازمانده یلو داگز - بیوگرافی بازیگران ، بیوگرافی هنرپیشه ها





مجله چلچراغ:
 دو سه روز پس از حادثه به کوری پیغام دادم تا هر وقت حالش بهتر شدت با هم حرف بزنیم. عذرخواهی کرد و گفت واقعا الان در شرایطی نیستم که بخواهم درباره ماجرا حرف بزنم. در نهایت، چند هفته پس از آن اتفاق کذایی، با کوری میرزایی بیسیست و یکی از موسس های گروه یلو داگز (به همراه سروش فرازمند) صحبت کردم. او همچنان آشفته و کم رمق بود، که خب طبیعی است. آنها به گواه دوستان، خانواده و عکس هایشان همگی غیر از اینکه اعضای یک گروه بودند، مانند برادر بودند. از سیاوش کرم پور خواننده گروه کم و بیش خبر داشت و می گفت او هم این طرف و آن طرف است و حالش مثل من است.

بهترید؟

- داریم می گذرانیم و باهاش کنار می آییم دیگر.

این روزهایی که گذشت، چطور بوده؟

- خیلی سخت است. به هر حال یک زندگی نابود شد. باید دنبالش باشیم و دوباره همه چیز را از اول بسازیم.

مصاحبه با کوری میرزایی, تنها بازمانده «یلو داگز» کوری میرزایی,گروه سگ های زرد,[categoriy]


شما از اول با هم به آمریکا رفته بودید؟

- من و سروش و سیاوش و سینا.

کی بود؟

- سال 2009 از ایران خارج شدیم و ژانویه 2010 بود که رسیدیم به آمریکا.

در این مدت آلبوم هم منتشر کرده بودید؟

- دوتا EP بیرون دادیم. الان داشتیم آلبوممان را آماده می کردیم.

فکر می کنی چرا آن اتفاق افتاد؟

- صددرصد مشکل از آن شخص بود. برای ما هنوز که هنوز است، باورکردنی است که بیاید و چنین کاری کند. ما بچه های یلو داگز اصلا ارتباط خاصی با این آدم نداشتیم. او با گروه فری کیز آمد آمریکا.

بعد از شما آمدند؟

- بله، سال 2012 بود که آمدند.

آرش هم با آنها آمد؟

- آرش هم با آنها آمد. آنها اولش آمدندو اجرا گذاشتند اما خیلی آماده نبودند و بندشانس ر و شکل درستی نداشت. آرش دیگر نمی خواست با فری کیز بزند. پویا (سرپرست گروه) رفت و اعضای دیگری پیدا کرد که هنوز هم هستند. خلاصه آرش آمد توی یلو داگز.

چرا نمی خواست با آنها باشد؟

- سلیقه موسیقی اش بیشتر به سمت موسیقی های ما بود. ما هم آن زمان درامر نداشتیم و آرش بهمان اضافه شد ولی می گویم ما اصلا رفت و آمدی با این آدم (علی اکبر) نداشتیم.

مصاحبه با کوری میرزایی, تنها بازمانده «یلو داگز» کوری میرزایی,گروه سگ های زرد,[categoriy]


دلیل خاصی داشت؟

- کلا به ما نمی خورد، ما هم به همین خاطر شروع کردیم به کاری نداشتن باهاش. یک وقت هایی یک کارهایی می کرد که اصلا مودش با ما فرق داشت.

شنیدم که او ارتباط خوبی با خانواده اش هم نداشته، درست است؟

- راستش با او اصلا نزدیک نبودیم که بخواهیم چیزی درباره اش بدانیم. الان است که می شنوم مثلا پدرش با او قطع ارتباط کرده بوده و کاری به کارش نداشته ولی قبلا چیزی نمی دانستیم چون آنقدر خبری ازش نداشتیم.

مثل اینکه یک سال از او هیچ خبری نداشتید تا آن شب؟

- آخرین باری که دیدمش، یک سال و نیم پیش بود.

هیچ خبری ازش نداشتید؟ یعنی هیچ چیزی که نشان از حس منفی اش نسبت به شما باشد، ندیده بودید؟

- نه واقعا. بعدش بود که شنیدیم توی فیس بوکش عکس گذاشته بود (عکس اسلحه)، چون همدیگر را توی فیس بوک نداشتیم یعنی قبلا توی فهرست هم بودیم ولی از همان یک سال و نیم پیش ما را، یعنی حداقل می دانم که مرا پاک (آنفرند) کرده بود.

تو آن شب پیش بچه ها نبودی.

- نه، من سر کار بودم. من همیشه خانه ام. کل هفته خانه ام ولی آن شب بهم شیفت دادند و رفتم سر کار.

شما در دو طبقه ساختمانتان ساکن بودید؟

- من و پویا و آرش طبقه سوم بودیم. سروش طبقه دوم بود.

بگذریم ... اجرای بادبود (memorial) چطور بود؟

- عالی بود. همان بندهایی که دوستشان داشتیم آمدند و اجرا کردند. همه آنها که می خواستیم باشند.

از آهنگ های شما هم اجرا کردند؟

- نه، ما گفتیم که این کار را نکنید.

علی (اسکندریان) هم با شما به آمریکا آمده بود؟


- نه، علی اینجا بزرگ شده بود. او در آمریکا به ایران رفته بود. دوباره از 12 سالگی تا الان که 35 سالش بود، اینجا بود. آن آدم (علی اکبر) تا به حال علی را ندیده بود.

مصاحبه با کوری میرزایی, تنها بازمانده «یلو داگز» کوری میرزایی,گروه سگ های زرد,[categoriy]


شما آن شب (شب یادبود) موزیک نزدید؟

- نه. کی بزند؟ چی بزنیم؟ خیلی شب سختی بود. واقعا اطرافیان خیلی به ما کمک کردند. باورنکردنی بود. کلا این چند وقت حمایتی که از ما کردند باورنکردنی بود. حتی گاهی برایمان غذا آوردند گذاشتند کنار دستمان. خیلی کمک می کنند. نمی گذارند یک لحظه هم تنها باشیم یا مشکلی داشته باشیم.

الان چطور؟ الان انگیزه های تو و سیاوش چیست؟

- اگر دست خودم بود، دیگر موزیک نمی زدم. نمی دانم شاید هم به خاطر الان باشد اما فکر می کنم دیگر آمادگی موزیک زدن یا موزیک ساختن ندارم اما وظیفه ای دارم؛ باید راه این سه نفر را ادامه دهم تا به هدف همیشگی مان برسیم و باید ادامه بدهم.

شاید همین بعدا که حالت بهتر شد، انگیزه ات را قوی تر کند.

- الان که فعلا زندگی نداریم اما بعد که جا بیفتیم، باید ببینیم چه می شود. ببینیم کجای دنیاییم.

واقعا چه جوری می شود با چنین اتفاقی کنار آمد؟

- نمی دانم. من هنوز توی شوکم. نمی توانم درک کنم که این اتفاق افتاده. اصلا چرا افتاده. چه شده مگر این آدم ها چه کار کرده بودند که چنین اتفاقی برایشان بیفتد. (سکوت می کند)

پدر و مادر سروش و آرش را در روز تشییع دیدم. هنوز بیشتر شوکه بودند تا اینکه بخواهند گریه و زاری کنند.

- صددرصد. بعد هم من هیچ پدر و مادر تا به حال ندیده بودم که اینقدر به بچه هایشان وابسته باشند و پیگیری کنند ولی به هر حال خدا را شکر یک کم الان بهترند.

سیاوش چطور است؟

- یک سر پیش من آمده بود. بد نیست. حالش عین من است.

شما آنجا شغل دیگری هم داشتید؟

- بله. همه مان کار می کردیم. موزیسین جماعت باید کار کند تا بتواند خرج بندش را درآورد. البته اینطور نبود که بخواهیم وقتی ایران بودیم فکر کنیم الان می رویم آمریکا و همه چیز خوب می شود. از اول خودمان را برای کار آماده کرده بودیم. واقعا پول تو موزیک نیست. کاری است که آدم برای دلش می کند. حتی بندهای خیلی کله گنده تر هم نمی توانند فقط با موزیک زدن خرجشان را درآورند.

سبک های غیر پاپ دیگر؟

- آره دیگر. پاپ های گردن کلفت خب، خیلی پول می سازند اما موزیک مستقل همین است دیگر. از اسمش هم پیداست. البته ما با این اصلا مشکلی نداریم و از اول می دانستیم که باید خیلی کار کنیم.

پیشرفتی در پرونده پیش نیامده؟ شبهاتی درباره اینکه اسلحه از کجا تهیه شده وجود داشت.

- نه، به ما که چیزی نگفتند.

مصاحبه با کوری میرزایی, تنها بازمانده «یلو داگز» کوری میرزایی,گروه سگ های زرد,[categoriy]


پس پرونده هنوز باز است.

- بله، صددرصد. می گویند که دنبالش هستند. آخر باید معلوم شود که اصلا چی بوده و اسلحه از کجا آمده و اینها.

مرسی که وقت گذاشتی، با اینکه می دانم روبراه هم نیستی. سوال آخرم؛ آن هدف بزرگ و نمره بیستی که برای یلو داگز تصور کرده بودید چه بود؟

- راستش ما 80-70 درصد راه را رفته بودیم. می خواستیم یک تور جهانی داشته باشیم. در حال انجام کارهایش بودیم و همهچیز جور شده بود.

از کی قرار بودتورتان شروع شود؟

- در گیر و دار تهیه و تدارک ویزا و بقیه کارهایش بودیم. ما سه بار تور کل آمریکات رفتیم و الان پیگیر تور دنیا بودیم. قرار بود آلبوممان هم وسطش منتشر شود. همه چیز داشت درست پیش می رفت. بعد از سه چهار سال، الان یک زمانی بود که گره های کور باز شده بود و جمع و جور کرده بودیم برای تور جهانی. هدف بزرگمان از وقتی ایران بودیم هم همین بود که با بندمان به تور کل دنیا و در نهایت به کشور خودمان ایران برویم.

گردآوری بیوگرافی آکاایران گردآوری بیوگرافی آکاایران
  • اشتراک
  • گزارش تخلف
  • 0 محبوب

اخبار اکاایران

اخرین مطالب آکاایران