اندک اندک با شاه آواز؛ شهرام ناظری - بیوگرافی بازیگران ، بیوگرافی هنرپیشه ها



همشهری جوان:
اگر قرار باشد درباره موسیقی ملی و اصیلمان حرف بزنیم و بحث هایی از قبیل «قدرت صدا» و «اعتبار جهانی» مطرح باشد، بدونشک «شوالیه» جزو معدود چهره هایی است که می شود با افتخار درموردش حرف زد و کلی هم با آثار و نوستالژی هایی که برای چند نسل خلق کرده، خاطره بازی کرد. «شهرام ناظری» از همان سال هایی که «اندک اندک» از تلویزیون پخش می شدو بزرگترهای ما با آن سری تکان می دادند، محبوب بود.

 بعد آرام آرام با «دلا نزد کسی بنشین» و «آتش در نیستان» توانست با نسل های جدید هم ارتباط برقرار کند. آن وقت بود که شهرتش از مرزهای داخلی هم بیرون زد و اجراهای خارج از کشور، از او نمادی برای موسیقی ملی و سنتی ایرانی ساخت. همین ماندگاری آثار «شوالیه» و خاطراتی که همه نسل های علالقمند به موسیقی سنتی در کشور بهاو و کارهایشان دارند باعث شد ایده اولیه این پرونده شکل بگیرد.

کنسرت دو سه هفته پیش استاد برای بچه های روستای «شین آباد» هم که با همکاری چهره های بزرگ سینمای ایران روی صحنه رفت، بهانه این پرونده را جدی تر کرد.در اینچند صفحه سعی کرده ایم با یکی از ماندگارترین صداهایایران خاطره بازی کنیم و از زبان برخی چهره ها در موردش بنویسیم. نگاهی گذرا هم به بحران این روزهای بازار موسیقی سنتی، یعنی موج «شبیه خوانی» داشته ایم که دیگر رفته رفته تبدیل به یک عادت تلخ شده و به مروز در حال فراگیر شدن نیز هست و البته در آخر پای حرف ها و درددل های شهرام ناظری نشسته ایم. مردی که انگار تمام نمی شود.

ما و نوستالژی های آقای شوالیه

بهانه این یادداشت آنقدر عزیز است که هر کسی هم جز من بود، نوشتنش را با سر قبول می کرد؛ نوستالژی های ما و قطعات استاد شهرام ناظری. آنقدر این نوستالژی ها عمیق اند که هیچ نیازی به کندوکاو نیست. لحظه ای به خاطرات دور و نزدیک سفر کردن، پیوندت می دهد با تصانیفی که هر کدام در گوشه ای از زندگی ما ایرانی ها جا خوش کرده اند. فقط ای کاش می شد به ابتدای این نوشتار یک دستگاه سی دی پلیر نصب می شد تا به جای آنکه مجبور شوید با کلمات خاطرات زیادی را که صدای استاد ناظری برایمان رقم زده است زنده کنید، خاطراتتان با شنیدن آنها تازه می شد.

وقتی بچه بودیم

اندک اندک ...


«اندک اندک» با آن شروع گروهی اش، با آن دف و سه تار جادویی انگار صدای آن روزهاست اصلا. صدای موشک باران، صدای همدلی، صدای مدرسه هایی که همیشه جایی داشتند برای جمع کردن کمک های اهدایی برای رزمندگان، اندک اندک صدای رادیوی آن روزهاست، صدای تلویزیون های سیاه و سفید کوچک که تصویر رزمندگان را نشان می داد و رویش صدای ناظری می آمد. صدای سه تار مهجوری که حالا به واسطه مرحوم جلال ذوالفنون و رضا قاسمی حالا به عنوانساز اول این تصنیف استفاده شده بود و باعث شد تا خیلی ها همان زمان بار دیگر با سه تار آشتی کنند.

می دانم که می دانید اما گفتم یادآوری اش شاید بد نباشد که بگویم آهنگسازی این تصنیف بی نظیر از ساخته های خود استاد است و آن دف خوش صدا را هم «بیژن کامکار» نواخته که آنطور شورانگیز آمدن جمع مستان را نوید می دهد. اولین دسته ای که از آزاده ها به ایران آمدند موسیقی ای که روی تصویر صف طویلشان شنیده می شد، همین«اندک اندک» بود. قطعا خوش سلیقگی تدوینگر آن برنامه بود که باعث شد این تصنیف چندین سال بعد از ساخته شدنش با بخشی مهم از خاطرات شاد و تصویری ما گره بخورد و لحن حماسی اش با یادآوری آن روزها صدچندان شود.


شهرام ناظری,شهرام ناظری مونترال,شهرام ناظری کردی,[categoriy]


وقتی جوان شدیم

کابوکی

بزرگ شده بودیم و کتاب های روشنفکری می خواندیم و بازار کنسرت هم حسابی داغ بود. معدن این بازار داغ هم سالن میلاد نمایشگاه بود که تازه افتتاح شده بود و البته زمین تنیس باشگاه انقلاب که پذیرای کنسرت های بزرگتر می شد. اولین باری که«کابوکی» را شنیدم، در همان کنسرت سال 76 به همراه کامکارها بود. قطعه ای شاد به معنای «عروس» که شاخصه اش همان به قول معروف «کِل»هایی بود که ناظری می کشید و شور و حال کردی این تصنیف شاد فولکلور. حالا به همه اینها روحیه کردی و حرکات دست شهرام ناظری را اضافه کنید به همراه گروه کامکارها که شور و شوقشان شهره خاص و عام است و به گردش موسیقی ایران حق بزرگی دارند. فقط یک نمونه اش همین کابوکی است.

وقتی بزرگ شدیم


آتش درنیستان


اواخر دانشگاه رفتنمان بود. نوار وی اچ اس یکی از کنسرت های ناظری تازه درآمده بود و دست به دست می گشت. گل این کنسرت «آتش در نیستان» بود که در پی آوازی می آمدو بعد هم چند غزل دیگر از دیوان شمسی، حافظ یا خیام که همه حال و هوایی عاشقانه داشتند اما روع طوفانی و ناگهانی «یک شب آتش در نیستانی فتاد» با آن تاکید ابتدایی اش روی واژه «یک شب» کار را به تمامی از بقیه قطعات جدا کرده بود. آنهایی که موسیقی سنتی را کمی جدی تر دنبال می کنند می دانند که آلبوم «آتش در نیستان» در واقع ادامه منطقی «گل صدبرگ» است و باز هم همکاری مرحوم ذوالفنون و گروه سه تارهایش و استاد ناظری. شاعر کمتر شناخته شده این اثر «مجذوب علیشاه» با این تصنیف بیش از پیش شناخته شد.

وقتی عاشق شدیم

دلا نزد کسی بنشین


«رضا قاسمی» آهنگسازی این قطعه ماندگار را در آلبوم گل صدبرگ به عهده داشت. او «الا یا ایهاالساقی» و در پی آن «دلا نزدکسی بنشین» را روی اشعاری از حافظ و مولانا در آواز بیات ترک ساخت. در حقیقت «گل صد برگ» قابلیت های فراموش شده سه تار را به موسیقی دانان ایران یادآور شد. نکته دیگر درمورد قطعات این آلبوم جسارتی بود که ناظری از خودش در اجرای آواز آن هم به همراه ساز کم حجمی همچون سه تار داشت که برای خواننده معروفی چون او خیلی معمول نبود. نخستین اجرای این آواز به سال 1354 در منزل دکتر نظام زاده نایینی بازمی گردد، جایی که شهرام ناظری جوان به درخواست استاد غلامحسین بنان شروع به خواندن این بیت می کند: «زند موجی بر آن کشتی که تخته تخته بشکافد/ چه دانستم که این سودا مرازین سان کند مجنون».

شهرام ناظری,شهرام ناظری مونترال,شهرام ناظری کردی,[categoriy]


استاد بنان از شعری که ناظری جوان انتخاب کرده شگفت زده می شود و به وی توصیه می کند که «این شعری که انتخاب کرده ای پر از خون است و تخته پاره و موج و دریا و نهنگ و ...، هر چقدر خوش بخوانی این الفاظ و وزن شعر مانع اثرگذاری آواز تو می شوند» اما ظاهرا بخت با ناظری بسیار همراه تر از پیش بینی استاد بنان است و سال ها پس از آن اجرا، ناظری همان آواز را روی ساخته ای از رضا قاسمی اجرا می کند و نتیجه اش می شود همین قطعه. قطعه ای فراموش نشدنی در میان قطعات ناظری.

وقتی تنها شدیم


ما درس سحر در ره میخانه نهادیم


ناظری بی شک این غزل حافظ را با صدای خودش به یکی از جاودانه های دیوان او بدل کرد. اینقدر آلبوم گل صدبرگ پرطرفدار شد و هر قطعه اش – مخصوصا قطعات آوازیش – فراگیر شدند که نمی شود چندباره از آن یاد نکرد. یکی از بهترین های این آلبوم «درس سحر» است که خیلی ها آن را آغاز موسیقی عارفانه در موسیقی سنتی ایران می دانند. آهنگسازی آن را همچون چند قطعه دیگر این آلبوم از آثار ذوالفنون است. نکته ویژه این اثر، قطعاتی است که بعدها به تقلیدی از آن توسط خواننده های دیگر با ملودی های نسبتا مشابه خوانده شد و اتفاقا آنها هم موفق شدند!


شهرام ناظری در این گفتگو از دغدغه های فرهنگی اش می گوید از اصولی که تمام این سال ها به آنها پایبند بوده


امید به دل مردم برگشته


شاید این یک اعتراف تلخ باشد ولی واقعیتی است که شاید خبرنگاران حوزه موسیقی بهتر بتوانند عمق آن را درک کنند: «گفتگو با استاد «شهرام ناظری» کار راحتی نیست.» سوای حساسیت های بالا در نوع نگارش متن، ایشان خیلی سخت در مورد برخی موارد اظهارنظر می کنند و سیاستشان در تمام این سال ها این بوده که اصولا با رسانه ها گفتگویی نداشته باشند. استراتژی که بسیاری دیگر از چهره های پرآوازه حوزه موسیقی سنتی نیز به آن عمل کرده اند و با این اوصافت گفتگو داشتن با ایشان برای تکمیل این پرونده، تقریبا به رویایی شبیه بود اما پس از مطرح شدنو آنالیز شدن محتوای پرونده و ذکر چالش بزرگ این روزهای بازار موسیقی سنتی (شبیه خوانی جوانان این حوزه و دلایل ماندگاری آثار نوستالژیک استاد ناظری) باعث شد ایشان قبول کنند تا این پرونده با گفتگوی ایشان با «همشهری جوان» کامل شود و در این بین پیگیری های تهیه کننده و کنسرت گذار ایشان آقای «مجید عبدی» بسیار تاثیرگذار بود که قطعا جای تقدیر دارد. این گفتگو از ایده های شکل گیری آخرین اجرای زنده استاد ناظری آغاز و به مباحث دیگر ختم شد. مباحثی که برخی از آنها قطعات مورد توجه بسیاری از اهالی موسیقی و مخاطبان این حوزه قرار خواهد گرفت.

شهرام ناظری,شهرام ناظری مونترال,شهرام ناظری کردی,[categoriy]


در مورد ایده اولیه کنسرت «شین آباد» بگویید. کنسرتی که علیرغم کم بودن تبلیغاتش، به شدت مورد توجه دوستداران موسیقی و رسانه ها قرار گرفت.

- مدت ها بود که در ذهنم تفکر انجام کاری خیریه برای منطقه خودم و هموطنان کُرد داشتم. ایده های زیادی را مرور کردم. برگزاری کنسرت به نفع جذامی های مهاباد برای من در اولویت بود. فکر و ذکرم را مشغول کرد و می خواهم در اولین فرصت آن را عملی کنم. کم کردن مشکلاتشان و در درجه بعد برگزاری کنسرت برای آنها مواردی بود که در ذهنم بود. دو هفته پیش هم کنسرتی را در سنندج برگزار کردم که به نفع انجمن بیماران سرطانی سنندج بود. بعد پیشنهاد اجرای تهران از سوی مردم و دوستداران موسیقی شد که با اجرای قطعات نوستالژیک، برنامه ای را در تهران برگزار کنم. آغاز سال جدید و خاطره تلخ آن اتفاق در روستای «شین آباد»، تلنگری بود برای ما و این تفکر که در سالگرد آن اتفاق، آن دختران معصوم دوباره آن لحظات تلخ را به یاد می آورند. همین باعث شد که تصمیم بگیریم در راستای آن اتفاق قدمی برداریم. به این فکر کردم که توانایی این را داریم که قدمی هر چند کوچک برای این کودکان برداریم.

برگزاری این برنامه های خیریه و انسان دوستانه ادامه خواهد داشت؟


- قطعا ادامه دار خواهد بود. اولویت من هم محدوده کردنشین کشور است. دلیلش هم این است که اصولا مردم کرد در ایران محرومیت های زیادی را به خودیدده اند و من درصدد جبران برخی از این کمبودها برای آنها هستم؛ تا جایی که از دستم برمی آید. قرار است که در یک ماه آینده در مهاباد برنامه ای را در حمایت از بیماران جذامی انجام بدهیم. برنامه های دیگری هم هست که به محض قطعیت اطلاع رسانی خواهد شد.

شهرام ناظری,شهرام ناظری مونترال,شهرام ناظری کردی,[categoriy]


کنسرت «شین آباد» با قطعات نوستالژیک شما برگزار شد و نکته جالب این برنامه، حضور بی شمار چهره های جوانی بود که در کنار افراد مسن تر، به برنامه شما آمده بودند. چه اتفاقی افتاده که نسل جوان مخاطب موسیقی کشور هم همیشه به کنسرت های شما می آیند و برای تداوم این ارتباط چه برنامه ریزی هایی را داشته اید؟

- دیدگاه من در ارائه موسیقی سنتی، پایبندی به تمام ریشه ها و پایه هاست و در کنار آن نیز همیشه سعی کرده ام سنت شکنی و خلاقیت داشته باشم تا بتوانم مخاطبان همه نسل ها را درگیر کارهایم کنم. به زمان ارائه آثارم همیشه فکر کرده ام و اینکه در مسیر، هیچ پایه و اساس و اصولی را خراب نکنم. اینها را اگر قرار باشد در قالب یک مجموعه نگاه کرد، می توان از آن به عنوان دلایل ماندگاری یک اثر یاد کرد. توجه ویژه به لحن حماسی گمشده در آثار ایرانی را هم جزو کاراکترهایی می دانم که توانایی تاثیرگذاری در ذهن و وجود همه انسان ها، اعم از هر سن و سالی را داراست. طراوت لحن حماسی در حذف مخاطبان موسیقی خیلی تاثیر گذاشته. یک بار در جلسه ای که به همت دکتر «شفیعی کد کنی» برگزار شد، دختربچه کوچکی را آوردند که یکی از قطعات من را از حفظ می خواند. برای خودم و البته برای همه جالب بود که دختر بچه ای با این سن و سال چطور می تواند تا این حد مسلط باشد و آثار من را بخواند. دکتر کدکنی گفتند لحن آثار تو لحنی خالص و ایرانی دارد که همه را درگیر خود می کند. این بچه ناخودآگاه تحت تاثیر این لحن تو به شور می آید و همین باعث شده که این قدر مسلط روی آثار تو بخواند.

افراد مسن تر هم شاید به این دلیل همچنان پیگیر آثار من اند که من علیرغم نوآوری و خلاقیت های آوازی، همچنان اصول و ریشه و قواعد اصلی موسیقی ایرانی و اصیل را حفظ کرده ام و هنوز برای آنها احترام قائلم. من روی تنه این درخت عظیم، شاخ و برگ و جوانه های تازه ای را پرورش داده ام تا در گذر زمان عقب نمانم و بتوانم با نسل های جدید ارتباط برقرار کنم. ارتباطی که قطعا موازی با رعایت اصول و اصالت ها بوده. برای نوآوری، هرگز آن تنه درخت اره نخورده. بلکه سعی شده جوانه های جدید روی آن پرورش داده شود.

اجرای آثار نوستالژیک شما در کنسرت «شین آباد» باعث شد خیلی ها اجراهای پرخاطره شما و همگروهی های سابقتان از قبیل استاد علیزاده و لطفی و حتی استاد شجریان را به یاد بیاورند. این آرزو قرار نیست در سال های آینده محقق شود؟


- در درجه اول تحقق این اتفاق بستگی به این دارد که آیا این گروه تمایلی به کار کردن در کنار هم دارند یا خیر. آیا این جمع شدن امکانپذیر هست اصلا؟ واقعا آرزوی ماست این اتفاق. این را بدون تعارف عرض کردم. آیا اگر این جمع کنار هم باشند، باز هم می شود توقع آثار درخشان سه دهه قبل را از آنها داشت؟ خود این یک مسئله است. اینکه این 30 سال جدایی و دوری، و از آن مهمتر تغییرات جامعه، اجازه تکرار آن خاطرات را می دهند؟ ولی باز هم با این اوصاف من شک ندارم اگر ما بتوانیم جمع بشویم، از آنجایی که همه این اساتیدی که اسم بردید دارای اهداف بزرگ هنری و انسانی هستند، قطعا این قبیل فعالیت های خیریه می توانند وجهه والاتری به خود بگیرد.

شهرام ناظری,شهرام ناظری مونترال,شهرام ناظری کردی,[categoriy]


چهره های جدید زیادی در سال های اخیر وارد عرصه موسیقی سنتی شده اندت ولی اصرار آنها برای نزدیک شدن به تحریرها وس بک شما و استاد شجریان باعث شده فقدان خلاقیت به خوبی در این عرصه به وجود بیاید. خود شما برای این معضل چه پیشنهادهایی دارید و آیا در این سال ها صدایی بوده که شما را امیدوارکند برای پدید آمدنچهره ای جدید در موسیقی سنتی کشور؟

- صداهای خوب در این سال ها زیاد بوده اند. این سوال شما را 15-10 سال پیش از من پرسیدند و من هم پاسخ دادم که من به یک نفر خیلی امید دارم و آن هم «ایرج بسطامی» است. او خودش را پیدا کرده و مثل خودش می خواند که متاسفانه ایشان هم در حادثه بم فوت کردند. الان هستند جوانانی که صدای خوبی دارا هستند ولی عیب بزرگی دارندو آن هم تمایل به شبیه خوانی است. روی این مسئله باید آسیب شناسی درستی به عمل آید. جوانی که صدای خوبی دارد، با نزدیک شدن به فضای شبیه خوانی و تقلید، هویت هنری خود را زیر سوال می برد. امیدوارم با توجه به تغییرات و تحولاتی که در کشور به وجود آمده، خط مشی جدیدی بین چهره های جوان به وجود بیاید. درست است که اکثر غول ها و بزرگان آواز و مکاتب آوازی کشور از دنیا رفته اند ولی خوشبختانه هنوز هم تعدادی کارشناس خوب موسیقی داریم که امیدوارم با جمع شدن این کارشناسان موسیقی کلاسیک ایرانی در قالب یک شورا، خط مشی جدید تدوین کنند تا آسیب شناسی موسیقی سنتی، به خصوص در بخش آواز زودتر صورت پذیرد.

تغییر و تحولات زیادی در رأس مدیران موسیقی کشور رخ داده. بزرگترین خواسته های شوالیه آواز ایران از مدیران جدید و سیاست های آنها چیست؟


- خوشبختانه معاون هنری وزیر فرهنگ و ارشاد شخصی است که همه می شناسیم. جناب «علی مرادخانی» سال های زیادی در عرصه فرهنگ کشور حضور داشته اند و توانسته اند امتحان خود را پس بدهند. ایشان همواره با هنرمندان در ارتباط بوده اند و تمام ماجراها و خواست های اهالی فرهنگ را به خوبی می دانند. باید به آقای جنتی بابت این انتخاب واقعا تبریک گفت چون فردی را انتخاب کرده اند که مورد اعتماد اهالی فرهنگ و موسیقی اند.

من فکر می کنم که خود ایشان بیشتر از همه خواست های جامعه هنری را می دانند و بهترین راه حل ها را برای ترمیم فضای کنونی دارند. فقط مشکل اینجاست که جبران آسیب های وارده به فرهنگ این کشور زمانبر است و باید چاله ها پر بشوند و مشکلات ترمیم شوند و برای رسیدن به این مهم زمان زیادی باید صرف شود. دولت جدید دولتی است که مورد علاقه مردم است و باعث شده که شکوفه ای در دل مردم بشکفد ولی باید فعلا چاله ها را پر کند. همین که این امید در دل مردم به وجود آمده، بسیار راهگشاست و می تواند کاربرد اجتماعی غنی را دربرداشته باشد.

شهرام ناظری,شهرام ناظری مونترال,شهرام ناظری کردی,[categoriy]


هیچ وقت درباره لقب «شوالیه» صحبت نکرده اید. دوست دارم در آخر صحبت هایتان در این باره کمی حرف بزنید. لقبی که به حق شایسته شما است.

- از 20 سال پیش که من برای اجرای برنامه به خارج از کشور می رفتم، آرام آرام اجراهای من مورد توجه طیف علاقمندان موسیقی خارج از کشور قرار گرفت. بعد دیگر تعداد دعوت ها از من برای فستیوال ها و تئاترها برای اجرای برنامه بیشتر شد. یکی از شاخصه های کاری من استمرارم برای فعالیت روی آثار مولانا جلال الدین بلخی رومی بود که به نام «رومی» در تمام دنیا مورد توجه بود. آثار من هم با محوریت روی آثار ایشان بود که قطعا در این ارتباط تاثیرگذار بود. دیگر کار به جایی رسیده بود که در اکثر فستیوال های پاریس حضور داشتم و در نیویورک هم ماجرا همینطور بود. در فستیوال هایی برنامه اجرا کردم که کمتر چهره ای از خاورمیانه در آنها حضور داشت. بعد اوضاع تا جایی پیش رفت که به اذعان رسانه های فرانسوی، 95 درصد مخاطبان موسیقی و اجراهای من در پاریس فرانسوی ها بودند. روسای فستیوال های خارجی به برنامه های من علاقمند شده بودند. مشاور فرهنگی رئیس جمهور فرانسه آقای ژاک شیراک، خانم «والری ترانوا» به برنامه های من آمدند. همین اتفاقات خوب باعث شد که این جایزه به من تعلق بگیرد و منطق انتخاب من هم بین هیئت رئیسه این عنوان، این بود که آنها اعلام کردند من با موسیقی ام توانسته ام غرب را بسان یک پل به فضای شرق پیوند بدهم.

گردآوری بیوگرافی آکاایران گردآوری بیوگرافی آکاایران

اخبار اکاایران

تبلیغات