مهران غفوریان | همه چیز در مورد مهران غفوریان و داستان خواستگاریش
آکاایران: بیوگرافی مهران غفوریان

مهران غفوریان

همه چیز در مورد مهران غفوریان و داستان خواستگاریشمهران غفوریان

آکاایران: مهران غفوریان ، همه چیز در مورد مهران غفوریان و داستان خواستگاریش

معرفی کوتاه مهران غفوریان
نام اصلی مهران
نام خانوادگی غفوریان
تاریخ تولد ۱۳۵۳/۶/۳
محل تولد تهران
تحصیلات رشته نقاشی

مهران غفوریان

همه چیز در مورد مهران غفوریان و داستان خواستگاریش

مهران غفوریان و همسرش

بیوگرافی و زندگینامه

مهران غفوریان متولد سوم شهریور ماه ۱۳۵۳ در شهر تهران ( محله مولوی ) است. اصلیت پدرش تهرانی و اصلیت مادرش تبریزی است. برادرش مهدی که چند سالی از او بزرگتر است هم در کار هنری فعالیت دارد. مهدی غفوریان خواننده سبک پاپ است.

تحصیلاتش با اینکه در رشته هنر بوده ولی با شغلش خیلی مرتبط نیست. غفوریان در دانشگاه رشته نقاشی خوانده است و تحصیلاتش را تا مقطع لیسانس ادامه داده است. نکته جالب در بیوگرافی او اینست که کمربند مشکی کاراته دارد.

اولین کار بازیگری اش را با مجموعه طنز جنگ ۳۹ تجربه است و پس از آن خیلی زود به جمع کارگردان های سریال های طنز پیوست. با ساخت چند سریال طنز جایگاه خود را در تلویزیون تثبیت کرد و پس از ساخت سریال زیر آسمان شهر توانست محبوبیت بسیاری کسب کند.

کاراکترهای فراموش نشدنی مثل بهروز خالی بند ، خشایار مستوفی و غلام شیش لول بند برخی از کارکترهای ماندگار این سریال خاطره انگیز هستند. مهران غفوریان در سال ۱۳۹۴ در برنامه خندوانه به کارگردانی رامبد جوان توانست عنوان خنداننده برتر را کسب کند.

چند سالی می شود که غفوریان متاهل شده است. وی در سیزدهم دی ماه ۱۳۹۳ ازدواج کرد ، بازیگران زیادی هم در مراسم عروسی او حضور داشتند. وی خبر ازدواجش را در برنامه تلویزیونی گلخانه به طور رسمی اعلام کرد.

مهران غفوریان

مهران غفوریان

مهران غفوریان در کنار مادرش

ماجرای خواستگاری

مهران غفوریان در شب خواستگاری اش در برنامه گلخانه دعوت می شود و در همان برنامه هم اعلام می کند که امشب می خواهم به خواستگاری بروم. جالب تر اینکه خانواده همسرش هم در حال دیدن آقای داماد در برنامه زنده بوده اند.

غفوریان در مورد شب خواستگاری اش گفته است : شب خوبی بود ولی خیلی استرس داشتم ، چون باید آنجا خیلی مراقب باشی تا در مقابل خانواده همسرت خطایی نکنی. پدر خانمم فوت کرده اند. اما مادر خانمم در آن شب گفت :

دخترم را اول به خدا و بعد به شما می سپارم . امیدوارم که در کنار هم خوشبخت شوید. خدا رو شکر تا این لحظه سعی ام بر این بوده است که همسرم را خوشبخت کنم و هر کاری از دستم آمده است ، انجام داده ام تا همسرم احساس خوشبختی کند.

.

منبع : hamdore.com

تبلیغات